از وجوب و حرمت و حلّيّت و صحّت و بطلان و ساير احکام تکليفي و وضعي. بنابراين مي‌توان گفت موضوع فقه فعل مکلّف يا موضوع خارجي و محمول آن حکم شارع مي‌باشد که مسائل فقهي را تشکيل مي‌دهد.

1-2-1-3. فقه سنّتي و فقه پويا
واژه‌ي ” فقه پويا ” که در برابر ” فقه سنّتي ” به کار مي‌رود‌‌، اصطلاحي نوپيداست که از سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مطرح شد.
در نگاه اوّل اين دو واژه متناقض به نظر مي رسند‌‌، اما با بررسي عالمانه و دقيق در مفاهيم عام وخاص آنها ونيز معاني مثبت ومنفي هر يک معلوم مي شود که تناقضي بين آنها وجود ندارد.
با پديدارشدن زمينه‌هاي حکومت اسلامي و به صحنه آمدن احکام فقهي‌‌، گفتمان‌هاي جدّي در زمينه ي چالش‌هاي فقه در پاسخ گويي به نيازهاي روز جايي در ميان عالمان فقه باز نمود و از اين ميان واژه نوين ” فقه پويا ” در مقابل ” فقه سنّتي ” خود را نشان داد.20
در نگاه اوّل معناي واژه ” فقه سنّتي ” و ” فقه پويا ” روشن است. سنّت به معاني قول و فعل يا تقرير معصوم آمده است ولي در اين مباحث مراد روش و شيوه ي استنباط فقهي سلف صالح و فقهاي گذشته است‌‌، اما ” فقه پويا ” يعني استنباط احکام شرعي به گونه اي که پا به پاي تحولات و پيشرفت‌هاي دانش و نيازهاي بشري باشد.
در انديشه امام خميني(ره) فقه سنّتي که اسلوب اجتهادي فرزانگان پيشين است‌‌، با فقه پويا که فقه حاضر در زمان ماست جمع شدني مي باشد.
تأکيد آن بزرگوار بر پويايي فقه شيعه مبيّن وصف ذاتي اجتهاد در فقه سنّتي است‌‌، چه آنکه مي دانيم اساساً تغيير مستمر در زمان و مکان به عنوان دو بستر اساسي موضوعات احکام الهي و همچنين پيدايش دائمي حوادث واقعه و مسايل مستحدثه است، که فلسفه لزوم اجتهاد و استمرار آن را تشکيل مي دهد. پس فقه سنّتي شيعه که در بستر اجتهاد جاري است مي تواند پويايي خود را با در نظر داشتن به نيازهاي بشري و مسايل مستحدثه حفظ نمايد.21
در همين خصوص امام خميني(ره) مي فرمايند : ” درمورد دروس تحصيل و تحقيق حوزه‌ها اينجانب معتقد به فقه سنّتي و اجتهاد جواهري هستم و تخلّف از آن را جايز نمي دانم‌. اجتهاد به همان سبک صحيح است ولي اين بدان معني نيست که فقه اسلام پويا نيست‌. زمان و مکان دو عنصر تعيين کننده در اجتهادند”.22
منظور از ” فقه جواهري ” فقه متکّي بر استدلال و اجتهاد و باور مبتني بر ادلّه شرعي است که در آن ضمن اصرار بر مباني سنّتي و اصيل بر پويايي و بالندگي فقه تأکيد مي شود.
” فقه پويا ” در معنا و برداشت منفي از آن يعني فقهي بدون حدّ و مرز که سر از مصالح مرسله‌‌، قياس و استحسان در مي آورد و در ميان اهل سنّت از مباني اصلي اجتهاد و افتا به شمار مي رود و سابقه‌ي آن به دوران صحابه و تابعان بر مي گردد.
به اين تعبير فقه يعني تشريح و بيان احکام بر اساس مصلحت انديشي غير مبتني بر ملاکات معتبر شرعي و عقلي که منشأ آن فرضيات و استدراکات انساني است نه وحي‌‌، برخي بر اين باورند که فقه پويا همان فقه اهل سنّت است، ولي شيعه اين معنا را قبول ندارد.
معناي مثبت پويايي فقه عبارتند از : به کار گرفتن اجتهاد در منابع اصيل و معتبر شرعي که بر اساس آن فقه قادر خواهد بود در طول زمان مسايل نو ظهور و مستحدثه را به مقتضاي واقعيت‌هاي زماني و عينيت‌هاي خارجي تبيين نمايد.
در اين نگرش مجتهد به دور از پيش‌داوري‌ها و ذهنيت‌هاي قبلي با شناخت صحيح از منابع به استنباط مي پردازد و در اين راه نگاهي دو سويه دارد: يکي آنکه به اجتهاد پيشينيان توجه ويژه دارد و بهره‌هاي لازم را از آن مي برد و ديگر آنکه به مسايل جاري در زمان و مکان و حيطه‌ي زندگي امروز بشري اشراف کامل داشته و سعي مي‌کند اجتهادي مبتني بر اصول و قواعد کلّي فقه اسلامي داشته باشد.
بايد توجه داشت که اصرار ورزيدن بر ظاهر الفاظ و عبارات و بسنده کردن به ميراث فقهاي گذشته يک حرکت قهقرايي در پي دارد و فقيهي که نتواند و جرأت نداشته باشد که علم خود را در موقع لزوم به کار گيرد‌‌، يک مقلّد صرف خواهد بود و اين تحجّر فقهي انسداد علمي و اجتهادي در پي دارد.
امام راحل(ره) با ديد ژرف نگر خويش به اين مهم توجه کافي داشتند که بر فقه جواهري که از منابع سنّتي و اصيل سرچشمه گرفته ولي به طور مستدل به زواياي مسايل مي پردازد‌‌، تاکيد مي‌کردند و شيوه اجتهادي صاحب جواهر را مي پسنديدند و بر اين اساس درهاي اجتهاد را همواره گشوده مي ديدند.
ايشان مي فرمودند:” ما باب اجتهاد را نمي‌توانيم ببنديم‌‌، هميشه اجتهاد بوده و هست و خواهد بود”.23
شهيد صدر در تعريف فقه سنّتي و فقه پويا چنين بيان کردند که : “زندگي دائما در معرض قضاياي جديد و مسايل نو پيدا و فراوان قرار دارد و هر روز صحنه‌ها و ميدان‌هاي تازه‌ي بي سابقه‌اي پيدا مي شود‌‌، در نتيجه اين عمل يعني فقاهت به اقتضاي مسايل و موضوعات جديد بايد رشد و نمو مستمر داشته باشد تا بتواند تمام رويدادهاي نوين و مسايل و موضوعات تازه را در بر گيرد “. 24
از نظر شهيد صدر اجتهاد به دو روش قابل انجام است :
الف: حرکت از ادلّه شرعي به سوي نيازها و موضوعات
ب: حرکت از نيازها و موضوعات به سوي ادلّه و احکام
در روش اوّل هدف تنها تبيين آيات و روايات است‌‌، از اين رو مستلزم جمود و تحجّر است. ولي در شيوه ي دوّم هدف يافتن درمان دردهاي عصر از قرآن و سنّت مي باشد‌‌، که اين مساله مستلزم فقه پويا و رشد فقه مي باشد. چرا که فقه ابتدا بايد موضوعات و حوادث فقهي را به خوبي بشناسد و سپس به کشف حکم و نظريه‌هاي بنيادين اسلامي بپردازد.25
فقه زماني علم واقعي است که در زندگي مردم هر عصري حضور فعال داشته باشد و براي هررخدادي که در حيطه ي موضوعات فقهي ظهور مي يابد‌‌، پاسخي درخور و محکم داشته باشد و
فقيه راستين کسي است که با فضايل اخلاقي و کرامت نفساني تدبير و حسن اراده داشته باشد و با درک عميق از رخداد‌هاي جهاني به استدلال ها و استنباط‌هاي محکم و مطابق با نيازهاي نوظهور بپردازد.
البته لازم به ذکر است رابطه‌ي ميان فقه پويا و فقه حکومتي عموم و خصوص من وجه است‌‌، زيرا فقه پويا تنها عهده دار پاسخ گويي به مسايل نوظهور بر اساس ادلّه معتبر و منابع اصيل مي باشد و حال آنکه فقه حکومتي فقهي است که عهده دار اداره اجتماع و حکومت است وهم به مسايل قديمي و هم مسايل نو پيدا مي پردازد.
در اين باره امام خميني(ره) مي‌فرمايند: ” حکومت در نظر مجتهد واقعي فلسفه ي عملي تمامي فقه در تمامي زواياي زندگي بشريت است‌. حکومت نشان دهنده ي جنبه ي عملي فقه در برخورد با تمامي معضلات اجتماعي وسياسي و نظامي و فرهنگي است‌. فقه تئوري واقعي و کامل‌‌، اداره ي انسان از گهواره تا گور است‌.”26

1-3. شناخت فقه جواهري
امام خميني(ره) بارها به فقه و اجتهاد جواهري تأکيد داشته‌اند و روش صاحب جواهر را در استنباط احکام، بهترين روش معرفي کرده و علما و انديشمندان ديني را به مطالعه‌ي اين کتاب ترغيب مي‌نمودند. از آنجا که صاحب جواهر با نهايت دقت در قرآن کريم و روايات اهل بيت اين کتاب شريف را به رشته‌ي تحرير درآورده است لذا کتاب جواهر را مي‌توان کتابي عاري از نقصان و جامع الاطراف در مسائل فقهي ناميد و کسي که کتاب جواهر را در اختيار داشته باشد کمتر احتياج به کتب ديگر فقهي پيدا مي‌کند.
1-3-1. آشنايي با شخصيت صاحب جواهر
شيخ محمد حسن نجفي فرزند شيخ باقر نجفي از فضلاء معروف نجف بوده است، از قرائن چنين بر مي آيد که وي در حدود سال 1202ق در نجف اشرف به دنيا آمد. به دليل عظمت و منزلت اثر بزرگ او به نام ” جواهر الکلام في شرح شرايع الاسلام ” او را ” صاحب جواهر ” لقب داده اند. پدر ايشان شيخ باقر نجفي از جمله ي فقها و فضلاي برجسته ي نجف بوده است و برادرش محمد حسين نجفي نيز از نوابغ علمي روزگار بود.27
آنطور که از نوشته‌هاي محققان بزرگ ديگر پيرامون زندگي ايشان استفاده مي شود، جدّ اعلاي وي يعني عبد الرحيم معروف به “شريف کبير” به منظور کسب علم از موطن خود که ظاهرا اصفهان بود‌‌، به نجف هجرت مي‌کند.
اين فقيه بزرگوار در سال 1266ق (يعني در حدود ابتداء سلطنت ناصرالدين شاه قاجار در ايران) از دنيا رفت‌‌، صاحب المآثر و الآثار نيز گفته است : ” فوت اين فقيه اعظم شريعت در سال 1268 هجري مقارن اوائل اين دولت ابد بنيان يعني سلطنت ناصرالدين شاه قاجار در نجف اشرف اتفاق افتاد و در دارالخلافه ي طهران بلکه در جميع بلاد ايران و ساير بلاد مجالس ذکر فاتحه و لوازم ختم تشکيل يافت “.28
شيخ محمد حسن نجفي پس از گذراندن دوران کودکي به اقتضاء علاقه ذاتي و پيروي از سنّت حسنه‌ي نياکان خود براي تحصيل علوم ديني به محضر علماء نامدار حوزه نجف شتافت. وي در ابتدا در محضر بزرگاني چون سيّد حسن شقوائي عاملي و سيّد جواد عاملي(صاحب مفتاح الکرامه) و شيخ حسن محيي الدين، دانش‌هاي مقدماتي را آموخت و سپس براي اتمام سطوح محضر استاداني چون آيت اللّه العظمي شيخ جعفر کاشف الغطاء و سيّد محمد جواد عاملي از شيخ احمد احسايي نيز اجازه نقل حديث و روايت داشت.
همان گونه که در تاريخ فقه آمده قرن سيزدهم قرن ميمون و پر از برکات علمي و فرهنگي براي جهان تشيّع و بالخصوص منطقه عراق بوده است‌. چرا که در اين عصر عالمان و دانشمندان بزرگي پا در عرصه وجود نهادند که آثاري بس گرانمايه از خود به يادگار گذاشتند.
يکي از اين دانشوران ميرزا محمد باقر موسوي اصفهاني صاحب “روضات الجنات” است که مرحوم مظفر درباره معاصر بودن ايشان با صاحب جواهر مي گويد: “هو مِمَّن عاصر الشيخ و حضر درسه”.29
صاحب جواهر چنان تحرک علمي را در عصر خود به اوج رسانيد که صدها نفر براي يادگيري دانش به سوي نجف روي مي آوردند و مجلس درس صاحب جواهر از شکوه خاصي برخوردار بود، به طوريکه گفته اند در محضر وي بيش از شصت تن از فقيهان و مجتهدان که اجتهاد آنها در نزد استادشان قطعي بود‌‌، وجود داشت‌. از ميان صدها شاگرد نخبه اي که در درس صاحب جواهر به اجتهاد رسيدند به ذکر نام چند نفر از آنها بسنده مي کنيم.
1) سيد حسين کوه کمره اي(م 1299 ه‌. ق) ايشان خود مدرّس و استاد هشتصد تن از فقها بوده اند.
2) سيد حسين بحرالعلوم طباطبايي(صاحب ديوان اشعار)‌.
3) سيد حسين بروجردي ” صاحب نخب? المقال في علم الرجال “‌.
4) ميرزا شيخ حسن بن جمال الدين فلاحي ” صاحب تعليقه بر جواهر الکلام “‌.
5) سيد محمد باقر خوانساري اصفهاني ” صاحب روضات “‌.30
محقق بزرگوار صاحب جواهر در تربيت دهها تن از شخصيّت‌هاي علمي همّت گماشت و خود نيز آثار و تاليفات گرانقدري را در فقه و در ديگر علوم اسلامي به يادگار گذاشت که از مهمترين آنها کتاب ” جواهر الکلام في شرح شرايع الاسلام ” مي باشد که در ميان ديگر آثار ايشان درخشش بي نظيري دارد.
اين کتاب چون دائرة المعارف فقه اماميه همواره مورد استفاده جميع فقها ومرجع علماء بوده و هست‌. جواهر الکلام کتابي مشروح و استدلالي در فقه شيعه است‌. چرا که از نظر گسترش و جامعيّت نظرات و آراء دانشمندان از تمامي کتاب‌هاي پيشين خود برتر است‌. چنان که در وصف آن در برخي کتاب ها آمده است ” نسبت جواهر با فقه مثل کتاب بحارالانوار مجلسي است نسبت به اخبار واصله از اهل بيت”‌.
مؤلف در اين کتاب تمامي فروعات فقيهته از اول تا آخر ( عبادات‌‌، عقود‌‌، ايقاعات و احکام ) را با ادلّه آنها در کمال دقت نظر بررسي کرده است و مسايل و موضوعات گوناگون و متنوع را از جنبه‌هاي مختلف با احاطه ي کامل بر اقوال علماء و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید