منسوجات كردند در مينياتورهاي اين دوران طرحهاي چيني را روي الوان مختلف مي بينيم كه نشان مي دهد در اين دوره فن رنگرزي و بافت چه در نساجي وچه در بافت قالي به حدي از تكامل رسيده بود كه براي درخشش بي نظير دوران بعدي ، يعني دورة‌پرشكوه صفويه كاملاً آماده شده بود .
دوران صفويه اوج ترقي صنايع نساجي و قالي بافي است وخوشبختانه آثار زيادي از آن زينت بخش موزه هاي دنياست در اين دوران همچنان از نقوش چيني كه ديگر در هاضمة قوي هنر ايران هضم شده بود استفاده مي شد شيوه رنگ آميزي ملايم و بي نظيري در قطعات به دست آمده به چشم مي خورد .
در اين دوران زري بافي از رواج بسياري برخوردار شد به كاربردن زمينه هاي الوان كه در روي آن نقوش با نخ هاي طلا و نقره به تصوير مي آيد همچنين به كار گرفتن طرح هاي مناسب كه بيشتر موضوعات ادبي و مناظر رزمي و بزمي بود و نيز استفاده از رنگهاي گياهي كه هنوز درخشندگي و ثبات خود را حفظ كرده اند از ويژگيهاي منسوجات اين دوران است.
در موزه هاي هنرهاي ملي استان قدس ، حضر ت معصومه ، كليساي جلفا و رضا عباسي نمونه هاي برجسته‌اي از هنر اين عصر به چشم مي خورد در اين دوران پارچه ها گاهي با نقوش گل و گياه تزئين مي شد كه شامل رنگهاي بسيار ملايم همراه با سايه روشنهاي ملايم بود شاه عباس با گردآوري گروهي از هنرمندان از شهرهاي اصفهان ، كاشان ، يزد ،‌جان تازه‌اي را به اين هنر بخشيد كه اين خود ازنظر رنگ به تنوع چشم نوازي اين آثار انجاميده است.
در كنار اين نوع قالبها نوع ديگري به نام قالي لهستان نيز بافته مي شد كه علاوه بر نقش ، رنگهاي آن نيز كاملاً ملايم بود فرشهائي نيز در جوشقان بافته مي شد كه به دربار اكبرشاه فرستاده مي شد و الگوي قاليبافان هند قرار گرفت .
يكي از وجود متمايز قالبهاي معروف به ” قالي اصفهان هندي ” از قالبهاي ايراني استفاده از رنگ قهوه‌اي متمايل به قرمز و پرتغالي سير آنهاست . به طور كلي رنگهايي كه در هنرهاي ايراني نزديك به يكديگر ، مثل نقاشي ، قالي بافي و پارچه بافي به كار رفته اند تركيب بندي رنگي كاملاً متمايز با ديگر كشورها دارند البته تقريباً هر كشور بنابر موقعيت جغرافيايي و فرهنگي خود رنگ گزيني متفاوتي دارد.
در زمان قاجار ورود صنايع خارجي به ايران و بخصوص ورودپارچه هاي فرنگي و ارزان روسي سبب ركود صنايع و هنرهاي ايراني شد و بسياري از كارگاههاي پارچه بافي برچيده شود تعداد معدود بر جا مانده نيز مشتريان خود راكم و بيش از دست داد.
در دوران پهلوي نيز راه اندازي كارخانجات نساجي در شهرهاي مثل اصفهان ، كاشان وغيره باعث ورشكستگي كلي كارگاههاي نساجي شد وهنرمندان آن به صورت كارگران عادي كارخانه ها در آمدند و تعداد معدود نيز به عنوان نمونه هاي موزه‌اي در اختيار هنرستانها و ديگر سازمانهاي فرهنگي و هنري قرار گرفتند .
در اين ميان رنگرزان همگي به رنگرزي براي فرش و گليم وديگر زيراندازها رو آوردند ولي به تدريج با ورود رنگهاي شيميايي آنان نيز به خاطر قيمت ارزان مواد و سادگي شيوة رنگرزي ؛ رنگهاي طبيعي را كنار گذاشتند پس ازمدتي حدود50 سال اكنون رنگرزان ديگر مواد رنگزاي طبيعي را نمي شناسند در اين ميان بر پايي كارخانه هاي فرش ماشيني در شهرهائي كه فرشهاي آن زينت بخش موزه هاي جهان بوده و هست به زودي آخرين هنر ارزشمند ايران را از بين خواهد برد .[7]
3-3- مختصري در مورد رنگينه هاي طبيعي :
رنگينه هاي طبيعي همواره از جايگاه خاصي در ميان بشر دارا بوده و هستند. لطافت، جذابيت، ثبات، جلا و درخشندگي كه در اينگونه رنگ ها وجود دارد منحصر به فرد بوده و همواره برتري اين رنگينه ها را بر انواع شيميايي حفظ نموده است. اما با ساخت گسترده هاي رنگ هاي سنتزي شيميايي كه داراي قيمت نسبتاً ارزان بوده و به راحتي در دسترس مي باشند و نيز با زمان كوتاهتري رنگرزي مي شوند، رفته رفته رنگينه هاي طبيعي جايگاه اصلي خود را از دست داده و مصرف آنها رو به كاهش نهاده و اكنون در پاره اي از موارد و بيشتر در مورد ابريشم و پشم كه در فرش هاي دستباف جنبه هنري دارند مورد استفاده قرار مي گيرند كه با استقبال گسترده اي از سوي خريداران مواجه مي باشد. دلايل كاهش مصرف اين رنگينه ها را مي توان مختصراً به شرح زير ذكر كرد:
در دسترس نبودن و گراني مواد تعاوني و رنگينه ها
زمان بر بودن و غير اقتصادي بودن رنگرزي با آنها
سختي عمل آوري و آماده سازي حمام رنگرزي آنها
منابعي كه بيشتر رنگ ها طبيعي از آنها بدست مي آيند از نظر مقدار و تنوع رنگ به ترتيب عبارتند از:
گياهان، حشرات و بعضي جانوران آبزي مثل نوعي صدف، كه در اين راستا گياهان همواره نقش و جايگاه برجسته اي داشته اند، بطوريكه اكثراً اصطلاح رنگ هاي گياهي را به جاي رنگ هاي طبيعي بكار مي برند. در مورد گياهان، موارد رنگزا بصورت زير دسته بندي مي شوند.

3-3-1- ريشه:
كه شامل پوست ريشه و مغز آن مي باشد و از آن جمله مي توان روناس را نام برد كه بسته به مدت زمانيكه ريشه در خاك مانده است كيفيت رنگ آن نيز متفاوت است، بطوريكه ريشه‌هاي سه يا چهار ساله مرغوب تر و داراي رنگ هاي با ثبات تر و بيشتر از ريشه هاي يكساله اند.
3-3-2- ساقه يا تنه:
كه شامل چوب و پوست گياهان مي باشد كه از آن جمله مي توان گونه هاي چوب زرد و بلوط را نام برد كه اولي داراي چوبي رنگزا و دومي پوستي رنگزا است.
3-3-3- برگ:
اين دسته از گياهان بسيار گسترده و از آن جمله مي توان برگ مو، برگ توت، حنا و … را نام برد.
3-3-4- گل:
در اين مورد نيز منابع فراواني يافت مي شوند نظير زعفران، گلرنگ و … .
3-3-5- ميوه:
اين گونه از رنگينه ها در پوست و خود ميوه وجود دارد مثل سماق، پوست گردو و پوست انار كه از دسته مواد كازوجي مي‌باشند و داراي مواد رنگي مرغوبتري مي‌باشند.
به غير از گياهان منابع طبيعي ديگري وجود دارد كه از آن جمله نوعي حشره به نام قرمزدانه مي باشد كه به صورت وحشي و پرورشي وجود دارد و رنگ قرمز زيبايي در نوع ماده اين حشره بخصوص زمان توليد و بدليل وجود تخم در بدن حشره وجود دارد ولي نوع نر آن رنگينه هاي ناچيزي دارد.
عامل ديگر رنگ هاي طبيعي نوعي صدف دريايي مي باشد كه داراي رنگ ارغواني شفاف و زيبايي مي باشد و در قديم بكار برده مي شد. در بعضي از كشورها از گل سنگ ها نيز به عنوان مواد رنگزاي طبيعي بهره مي گيرند.[8]
3-4- كاربرد رنگ هاي گياهي در هنرهاي دستي ايران:
سيلان وقفه ناپذير رنگ در هنر ايران در ابعاد گوناگوني جلوه گر مي شود طراوت و شفافيت رنگ و تنوع غناي رنگ آميزي بيشتر از هر ويژگي ديگر از مشخصات هنر ايران است.
نساجي قاليبافي از جمله هنرهايي هستند كه توانگري و تنوع رنگ را در هنر ايران به بارزترين نحو و به شيوه هاي گوناگون به نمايش مي گذارند در اين دو رشته از صنايع دستي، روش رنگرزي به طور كلي يكسان است اما از برخي جنبه ها تفاوت هايي نيز در آن به چشم مي خورد.
ما در اينجا از لحاظ رنگرزي، الياف را به دو دسته منسوجات و زير اندازها تقسيم
مي كنيم. جز درمواردي خاص،معمولاً الياف ظريفتر براي تهيه منسوجات بكارمي روند و الياف با تاب بيشتر براي تهيه زيراندازهايي كه به شيوه هاي گره بافي، پودبافي و پود پيچي توليد مي شوند. براي رنگرزي اليافي كه داراي تاب بيشتر هستند دقت بيشتري لازم است.
3-4-1- منسوجات:
زري‌بافي: بافت پارچه‌هاي ظريف ابريشمي با استفاده ‌از الياف تابيده شده با طلا ونقره
مخمل: نوعي پارچه پرزدار ابريشمين
گلابتون: يكي از انواع مخمل ايراني است كه شهرت جهاني دارد و داراي نقوشي است كه با الياف تابيده شده با طلا و نقره بافته مي شود. كاشان از ديرباز به بافت اين نوع مخمل شهرت داشته است. از انواع ديگر آن نوعي مخمل بر جسته بوده است.
ترمه: نوعي پارچه ظريف با نقوش بسيار زيباي رنگين، اين پارچه ظريف گاهي با الياف ابريشم نيز بافته مي شود در حال حاضر ترمه ماشيني كه با الياف ويسكوز بافته مي شود، جاي ترمه دستي قديمي را گرفته است.
دارايي: از پارچه هايي كه به شيوه گره رنگي است و رنگرزي الياف آن به روش سرد انجام مي گيرد انواع سوزن دوزي هايي كه براي دوختن بر روي پارچه ها از الياف رنگين استفاده مي كنند، در همين دسته قرار مي گيرند.

3-4-2- زيرا اندازها:
همچنان كه گفته شد، براي تهيه زيراندازها از اليافي استفاده مي شود كه داراي تاب بيشتري هستند.
انواع زيراندازها عبارتند از: فرش، گبه، جاجيم، گليم جوال، خورجين.
برخي از اجناسي كه بيشتر مورد استفاده عشاير و چادرنشينان است در اين دسته
قرار مي گيرند. از جمله سفره، رختخواب پيچ، روميزي و بافته هايي كه براي تزئين اشيايي مانند نمكدان يا قاشقدان يا چارپاياني چون اسب و شتر بكار مي روند، مانند چنته و جل.
رنگرزي الياف انواع منسوجات و زير اندازها، به استثناي دارابي، اغلب به شيوه گرم انجام مي گيرد. اما به طور كلي هدف آن است كه رنگ در الياف نبافته رسوخ كند و به اصطلاح به خورد ليف برود، مگر آنكه در حمام سرد قرار گيرد. [7]
3-5- دلايل اقتصادي استفاده از رنگ هاي گياهي
استفاده از رنگ هاي گياهي نتايج اقتصادي و اجتماعي متعددي در پي خواهد داشت كه مهمترين آنها عبارتند از:
3-5-1-توسعه و احياي زمين‌هاي باير و كشت گياهاني كه مصارف صنعتي دارند:
پهنه اقليمي ايران كه به عبارتي به سرزمين چهار فصل موسوم است، و گوناگوني طبيعت و آب و هوا زمينه اي را پديد آورده است كه گونه هاي مختلفي از گياهان
مي توانند در آن رشد و نمو يابند. پشتوانه دانش استفاده از موارد طبيعي، بعنوان ديگر گنجينه هاي اطلاعات در زمينه مصارف گوناگون دارويي، خوراكي و صنعتي گياهان از منابع ارزشمند ديگري است كه مي توان اسكان بهره مندي ما را از نعمت هاي طبيعي اين سرزمين پهناور گسترش دهد. ولي متاسفانه همچنان كه مشهود است، روش هاي غلط و بكارگيري مواد نامرغوب و سودجويي سوداگران عرصه را براي استفاده از مواد طبيعي تنگ كرده. اما با برنامه ريزي صحيح و اتخاذ سياست توسعه پايدار، بر مبناي شناخت عميق امكانات و ظرفيت هاي موجود جامعه، مي توان در دراز مدت به احياي زمين هاي باير پرداخت و كاشت و برداشت گياهان پر ارزش صنعتي را، كه اكنون در معرض نابودي قرار گرفته اند، ترويج كرد و گسترش داد.
3-5-2- ايجاد اشتغال:
در جامعه ايراني به علت رشد جمعيت و فراواني نيروي جوان مي توان، با اتخاذ روش‌هاي اصولي، از اين نيروي فعال در احياي زمين هاي باير و يا كشت گياهان صنعتي بهره مند شد. توليد و برنامه ريزي به نيروي فعال و كارآمد نيازمند است و سياستگذاران مي توانند با ترويج و تشويق كشت گياهان صنعتي عرصه براي اشتغال جوانان فراهم آوردند.

3-5-3- جلوگيري از آلودگي هاي ناشي از كاربرد مواد شيميايي:
گسترش كشت گياهان صنعتي، علاوه بر مزاياي افزايش فضاي سبز و كاهش آلودگي هوا، در كاستن از مصرف مواد شيميايي آلايند و نيز به نحوي مستقيم موثر است و
مي توانند به عامل مهمي در حفظ سلامت محيط زيست مبدل شود. از نظر بهداشت فردي نيز كار با مواد طبيعي از بروز بيماري هاي پوستي و تنفسي ناشي از مواد شيميايي پيشگيري مي كند و خطر سرطان زايي را به حداقل مي رساند.
3-5-4- صرفه جويي ارزي و ارزش صادراتي:
فرش و ساير دست بافت هاي ايران بعد از نفت مهمترين اقلام صادراتي كشور ما را تشكيل مي دهند. از اين رو گسترش توليد مواد اوليه آنها در داخل كشور، با توجه به كيفيت مرغوب رنگ‌هاي طبيعي، از يك سو مي‌تواند از خروج ارز براي تهيه رنگ‌هاي شيميايي تا حدود زيادي بكاهد، و از سوي ديگر بازار جهاني فرش ايراني را دوباره پر رونق كند.
استفاده از طرح ها و رنگ ها يا اصيل ايراني عامل مهمي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید