دانلود پایان نامه

کشورهاي آسياي مرکزي بويژه ترکمنستان هنوز بر پايه تقسيم بندي هاي دوران حيات شوروي سابق است. تقسيم بندي مزبور که بر پايه تفکيک قومي و ملي مردم اين کشورها قرار داشت، منطبق بر نواحي جغرافيايي خاصي بود که سرزمين اصلي هر قوم و ملت به شمار مي رفت و وسعت قلمرو آن ناشي از برخي ملاحظات سياسي و نيز گسترش و پراکندگي آن ملت ها بود. روس ها در ترسيم خطوط مرزي بين جمهوري ها، اساس کار خود را بر پايه قلمروهاي قومي و فرهنگي قرار داده بودند و سعي داشتند مرز هر واحد قومي، آغاز سرزمين قوم ديگر باشد. از نظر طبيعي نيز به دليل يک نواختي چشم اندازهاي جغرافيايي و وجود دشت ها و صحاري ممتد، مرزهاي سياسي به شکل خطوط مستقيم و هندسي است. در ترسيم خطوط مرزي جمهوري ترکمنستان، اين عوامل قومي و فرهنگي و طبيعي به وضوح مشهود است. مرز بين اين کشور با جمهوري ازبکستان (1621کيلومتر) به جز قسمت ناچيزي که آمودريا مرز مشترک دو کشور را تشکيل مي دهد، از عوامل فوق تبعيت مي کند. مرز ترکمنستان وقزاقستان (379 کيلومتر) نيزبه لحاظ يک نواختي سطح زمين از محل هاي مشخصي ترسيم شده است و در 1993 هم قرارداد صلح و همکاري و سال 1994 هم يادداشت تفاهم براي تعيين مرزها امضا کردند. ترکمنستان با افغانستان نيزداراي مرز نسبتاً طولاني (744کيلومتر) مي باشد (http://www.torghabehonline.com).

نقشه 2-4: نقشه مرز ايران و ترکمنستان

اين که اين کشور ادامه امتداد جغرافياي انساني ترکمن هاي ساکن در ايران و در استان گلستان هستند، از لحاظ جغرافياي سياسي اهميّت ويژه دارد. جمهوري اسلامي ايران از بابت تجزيه دولت هاي آسياي مرکزي و اعتماد به نفس گروههاي قومي آنها بر جوامع بالقوه ناآرام خود بيمناک و نگران است (محرابي، 1386: 174). منشا اين نگراني ها در ارتباط با کشور ترکمنستان و استان گلستان ايران که ترکمن هاي ايران در آن ساکن هستند، شکل گرفته است. اين اهميّت از آنجا نشات مي گيرد که ايالات متحده و روسيه در منطقه آسياي مرکزي حضور دارند و فرايند بازي بزرگ جديد در اين منطقه در حال اجرا است. بالاترين اولويت ايران در قبال آسياي مرکزي و قفقاز حفظ امنيّت و مهمتر از همه تماميّت ارضي آن است. از نظر سياسي و امنيتي وجود مرزهاي طولاني ميان دو کشورکه امروزه بنا به اظهارات بعضي مقامات ايراني و ترکمنستان تحت عنوان مرز دوستي و برادري خوانده مي شود، وجود منافع مشترک در سطوح مختلف روابط بين الملل و منطقه، ديدگاه هاي مشترک در مورد بسياري از مسائل منطقه اي و جهاني، وجود همکاريهاي سه جانبه ميان ايران، ترکمنستان و برخي کشورها همچنين ارمنستان و اوکراين، ويژگي خاصي را به روابط سياسي ميان دو کشور داده است (روشندل، 1378: 166). در مرزبندي هاي جمهوري هاي آسياي مرکزي، جمهوري ترکمنستان در 27 امتبر 1924 اعلام موجوديت کرد و اراضي ناحيه پيشين ماوراء خزر، عشق آباد، کراسنوا، تجن، نواحي ترکمن نشين جمهوريهاي پيشين بخارا و خوارزم (خيوه) را در برگرفت (سارلي، 1373: 17). مرز جمهوري اسلامي ايران و ترکمنستان بعنوان تنها مرز ايران زمين با کشورهاي آسياي مرکزي شناخته مي شود، مرزي که بعد از مرز خشکي جمهوري اسلامي ايران و عراق بعنوان طولاني ترين مرز جمهوري اسلامي ايران شناخته مي شود. طول اين مرز 996 کيلومترمربع است و شامل مرزهاي ترسيمي بر روي زمين و مرزهاي آبي بر روي رودهاي مرزي است. رودخانه هاي مرزي ايران و ترکمنستان عبارتند از: رود اَترک در استان گلستان (حدود 195 کيلومتر)، رود سوم – بار در استان خراسان شمالي (حدود 45 کيلومتر) رود تجن (هريرود) در استان خراسان رضوي (حدود167 کيلومتر). با اين وجود، اهميّت دارد که مرز ميان ايران و ترکمنستان به عنوان مرزي دوستي و همکاري طولاني ترين مرز جمهوري اسلامي ايران با همسايگان خود بعد از مرز با عراق شناخته مي شود. صرف نظر از هر آنچه روسيه در آغاز، و شوروي پس از آن نسبت به سرزمين ها و مرزهاي شمال خاوري ايران صورت داده باشند، هم اکنون ثابت شده که مرزها و سرزمينهاي مرزي مشترک که از آنها به جمهوري ترکمنستان به ارث رسيده است، از ثبات برخوردار بوده و قابل اطمينان است. هم اکنون ثابت شده که اين مرزها مرزهاي دوستي و همکاري ميان دو ملت شده اند (مجتهدزاده، 1389: 183). بررسي تاريخ بيست و دو ساله تشکيل کشور ترکمنستان و همکاري هاي فيمابين اين کشور و جمهوري اسلامي ايران، مي توان دريافت که همواره مرزهاي اين دو کشور، مرزهاي امني بوده است. نامگذاري اين مرز با عنوان مرز دوستي علاوه بر آنکه بيانگر ثبات اين مرز در اين بيست و دو سال اخير است، نشانگر مناسبات بالاي دو کشور در طول اين مدت است. سد مشترک دوستي در منطقه سرخس بر روي اين رودخانه مرزي احداث گرديده است و نيروي برق و آب آن به صورت مشترک مورد استفاده هر دو کشور جمهوري اسلامي ايران و ترکمنستان است. علاوه بر آن، در مناطق مرزي دو کشور مانند سرخس، لطف آباد، باجگيران و پل اينچه برون براي ترانزيت کالا مورد استفاده مي باشد. در ارتباط با همکاري ها و مناسبات سياسي ميان ايران و کشورهاي آسياي مرکزي، کشور ترکمنستان اهميّت ويژه اي دارد. از نظر سياسي و امنيّتي وجود مرزهاي طولاني ميان دو کشورکه امروزه بنا به اظهارات بعضي مقامات ايراني و ترکمنستان تحت عنوان مرز دوستي و برادري خوانده مي شود، وجود منافع مشترک در سطوح مختلف روابط بين الملل و
منطقه، ديدگاه هاي مشترک در مورد بسياري از مسائل منطقه اي و جهاني، وجود همکاريهاي سه جانبه ميان ايران، ترکمنستان و برخي کشورها همچنين ارمنستان و اوکراين، ويژگي خاصي را به روابط سياسي ميان دو کشور داده است (روشندل، 1378: 166).
پديد آمدن جمهوري ترکمنستان در آسياي مرکزي در پي فروپاشي اتحاد شوروي در سال 1991 نقطه عطف نويني براي ايران شمرده شد و فصل تازه اي را در روابط ايران با کشورهاي واقع شده در جناح شمال خاوري اش آغاز شد. کشور جديدي که سر برآورده است تا نماينده توران باستاني و ترکستان تاريخي در قرن بيست و يکم باشد، روابط خود را بر اساس درک اهميت همکاريهاي ماوراي مرزي آغاز کرده است. چندين قرارداد دوستي و همکاري اقتصادي ميان ايران و جمهوري هاي نوين امضا شده است که به جاي توران کهن و ترکستان عصر مدرن در شمال باختري ايران قرار گرفته است. در ژوئن 1995 ترکمنستان قرارداد سه جانبه اي را با ايران و ارمنستان براي گسترش بازرگاني از راههاي زميني ميان سه کشور امضا کرد. ماه مارس همان سال شاهد افتتاخ عمليات ارتباطي ميان شبکه راه آهن آسياي مرکزي با ايران بود. اين شبکه هاي راه آهن در مارس 1996 به هم وصل شدند. گسترش همکاريهاي ماوراي مرزي به تاسيس لوله هاي گاز رساني جديد ميان دو کشور منجر شد که کار تاسيس آن در دسامبر 1997 از سوي رئيسان جمهور ايران و ترکمنستان آغاز گرديد(مجتهدزاده1389: 183). اما علاوه بر همکاري هاي حسنه ميان دو کشور، آنچه باعث ثبات مرزي جمهوري اسلامي ايران و ترکمنستان مي شود، نوع موضع گيريهاي رئيس جمهور اين کشور، صفر مراد نيازف، در ابتداي به استقلال رسيدن اين جمهوري، به عنوان جهت گيري کلان سياست خارجي ترکمنستان است که نسبت به کشورهاي دوست ترکمنستان در يک سخنراني گفت:

“ما با سياست “درهاي باز” و بي طرفي مثبت، در مجامع بين المللي حضور يافته ايم. برنامه ما در سياست خارجي عبارت است از برقراري روابط دوستانه و دوجانبه با کشورهاي بزرگي همچون ايران، روسيه، چين، اوکراين، ترکيه و ازبکستان. اهداف اصلي ديپلماسي خارجي ما امضاي معاهدات دو جانبه با ديگر کشورهاي جهان بر اساس برابري و مساوات است” (روشندل و قلي پور، 1378: 168).
چنين بيان مثبتي در سياست خارجه مي تواند اهميّت خاص داشته باشد، خصوصاً آنکه مراد نيازف از کشور جمهوري اسلامي ايران به عنوان نخست کشور در “برقراري روابط دوستانه و دوجانبه” ياد مي کند. سياست مثبت بي طرفي ترکمنستان راهبردي است که اين کشور در عرصه بين المللي اتخاذ کرده و آن را در مراحل مختلف تعيين و تثبيت نموده است. اين سياست در ابتدا در ژوئيه 1992 در اجلاس سران امنيت و همکاري اروپا که در هلسينکي منعقد شده بود توسط نيازف بيان شده و تشريح گرديد که ترکمنستان در نظر دارد سياست بيطرفي را براي خود در عرصه بين المللي پيش ببرد. پس از آن ترکمنستان که موفق شده بود به عضويت همکاري اقتصادي ECO درآيد در اجلاس اسلام آباد اين سازمان منطقه اي که در مارس 1995 منعقد شد مجدداً بر اصل بيطرفي مثبت خود تاکيد کرد و عضويت در اکو را در اين راستاي اين سياست تعريف نمود و پنج ماه بعد در اجلاس غير متعهدها که در 20 اکتبر 1995 تشکيل شده بر سياست بيطرفي ترکمنستان دوباره تاکيد شد (موسوي، 1387: 123).
علاوه بر آن، پس از پيروزي انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي با اتحاد جماهير شوروي مشکلات خاصي را نداشت هر دو کشور به جهت رقابت با ايالات متحده همگرايي لازم را دارا بودند. وليکن پس از تحولات دهه نود و استقلال جمهوري ها، ايران در آسياي مرکزي بر اساس دو اصل قوميت و ژئوپلتيک و در ادامه ژئواکونومي، شرايط جديدي را پيش روي ديد که مهمترين آن بر نگراني هاي ناشي از ناآرامي هاي فرقه اي و قومي متمرکز بود (مجتهدزاده، 1387: 173). از ديگر سو، قابل توجّه است که در پس از زوال اضمحلال شوروي سابق تا کنون هيچ گونه چالش مرزي برمرزهاي شمال خاوري جمهوري اسلامي ايران شکل نگرفته است، حتّي فعاليّتهايي که قوم ترکمن در آغاز پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي شکل گرفت، هيچ گاه ساختار خود مختاريها و يا مسئله مرزي را در خود نداشته است. مخالفتهايي در مقياس کوچک مثلاً شبيه آنچه در ميان ترکمن ها اتفاق افتاد در اوايل سال 1979 قابل ذکر است، هرچند که اين جريان بيشتر يک جنبش سياسي از گروه چپ موسوم به فداييان خلق بود تا يک قيام قومي (مجتهدزاده، 1389، 40).
از طرف ديگر، بايد توجّه داشت که با به اسقلال رسيدن اين جمهوريها و تشکيل کشورر ترکمنستان، ترکمن ها در ايران، هرگز در عمل سعي در پاره نمودن علقه هاي خود با ايرانيان نبوده اند. انقسام فضا – يي ترکمن ها و حائل شدن مرزهاي آهنين ميان آنان که موجب قطع ارتباط اقوام دو سوي مرز مي شد، پتانسيل عصيان و اعتراض ترکمن ها را خنثي مي ساخت؛ با پديد آمدن دوره گذار سياسي در سال 1979م (پيروزي انقلاب اسلامي)، زخم هاي کهنه و خشمهاي فروخورده دوباره سرباز زد و در پرتو القائات قدرتهاي سياسي فرامنطقه اي، جنبشهاي خلق ترکمن در سالهاي 1979-1980 م شکل گرفت. اين جنبشها تقاضاي خودمختاري نداشت و تنها بر اصلاحات ارضي و کسب برخي خودگردانيها و اعاده بعضي حقوق از دست رفته تاکيد مي کرد (حافظ نيا، 1388: 178). از اين روي، اين دست از فعاليت را بايد در جرگه فعاليتهاي غير قومي دانست و از اين لحاظ، هر گونه فعاليتهاي مرزي را در دل خود نيز منتفي کرده است. صرف نظر از هرآنچه روسيه در آغاز، و شوروي پس از آن، نسبت به سرزمينها و مرزه
اي شمال خاوري ايران صورت داده باشند، هم اکنون ثابت شده که مرزها و سرزمين هاي مرزي مشترک با ايران که از آنان به جمهوري ترکمنستان به ميراث رسيده است، از ثبات برخوردار بوده و قابل اطمينان است. هم اکنون ثابت شده که اين مرزها، مرزهاي دوستي و همکاري دو ملّت شده اند (مجتهدزاده، 1389: 183). علاوه بر مورد مذکور، قابل توجه است که جمهوري اسلامي ايران ازجمله نخستين کشورهاي جهاني بود که ضمن به رسميت شناختن استقلال اين کشورها و شناساسي آنها، به استقرار سفارتخانه در اين کشورها مبادرت نمود؛ اين علاقه به صورت يکجانبه نبوده، به طوري که اين کشورها نيز از ابتدا علاقمند به اين ارتباط بودندمانند آنچه که درباره

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید