براي حذف رقبايي است كه با تقليد از هنرو صنعت فرش ايران عرصه را بر توليدكنندگان كشور ما تنگ كرده‌اند.[7]

3-6- شناسايي مواد رنگزاي طبيعي:
رنگ و اهميت آن در زندگي بشر به حدي است كه مي توان آن را براي انسان يك امر حياتي تلقي كرد. زيبايي طبيعت، شب و روز، رنگ پوست اقوام بشر و غيره از مواردي مي باشد كه همواره انسان را تحت تاثير خود قرار داده و نقش عمده اي را در بسياري از جهت گيري ها و اهداف بشري داشته اند رشد عقلي، فرهنگي و پيشرفت تمدن بشر، وي همواره كوشيده است تا به دانش رنگرزي و استفاده از رنگ ها و ايجاد آنها در موارد و مواضع مورد نظر خود، دست يابد و در اين زمينه به پيشرفت هاي مهمي نيز نايل آمده است. تا قبل از ساخت رنگ هاي مصنوعي منابع تامين رنگ را مواد و منابع طبيعي تشكيل مي دادند. اين منابع شامل گياهان، برخي از حشرات و موجودات آبزي و مواد كاني مي باشند كه به شيوه هاي گوناگون از آنها رنگ بكار گرفته مي شود
همه نباتات داراي مواد رنگي مي باشند، ولي ميزان و ثبات بسياري از آنها ناچيز بوده است و قابل استفاده نيستند. مهمترين مواد نباتي رنگي قابل استفاده و مطلوب براي رنگرزي عبارتند از:
– زردچوبه، اسپرك، روناس، بغم، چوب هاي زرد، چوب هاي سرخ و ريشه ي توت و غيره.
– برگ ها مانند: برگ مو، برگ توت، برگ چنار، برگ چاي و زعفران و گلرنگ.
– قرمزدانه كه از ماده رنگي آن با دانه هاي گوناگون رنگ هاي قرمز با ثبات و زيبايي بدست مي آيد. براي آنكه يك ماده رنگي بتواند بعنوان رنگينه مصرف شود بايد داراي يك سري اتصالات جانبي ويژه بر شرح زير باشد.
3-6-1- وجود رنگساز (chromophor):
در ماده رنگي كه داراي باند مضاعف يا دوگانه بوده و موجب رنگي شدن مواد
مي گردد كه شامل گروه هاي زير مي باشد:
3-6-1-1- گروه هاي آزو – N = N –
3-6-1-2- گروه هاي كربوكسيل C = O
3-6-1-3- گروه هاي دي كربن C = C
3-6-1-4- گروه هاي نيترو NO2
3-6-1-5- گروه هاي كربوتيل C = N
3-6-2- دومين ويژگي لازم براي يك رنگينه موجود گروه رنگيار (Auxo chrome) مي باشد كه عامل پيوند رنگينه با ليف مورد نظر مي باشد. شناخته شده ترين اين گروه ها را مي توان گروه هاي هيدروكسيل (OH) ذكر كرد كه به بيان ديگر به آنها Group Sali Forming نيز مي گويند، چون گروه هايي مي باشند كه با الياف پيوندهاي شيميايي برقرار مي نمايند.
3-6-3- ويژگي ديگر لازم براي يك رنگينه قابليت حل شدن آن در آب مي باشد كه مهمترين گروه هايي كه اين خاصيت را در رنگ هاي طبيعي ايجاد مي كنند گروه هاي فنيليك مي باشند.
3-6-4- ويژگي هاي اصلي ديگر اندازه مناسب مولكول رنگينه مي باشد تا بتواند در فضاي بين زنجير مولكولي ليف نفوذ نمايد و اگر قابل انتشار نباشد، عمل رنگرزي انجام نمي شود، البته ممكن است كه عمل انتشار در درجه دمايي بيش از جوش
انجام مي گيرد كه در اين صورت احتمال هيدروليز شدن آن و تجزيه به ليف زياد خواهد بود.
در كل مي توان گفت كه اكثر مواد رنگي طبيعي مورد استفاده در رنگرزي به جز نيل تمام ويژگي هاي مذكور به استثناي عامل پيوند دهنده با ليف را دارا مي باشند. اين عامل نيز به كمك املاح فلزي (نمك هاي فلزي) فراهم مي گردد، كه موجب تشكيل كمپلكس فلزي بين رنگينه و ليف مي شود و در اصطلاح به آنها دندانه اطلاق مي شود و عمل آنها با ليف را عمل دندانه دادن مي نامند، كه اهميت اين مرحله به اندازه مرحله رنگرزي مي باشد. [8]

3-7- مقايسه خواص مواد رنگزاي طبيعي و مصنوعي
مواد رنگزاي مصنوعي كه در رنگرزي الياف نساجي استفاده مي شوند از تركيبات آلي مصنوعي مي باشند رنگزاهاي طبيعي نيز اگر چه از منابع طبيعي به دست مي آيند ولي از تركيبات آلي مي باشند. لازمه اين كه تركيبات رنگي به عنوان يك ماده رنگزاي مفيد به كار گرفته شود اين است كه خواص معني مثل قدرت رنگي- حلاليت در آب تمايل ذاتي به الياف نساجي، دوام در عمليات مربوط، ايمني، آساني كاربرد وهم چنين قيمت گذاري معقول را دارا باشد قدرت ماده رنگزا بر اساس خاصيت جاذبه مولار آن كه در مورد مواد رنگزاي طبيعي در سمت پايين تر است مي باشد طيف جذبي آنها در بيشتر مواقع كاملاً پهن مي باشد بر خلاف مواد رنگرزي مصنوعي كه پيك هاي تيز از خود نشان مي دهند اين مورد را با استفاده از شيدهاي بالاتر از پنج تا ده درصد جبران نمود. برخي از مواد رنگرزي طبيعي كاملاً محلول در آب مي باشند اما اغلب اين موارد در حالت خلوص حلاليت كمي دارند برخي از اين مواد رنگزا كه تا حدودي محلول در آب هستند گروه هاي هيدروكسيل دارند و حلاليت آنها با افزودن يك قليا مثل كربنات سديم افزايش مي يابد نوع ديگر محلول كردن در مورد مواد رنگرزي مصنوعي ديسپرس است كه به كمك مواد ديسپرس كننده محلول در آب مي شوند مواد رنگزاي طبيعي نا محلول مثل ايندولگو در موقع استفاده احياء شده و تبديل به لوكوي محلول در آب مي شوند اين نتيجه گيري كه اغلب رنگزاهاي طبيعي از نوع مواد رنگزاي دندانه ها هستند نادرست مي باشد مواد رنگزاي طبيعي را مي توان بر اساس خواص كاربرديشان به دسته هاي اسيدي، بازيك، ديسپرس يا خمي تقسيم نمود كه هر دسته مناسب يك نوع ليف مي باشد.[9]
3-8- قرمزدانه
قرمزدانه بهترين ماده رنگزاي حيواني است كه به تنهايي، يا با تركيب با رنگ هاي گياهي، انواع سايه روشن هاي رنگي را. بخصوص براي قالي بافي، از آن به دست
مي آورند (رنگ لاكي معروف در فرش ايران از اين جمله است).
بشر از آغاز تاريخ با اين حشره و موارد استفاده از آن آشنا بوده است و رنگ قرمز و خود واژه قرمز از اين حشره گرفته شده است. عقيده بر اين است كه در ايران بيش از دو هزار سال از رنگ استفاده مي كرده اند. در كارگاه هاي سنتي ايران قرمزدانه را به دو نام شراب كش و نمك كش مي شناسند. در فرهنگ معين زير مدخل قرمز چند نوع قرمزدانه آمده است: قرمزدانه شراب كش، قرمزدانه اي كه در شراب جوشيده كشته شده باشد و قرمزدانه گچ كش: قرمزدانه اي كه بوسيله گچ كشته شده باشد.
اين ماده در اصل حشره اي است به همين نام كه معمولاً در گروه هاي بزرگ (حدود سيصد عدد) زندگي مي كنند. معروفترين آن قرمزدانه نپال و منطقه اي به نام كاسيل (Cacil) در مكزيك است كه در اوايل قرن نوزدهم به اروپا برده شد. تا بيش از قرن نوزدهم اسپانياييها آن را در مكزيك پرورش مي دادند و به نقاط ديگر صادر مي كردند، ولي در سال 1810 نمونه زنده آن را روي درخت انجير هندي واقع در باغ كشاورزي جزيره قناري گذاشتند. جالب اينكه با تمام توجهي كه مقامات محلي به عمل آوردند. چون اين حشره آفت گياه انجير هندي محسوب مي شد، ساكنان بومي منطقه به آن توجهي نكردند و تنها عده معدودي به پرورش آن پرداختند. در اواسط قرن نوزدهم وقتي كه تاكستان ها بر اثر هجوم آفت هاي گياهي از بين رفت تجارت قرمزدانه آنان را نجات داد و اين امر باعث حيرت ساكنان جزيره شد.
شكل ظاهري آن تقريباً به نخودي فشرده شبيه است كه اشتباهاً به آن كفش دوز مي گويند. غذاي اين حشره شيره گياهاني است كه روي آن زندگي مي كند. اما پس از مكيدن شيره گياه از خود صمغي ترشح مي كند كه همان باعث مرگ حشره مي شود. پرورش اين حشره در گذشته در جنوب ايران، اهواز، كناره هاي خليج فارس و بلوچستان مرسوم بود و جنوب ايران بخصوص بلوچستان براي پرورش آن مناسب است. در حال حاضر نيز اين حشره به صورت وحشي و پراكنده پيدا مي شود كه در برخي از نواحي بومي از وجود آن براي رنگرزي استفاده مي كنند.
در هندوستان رنگ لاكي قرمز را از يك نوع اينگوم مي گيرند. بدين ترتيب كه حشره‌اي كه زير پوست درخت انجير هندي زندگي مي كند لعابي از خود ترشح
مي كند كه به صورت اينگوم بر درخت مي چسبد و از همين لعاب است كه لاك
مي سازند و لاك قرمزدانه از آن تهيه مي گردد. در هندوستان اين قرمز لاكي را كجيل يا لاك نيز مي گويند و به احتمال قوي در ايران هم براي زمينه لاكي از همين رنگ استفاده مي شود.
در تركيه حشره اي شبيه به ساس به رنگ قرمز تهيه مي شود كه آن را قرمزدانه ارمني مي‌گويند. هر دوي اين حشرات از خانواده قرمزدانه محسوب مي شوند. و همان طور كه اشاره شد اين رنگ در تمام قالي هاي شرقي و برخي ديگر از دست باف ها مورد استفاده قرار گرفته است. بنا بر كتب قديمي اين رنگ به وسيله اسكندر از هند و ايران به يونان قديم برده شده است. [7]
3-9- انواع قرمزدانه
قرمزدانه حشره اي است شبيه به كفش دوز كه اسم علمي آن Causse و از دسته Hemiptre‌است. رنگ اصلي اين ماده به نام اسيد كارمنيك معروف است.
اين حشره بر حسب محل رشد و نمو به چند گروه تقسيم مي شود:
قرمزدانه هندي، قرمزدانه لهستاني، قرمزدانه مكزيكي، قرمزدانه ارمني و قرمزدانه كرم و رميلو (يونان و اسپانيا).
3-9-1- قرمزدانه هندي:
اين نوع حشره روي شاخه هاي درختي به نام انجير هندي و عناب زندگي مي كند و رشد و نمو و مرگش بر همين شاخه هاست و به همراه همين گياهان خشك و در داخل كوره پخته مي شود و به همين سبب به خاطر وجود صمغ سلولزي رنگ آن كدر است و از ساير انواع پست تر.

3-9-2- قرمزدانه لهستاني:
نوع ديگري از اين حشره معروف به قرمزدانه لهستاني است. اين نوع بيشتر ريشه گياهي به نام سلرانتوس را، كه در زمين هاي شني اروپايي شرقي يافت مي شود، محل زندگي خود قرار مي دهد. اندازه آن به مقدار قابل ملاحظه اي از قرمزدانه ورميلو كوچكتر است و تمام مراحل زندگي و تخم ريزي خود را در ريشه گياه مي گذارند. جمع آوري اين نوع در ماه ارديبهشت و خرداد انجام مي گيرد. به اين ترتيب كه بوته را با بيلچه اي از ريشه از خاك خارج مي كنند و حشرات از ريشه گرفته مي شود و بوته دوباره به جاي خود بازگردانده مي شود. همچنين به وسيله حمام آب و بخار سركه نيز اين حشره را جمع آوري مي كنند. كشور ليتواني يكي از مراكز پرورش اين حشره است.
3-9-3- قرمزدانه لهستاني:
اين نوع قرمزدانه را ابتدا اسپانيولي ها كشف كردند. هنگامي كه مكزيك يكي از مستعمرات اسپانيا بود تجارت قرمزدانه يكي از منابع اعظم درآمد آن كشور به شمار مي رفت و قانون وضع شده بود كه هر كسي ماده اين حشره را از اسپانيا خارج كند محكوم به مرگ مي شود. اين حشره روي درختي به نام توپال زندگي مي كند و هم به طور اهلي كشت مي شود و هم به صورت وحشي در جنگل هاي مكزيك پيدا
مي شود.
3-9-4- كرم ورميلو:
اين حشره در روي نوعي درخت بلوط زندگي مي كند كه در جنوب اسپانيا و جزاير يونان مي رويد. حشره در روي شاخه هاي اين درخت به صورت يكپارچه در مي آيد و كرم آن بيضي شكل و قرمز رنگ و رشد آن سريع است. حشره از شيره گياه استفاده مي كند و در اوايل فروردين به اندازه هسته غوره و در ارديبهشت به اندازه نخود
مي شود و اوايل خردادماه شروع به تخم گذاري مي كند و مقدار زيادي تخم بيرون مي ريزد. ماده پس از تخم ريزي مي ميرد و جسد آن خشك و سفيد مي شود و حشرات كوچكتر كه پس از دو هفته از تخم بيرون مي آيند با پيدا كردن جاي مناسب به گياه مي چسبند و بدن آنها گرم و متورم مي شود و به شكل يكپارچه به صورت جزئي از گياه در مي آيد. همين حالت تا قرن ها ميان اروپا بيان اين تصور را ايجاد كرده بود كه قرمزدانه رنگي گياهي است. از اين حشره در شروع تخم گذاري محصول برداري مي كنند.[7]
3-10- طريقه جمع آوري قرمزدانه :
قرمزدانه بر حسب محل زندگي آن به طريق مختلف جمع آوري مي شود. بهتر اين است كه عمل جمع آوري يك بار در سال انجام گيرد. چون در غير اين صورت رنگهاي به دست آمده ماده رنگي كمتري را داراست. زمان جمع آوري اغلب در شب و هنگام سحر است زيرا شبنم كمتر است و حشره با ناخن هاي خود و محكم به شاخه چسبيده است اين عمل زير نور چراغ انجام مي گيرد.
جمع آوري و تهيه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید