روزافزون هزينه‌ها و تشريفات متنوع و پرخرج ازدواج همچون تهيه جهيزيه كامل به وسيله خانواده دختر را در پي دارد. رسم نسبتاً رايج در عرف جامعه ايران اين است که خانوادة دختر معمولاً تهيه برخي هزينه‌ها به ويژه جهاز يا دست‌کم اقلام ضروري را بر خود لازم مي‌داند. شدت التزام به اين سنت در برخي مناطق تاحدي است که خانواده‌هاي فقير، صرفا به انگيزه حفظ آبرو يا رهايي از احساس شرمندگي در مقابل فرزند خود مجبور به تأمين آن شوند. اين مسأله بالطبع با توجه به رويه فزاينده آن، مي‌تواند چرخ عادي زندگي اقشار ضعيف را مختل سازد. از اين رو نظام اجتماعي موجود، مهريه را به عنوان سنتي ملي- مذهبي، مستمسک مناسبي براي جبران بخشي از هزينه‌ها تشخيص مي‌دهد؛ زيرا مهريه تنها مجرايي است که خانواده دختر مي‌تواند اقتدار و کمال و عزت خود را نشان دهد.
ـ شيوع ازدواج‌هاي برون فاميلي
در نظام‌هاي اجتماعي سنتي، ازدواج‌ها معمولاً به سبب بسته بودن نظام اجتماعي، رعايت آداب و سنن،‌ تمايلات قومي و نژادي و … درون‌گروهي بوده است. هم‌گرايي و تعلقات درون‌گروهي، الگوهاي رايجي داشته است که همه طبق آن عمل مي‌کردند؛ ولي تغييرات اجتماعي نظير شهرنشيني، مهاجرت، تضعيف تعلق به آداب و سنن و تعصبات قومي و نژادي و… الگوي زناشويي را تغيير داد، به طوري که افراد به ازدواج‌هاي برون‌گروهي متمايل شدند. ازدواج در عرف سنتي در درجه اول بر تعلقات عاطفي و در درجه بعد بر جنبه‌هاي کارکردي و نتايج جانبي استوار بود. مهريه نيز از پرتو تعلقات عاطفي و انتظارات قومي تعيين مي‌شد. از سوي ديگر عواملي که امروزه در توجيه بالا بودن مهريه مورد استناد است، در عرف سنتي، وجود نداشت و به دليل غلبه روح سازگاري،‌ قبح طلاق، روان‌شناسي خاص زن و… ميزان مهريه از نوسان کمتري برخوردار بود؛ اما رواج ازدواج‌هاي برون فاميلي به سبب ضعف آگاهي از خواستگار، ضعف اعتماد، بيمناکي نسبت به آينده، آسيب‌پذيري خانواده و از ميان رفتن قبح سنتي طلاق و… پيوند زناشويي و همه عناصر آن از جمله مهريه را تغيير داده است.
ـ کمال يابي زن
برخي معتقدند مهريه زياد ناشي از دستيابي به مجموعه‌اي از کمالات و ويژگي‌هاي ارزشمند در تحرک اجتماعي است. رشد کمّي و کيفي تحصيلات،‌ شکوفايي استعدادها و توانمندي‌ها، افزايش کارايي، درگيرشدن در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي و …، شأن و منزلت اجتماعي و اهميت و کارايي زن را ارتقا بخشيده است. وقوع اين تحول بزرگ در حيات اجتماعي زن، ‌همه ابعاد فردي و اجتماعي را متاثر ساخت. مطابق اين نظريه، افزايش مهريه نيز از جمله تبعات ارتقاي موقعيت زنان است و از آنجا كه زن از رهگذر اين پويش تکاملي به جايگاه برتري دست‌يافته، در فرآيند ازدواج نيز به عنوان يکي از مهم‌ترين مقاطع زندگي، حقوق و امتيازات ويژه‌اي براي خود قائل است.
“دستيابي به مهريه‌هاي كلان ممكن است به نوعي پرستيژ و تفاخر اجتماعي تعبير شود كه زنان و جوانان در سن ازدواج بيشتر از هر گروه ديگر در معرض آن قرار مي‌گيرند، بيشتر از هركس ديگر به آن ارج مي‌نهند و بيشتر از هر گروه ديگر از آن تأثير مي‌پذيرند.”80.
يکي از جامعه‌شناسان معاصر در تحليلي مشابه مي‌نويسد: ” … در سال‌هاي 1344-1340 در تحقيقي راجع به ازدواج وويژگي‌هاي آن در ايران، ملاحظه شدکه ميزان مهريه، شديداًتحت تأثيرميزان تحصيلات است. همبستگي بيندوپديده، مستقيم وهم‌جهتبوده؛ بدين معنا که هرقدرميزان تحصيلات افزايش مي‌يافت، به همان نسبت به ميزان مهريه نيز افزوده مي‌شد، نتيجه آن که آموزش و تحصيلات بر مهريه موثر است”81.
ـ چشم هم چشمي
مهمترين عامل افزايش مهريه در سالهاي اخير كه نويسندگان و كارشناسان بسياري نيز بدان اشاره كرده‌اند، عامل چشم همچشمي است. “بهاين معناكه فرديا خانواده او وضعيت بالاي مادي اقوام يا همسايگان يا ديگران را ملاك قرار مي‌دهد و به دست و پا مي‌افتد كه خود را همطراز آنان قرار دهد.”82 اين عامل در بسياري از ارزشگذاريهاي ظاهري مردم ايران مشهود است. در زمانهاي قديم به دليل اينكه مردم از لحاظ اقتصادي به دو دسته ثروتمند و طبقه فقير تقسيم مي‌شدند و هر كدام از اين دو گروه (البته درصد طبقه ثروتمند خيلي كم بود) داراي شيوه زندگي خاصي بودند، به ندرت مشاهده مي‌شد كه طبقه فقير در شيوه زندگي، خود را با طبقه ثروتمند مقايسه كند. از زماني كه طبقه ديگري در قالب طبقه متوسط به اين دو طبقه اضافه شد مقايسه‌ها نيز در ارزشگذاري‌ها و شيوه زندگي شروع شد. طبقه متوسط فاصله زيادي با طبقه ثروتمند نداشت و لذا گاهي به خود جرأت ميداد (گرچه به صورت تصنعي) از شيوه زندگي طبقه بالا پيروي كند و از طرفي طبقه پايين نيز كه فاصله چنداني با طبقه متوسط نداشت در مواردي از سبك زندگي طبقه متوسط تقليد مي‌كرد. گسترش وسايل ارتباطي و رسانه‌ها در اين خصوص نقش تعيين كننده‌اي داشته است. همين امردربارة اثرپذيري روستاها از شهرها نيزصدق مي‌كند. در سالهاي اخير به راحتي مي‌توان شكل زندگي شهري را در برخي روستاها مشاهده كرد. ورود رسانه‌ها و نيز گسترش راههاي ارتباطي موجب شده است تا جوانان روستايي به دلايل مختلف از جمله ادامه تحصيل و اشتغال هرچه بيشتر به شهرها رفت و آمد كرده و به طور فزاينده‌اي از سبك زندگي آنها تاثير بگيرند. اين تاثيرپذيري در صورتي تشديد مي‌شود كه برخي از جوانان همسران خود را از شهرها انتخاب مي‌كنند.
امروزه در تغيير و حرکت ارزش‌ها ن
وعي مسابقه براي دسترسي به ارزش‌هاي قشر بالا و طبقه بالاي جامعه وجود دارد. قشر متوسط خود را به مقياس‌هاي جديد ارزشي قشر بالا مي‌آرايند نه فقط آرزو دارند که مانند قشر بالا باشند، بلکه آنها نيز در مسابقة برتري جويي مي‌خواهند خود را از قشر پايين‌تر از خود متمايز سازند؛ زيرا همان طور که قشر متوسط اداي قشر بالا را در مي‌آورد، قشر پايين نيز مي‌کوشد تا به مقياس‌هاي ارزشي قشر بالاتر از خود (يعني قشر متوسط) دست يازد. سرايت پديده‌هاي ارزشي از جانب قشر بالا به پايين و بالاخص به روستاها با گسترش وسايل ارتباطي از جمله تلويزيون و جاده بسيار سريع گرديده و موجب به هم ‌زدن نظام اجتماعي آنجا شده است.”83.
نکته قابل توجه اين است که فرآيند تغيير ارزش‌ها بعد از رسيدن به يک شرايط جديد در يک نقطه توقف نمي‌کند، بلكه به مجرد اينکه اين پديده به قشر متوسط سرايت کرد و آنها خود را به مقياس‌هاي ظاهري آن آراستند، قشر بالا مجدداً براي متمايز کردن خود يک موج ديگر توليد مي‌کند.”84 يكي از چيزهايي كه مسابقه و مقايسه مردم در مورد آن كاملاً به چشم مي‌خورد، تعيين مهريه‌هاي سنگين است. طبقه بالا سعي مي‌كند همواره مهريه‌هاي خود را در سطح بالاتر از سطح طبقات پايينتر از خودش نگه دارد تا بدين وسيله فاصله خود را از آنها حفظ كند. به نظر مي‌رسد اين مسابقه نقطه پاياني ندارد.
ـ تضعيف اعتماد اجتماعي
طبق بررسي‌هاي به عمل آمده در شهر تهران ميزان اعتماد اجتماعي در حد قابل‌توجهي پايين آمده است85. بديهي است که انسانها در انجام معامله با افراد بيگانه يا ناشناس سعي مي‌کنند ميزان ريسک‌پذيري خود را به حداقل رسانده و برگ برنده‌اي در اختيار خود نگه دارند. ازدواج نيز يک نوع معاملة ميان دوطرف است؛ چون شناخت کافي از همديگر ندارند، با توسل به مهريه‌هاي سنگين سعي در به حداقل رساندن خطرات احتمالي دارند.
ـ واكنش به بي‌توجهي تاريخي
بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه ميزان مهريه با متغيرهاي سواد و شغل و پايگاه اجتماعي نيز در ارتباط است. “هر چه ميزان سواد زنان بيشتر باشد، ميزان مهريه بالاتر مي‌رود. كساني كه داراي تحصيلات عالي‌تر و صاحب مشاغل عالي‌تر و فني و حرفه‌اي و اداري باشند، مهريه زيادتري دارند.”
لازم به ذكر مي‌باشد كه افزايش مهريه قشر تحصيلكرده يا طبقه بالاي جامعه از ديدگاه مبادله تبيين شده است. “مقدار مهريه در عين آنکه بايد مانع طلاق شود يا طلاق را براي مرد مشکل کند، متناسب با موقعيت اجتماعي- اقتصادي زن هم هست و چون ازدواج، مبادله ارزش‌هاي مساوي است و به همسان گزيني گرايش دارد، مهريه زنان در طبقات و اقشار مختلف اجتماعي متفاوت است، اما معمولاً نقش مشکل کردن طلاق را در همه جا ايفا مي‌کند. بر اساس مبادله‌اي بودن روابط، مهريه سنگين، جهيزيه سنگين مي‌طلبد و چون مقدار جهيزيه تقريباً با مقدار نقدينه نسبت ثابتي دارد و چون مقدار مهريه و نقدينه که مرد مي‌پردازد يا تقبل مي‌کند, با موقعيت اجتماعي زن و شوهر يا به تعبير بهتر عروس و داماد ارتباط متناظر دارند، هماهنگي بيـــن اين سمبل با سمبل‌هاي ديگري کـه حاکي از وضعيت اجتماعي- اقتصادي عروس و داماد است, ضروري مي‌نمايد.
8. تدابير اسلام براي مهار طلاق ناشي از مهريه
تدابيري كه اسلام براي مهار طلاق ناشي از مهريه انديشيده است عبارتند از:
1. دين اسلام از طريق معرفي پيوند زناشويي به عنوان پيوندي مقدس،
2. ترسيم حقوق و وظايف زوجين بر اساس تقسيم‌ کار طبيعي و الزام طرفين به رعايت آن،
3. القاي تعاليم اعتقادي و اخلاقي به عنوان مهم‌ترين پشتوانه در رعايت اقتضائات اين پيوند،
4. توصيه کافي به اعمال دقت در انتخاب همسر از جمله هم‌کفو بودن،
5. توصيه‌هاي متقابل به رعايت احترام متقابل،
6. توصيه به‌تشکيل محکمه خانوادگي‌وبهره‌گيري از نفوذ و اعتبار نزديکان درهنگام بروز اختلاف،
7. ابراز کراهت وتنفر ازطلاق، بطلان طلاق در ايام عادات و استفاده از اين فرصت جهت تاخير طلاق،
8. صلاحيت طلاق دهنده از حيث بلوغ و عقل و حضور دو شاهد عادل تلاش كرده است تا مانع وقوع طلاق شود.
9. قراردادن ايام عده و عدم انقطاع کامل به مجرد طلاق،
10. الزام به پرداخت مهريه مطلقه يا متاع در خور شأن،
11. مجاز شمردن طلاق تا دو مرتبه و مجازات رواني آن به وسيله محلل در مرتبه سوم،
فرصت ديگري جهت تجديد نظر در بهره‌گيري از حق طلاق در اختيار مرد مي‌نهد86. اسلام در عين آنكه زنان را به حقوق انسانيشان آشنا كرد و به آنها شخصيت و حريت و استقلال داد، هرگز آنها را به تمرد و عصيان و طغيان و بدبيني نسبت ‏به جنس مرد وادار نكرد87.

فصل‌دوم
احكام مهريه

مقدمه
مهريه يا مهرکه درعربي به آن صداق، اجر وفريضه نيزمي‌گويند، در اصطلاح مال يا شي قائم مقام مالي است که درعقدنکاح توسط زوج به تمليک زوجه درميآيد ويا به نفع زوجه به ذمه ميگيرد.مهر از مقتضيات عقد نکاح نيست بلکه از آثار حتمي مترتب بر آن است.چنين است که بطلان مهريه به عقد سرايت نمي‌کند88.
آنگونه که شهيد مطهري رحمه الله عليه بيان کرده‌اند89 پرداخت مهريه از سوي مرد به زن از سنن کهن در روابط خانوادگي بشري است و وضع آن نتيجه تدبير ماهرانه اي است که در متن خلقت براي پيوند دادن زن و مرد به يکديگر طراحي شده
است، چرا که به حکم قانون طبيعت زن مظهر ناز و مرد نماد نياز است و چنين است که مرد به طلب و خواستگاري زن مي رود.پس آنگاه که مرد در مقابل اظهار علاقه و طلب خويش پاسخ مثبت و علاقه متقابل زن را مي‌بيند براي تشکر از زن و سپاس علاقه او مبلغي را به عنوان مهر به او عطا مي کند.لذا مهريه برخلاف ادعاي غربيان که آن را بهاي خريد زن! مي دانند عطايي بيش نيست. اينکه بيان مي شود سنت مهريه در اسلام مختص به خودش بوده، باوجود آنکه پرداخت کابين در ساير اقوام نيز مرسوم است، بدان علت است که حکمت پرداخت مهريه در ساير اقوام چيزي جز آنچه که اسلام بيان کرده مي باشد.
1ـ ماهيت فقهي، حقوقي مهريه
1ـ1ـ تعريف مهريه:
مهريه يا صداق90 مالى است كه به‏وسيله عقد ازدواج بطور متزلزل به‏ملكيت زن (همسر) در مى‏آيد و با چهار چيز ملكيت آن مستقر مى‏شود:
1- مرتد شدن شوهر به ارتداد فطرى 2- مرگ شوهر 3- نزديكى 4- مرگ زن بنا به مشهور و اين تملك براى ‏زن ناشى از حكم شرع و قانون ‏است91.
معنى كلمه نحله:
نحله در لغت‏به معنى بدهى و دين‏آمده است و همينطور به معنى بخشش وعطيه. راغب در كتاب مفردات مى‏گويد:به عقيده من اين كلمه از ريشه نحل به‏معنى زنبور عسل آمده است، زيرا بخشش‏و عطيه شباهتى به كار زنبور عسل در دادن‏عسل دارد92. در تفسير عاملى، به نقل ازمجمع آمده است:
“چون مرد و زن در استفاده از يكديگرشريك و مساوى هستند، خداوند براى‏زن بر مرد مهر قرار داده تا بخشش وعطيه‏اى باشد از خداوند نسبت‏به زن.”93
در تفسير عاملى به نقل از طبرى آمده‏است: منظور از نحله يعنى مهر به طوربخشش الزامى. معنى اين كلمه در آيه‏چنين است كه: ازدواج نبايد انجام شودمگر با مهر معين و ناگزير94.
خداوند متعال در سوره نساء آيه 4 مى‏فرمايد: “وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا”و مهر زنان را در كمال رضايت و طيب‏خاطر به آنان بپردازيد اگر چيزى از مهرخود را از روى رضا و خشنودى به شمابخشيدند از آن بر خوردار شويد كه حلال‏و گواراست.
آيه فوق به دنبال بحثى درباره انتخاب‏همسر آمده و اشاره به يكى از حقوق‏مسلم زنان مى‏كند و تاكيد مى‏نمايد كه ‏مهر زنان را به طور كامل همانند يك‏ بدهى بپردازيد يعنى همان طور كه در پرداخت ‏ساير بدهي‌ها مراقب هستيد كه از آن چيزى كم نشود در مورد پرداخت مهر نيز بايد همان حال را داشته باشيد95.
قران كريم در اين جمله كوتاه به سه نكته اشاره كرده است. اولاً با نام صدقه ‏”با ضم دال‏” ياد كرده و اسم كامل است. نه با نام مهر، كه از ماده صداق است چنانكه در مفردات راغب آمده است: بدان جهت‏ به مهر، ‏صداق يا صدقه گفته مي‌شود كه نشانه راستين بودن علاقه مرد است. ديگر اينكه با ملحق كردن ضمير “هن‏” به اين كلمه‏مى‏خواهد بفرمايد كه مهريه به خود زن‏تعلق دارد نه به پدر و مادر. مهر، مزدبزرگ كردن و شيردادن و نان دادن به او نيست96.
اين در حاليست كه در جاهليت رسم‏بر اين بود كه اگر كسى مى‏مرد، فرزندى كه‏از همسرى ديگر مى‏بود و يا ولى ميت‏سرمى‏رسيد و همسر او را مانند اموالش به‏ارث مى‏گرفت و جامه‏اى بر سر اومى‏افكند. آنگاه يا او را با همان مهريه اول‏به همسرى خويش در مى‏آورد و يا وى رابا همان مهريه نخست در حباله نكاح‏ديگرى قرار مى‏داد و كابين او را از اين‏شوهر جديد دريافت مى‏كرد. اسلام بانزول اين آيه، چنين رسم سخيفى راممنوع ساخت97.
همچنين آيه


دیدگاهتان را بنویسید