دانلود پایان نامه

نباشد يا مورد مشاهده نباشد بايد خصوصيات آن از نظر كمي و كيفي ذكر شود تا رافع جهالت باشد مثل آنكه اگر مهريه آموزش قرآن باشد بايد معين باشد كه آيا‌ آموزش همة قرآن يا بعضي سوره ها مورد نظر است و سوره ها نيز دقيقاً معين شوند55. 6. بعد از انجام عقد نكاح در مورد مالكيت مهر چند نظر وجود دارد: بعضي از فقها معتقد هستند همزمان با انجام عقد نكاح زن تنها مالك نصف مهر مي شود و با نزديكي يا عوامل ديگر استقرار دهندة مهر تمامي آنرا مالك مي شود56. ولي مشهور فقها معتقد هستند با انجام عقد زن مالك تمامي مهر مي شود ولي بطور متزلزل و با انجام عمل نزديكي يا عوامل ديگر تمامي آن مستقر خواهد شد57. 7. اگر مهريه حال باشد زوجه مي تواند مهريه را بلافاصله پس از عقد مطالبه كند و تا مهريه به او تسليم نشده از انجام امور زناشوئي خودداري كند و اين امتناع باعث نمي شود حق نفقة زن ساقط شود58.
6. فلسفه و حكمت‌هاي پرداخت مهر
6-1 حكمت پرداخت مهر در روايات
هديه و پيشکشي که شوهر بعنوان مهر به همسر مي دهد، در حقيقت وسيله اي براي مطمئن ساختن
زن به صفاي قلبي خويش و دريافت پاسخ مثبت و صميمانه به پيشنهاد عشق اوست. مرد با اعطاي چنين هديه اي مي خواهد به زن بگويد: طالب توام، تو را دوست مي دارم و صفاي تو را ارج مي نهم. بدين سان، اگر مهر بر اين اساس توجيه شود، وسيله خوبي براي ايجاد مهر و محبت بين زوجين و عاملي قوي براي انس و الفت است59. استاد شهيد مرتضي مطهري نيز در اين باره مي نويسد:
به عقيده ما، پديد آمدن مهر، نتيجه تدبير ماهرانه اي است که در متن خلقت و آفرينش براي تعديل روابط زن و مرد و پيوند آن ها به يکديگر به کار رفته است. مهر از آنجا پيدا شده که در متن خلقت، نقش هر يک از زن و مرد در مسئله عشق، مغاير نقش ديگري است. نوع احساسات زن و مرد نسبت به يکديگر، يک جور نيست. قانون خلقت، جمال و غرور و بي نيازي را در جانب زن، و نيازمندي و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است و همين ها سبب شده که زن توانسته مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند، مردها را به رقابت با يکديگر وادار کند، با خار کردن خود از دسترسي مرد، عشق رمانتيک به وجود آورد، و آن گاه که تن به ازدواج با مرد مي دهد، عطيه و پيشکشي از او به عنوان مهر و نشانه اي از صداقت او دريافت دارد. مهر، با حيا و عفاف زن يک ريشه دارد و زن به الهام فطري دريافته است که عزت و احترام او به اين است که خود را در امر ازدواج، رايگان در اختيار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شيرين بفروشد. مهر، ماده اي است از يک آيين نامه کلي که طرح آن در متن خلقت ريخته شده و با دست فطرت تهيه شده است. قرآن کريم در آيه 4 سوره نساء از مهر به “صَدُق” ياد کرده است و صدقه از ماده صدق است، و بدان جهت به مهر، صداق يا صدقه گفته مي شود که نشانه راستين بودن علاقه مرد است. هم چنين در همين آيه، از کلمه مهر با عنوان “نِحله” ياد شده است؛ يعني آن که مهر، هيچ عنواني جز عنوان تقديمي و پيشکشي و عطيه و هديه ندارد60.
6-1-1 استحباب کم بودن مهريه
گرچه براي مهريه اندازه اي معيّن نمي توان مطرح کرد و ميزان درآمدها و چگونگي زندگي افراد، در تعيين اندازه مهر مي تواند اثر گذار باشد، اسلام به کم بودن مهريه سفارش کرده و آن را امري مستحب دانسته که پاداشي الهي دارد. توصيه اسلام به اين است که مقدار مهر زنان به گونه اي باشد که مرد بتواند با آسودگي خاطر و رضايت قلبي آن را بپذيرد؛ چرا که بي گمان کراهت قلبي در پذيرش اندازه مهريه، به شکل پنهاني و ناخودآگاه، روزنه هايي از بي مهري و دلسردي را به روي مرد مي گشايد و در قلب او خراش نازکي پديد مي آورد و در نتيجه، در دل او در مورد همسر آينده اش علامت سؤالي ايجاد کند که مي تواند به سردي روابط بينجامد. رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در اين باره مي فرمايد: “بهترين زنان امت من، زيباترين آن ها از نظر چهره، و کم مهرترين آن ها هستند”61. امام صادق (عليه السلام) نيز فرموده است: “همانا از برکت زن، کم بودن مهريه اش و از بديُمني او، زيادي مهرش است”62.
بي گمان برخي از آن ها که مهريه سنگين را پيشنهاد مي دهند، گويا نوعي وثيقه مالي مي ستانند تا به گمان خود، زن در برابر مشکلات احتمالي بيمه شود و خاطرش آسوده گردد؛ در حالي که تجربه نشان داده است هرگز اين گونه وثيقه هاي مالي، به تنهايي بر پايداري و استواري روابط زناشويي توانا نبوده است و هيچ وثيقه اي به پاي وثيقه اخلاقي نمي رسد؛ وثيقه اي که اگر در مرد وجود داشته باشد، خوشبختي زن در آينده تأمين است گرچه مهريه اش اندک باشد.
شهيد مطهري در اين خصوص مي‌نويسد: آيا علت اين که پيامبر براي زنان خود مهر قرار مي‌داد، اين بودکه مي‌خواست به آن‌ها درمقابل خودش وثيقه ماليبدهد؟ وعلت اين که در ازدواج علي(ع) و فاطمه(س) مهر قرار داد، اين بود که مي‌خواست براي فاطمه(س) در مقابل علي(ع) يک وثيقه مالي و وثيقه اطمينان فکري بگيرد؟ اگرچنين‌است، پس چرا پيغمبر اکرم(ص) زنان را توصيه کرد که متقابلاً مهر خود را به‌شوهر ببخشند و براي اينکار پاداش‌ها ذکر کرده‌است. به علاوه، چرا توصيه کرد حتي‌الامکان مهر زنان زياد نباشد؟ آيا جز اين ‌است که از نظر پيغمبر اسلام(ص)، هديه زناشويي مرد به نام مهر، و بخشش مهر از طرف زن به مرد، موجب استحکام الفت و علقه زناشويي مي شود؟ با وجود اين، به هيچ وجه نمي توان گفت نظر اسلام از مهر اين بوده که وثيقه اي در اختيار زن قرار دهد63.
6-1-2 نکوهش مهر زياد
همان گونه که کم بودن مهري
ه در احاديث اسلامي نشانه برکت و خوش يمني زن شناخته شده و موجب بالا رفتن ارزش معنوي او مي شود، سنگيني مهر نکوهش گرديده و از آن با عنوان بديُمني و شومي زن نام برده شده است. رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرمايد: “شومي و بد قدمي زن، به سنگين بودن مهر اوست”64. هم چنين امام علي(عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: “مهريه زنان را گران و سنگين نکنيد که دشمني در پي خواهد داشت”65. سخنان مقام معظم رهبري در اين باره شنيدني است:
هر چه مهريه کمتر باشد، به طبيعت ازدواج نزديک تر است؛ چون طبيعت ازدواج، معامله نيست، خريد و فروش که نيست، اجاره دادن که نيست؛ زندگي دو انسان است. اين ارتباطي به مسائل مالي ندارد. ولي شارع مقدس، يک مهريه اي را معيّن کرده که بايد يک چيزي در اين ميان باشد، اما نبايد سنگين باشد. بايستي عادي باشد. به گونه اي باشد که همه بتوانند انجام دهند. اين که مي بينيد ما گفتيم چهارده سکه بيشتر را عقد نمي کنيم، نه براي اين است که چهارده سکه بيشتر، اشکال در ازدواج ايجاد مي کند، خير؛ اين براي اين است که آن جنبه معنوي ازدواج غلبه پيدا کند بر جنبه مادي. مثل يک تجارت و معامله نباشد. اگر کسي براي دختر خود اهميت قائل است، يا دختري براي خود ارزش قائل است، راهش اين است که بگويد بايد مهريه ما را زياد کنيد. مهريه هر چقدر کمتر باشد، جنبه انساني اين پيوند بيشتر است. کساني که مهريه دخترشان را براي احترام به دخترشان بالا مي برند، اشتباه مي کنند. اين احترام نيست؛ اين بي احترامي است. بعضي خيال مي کنند مهريه سنگين، به حفظ پيوند زناشويي کمک مي کند. اين خطاست، اشتباه است. اگر خداي ناکرده اين زن و شوهر نااهل باشند، مهريه سنگين هيچ معجزه اي نمي تواند بکند66.

6-1-3 فلسفه وجوب مهريه
روايات متعددي در اينباره از ائمه معصومين‌عليه‌السلام وارد شده‌است كه به‌ذكر نمونه‌اي بسنده مي‌شود. عن الصادق عليه السلام قال: انما صار الصداق علي الرجل دون المرأه و ان کان فعلهما واحداً وان الرجل اذا قضي حاجته منها قام عنها و لم نتتظر فراغها فصار الصداق عليه دونها لذلک؛ امام صادق عليه السلام در بيان فلسفه وجوب مهريه فرمود: همانا صداق بر مرد واجب شده است نه زن، با اين که کار ايشان (استمتاع) يکي است؛ زيرا هنگامي که نياز مرد برآورده شد، ‌از کنار زن بر مي‌خيزد و منتظر ارضاي زن نمي‌ماند. به همين جهت صداق بر مرد واجب است نه زن67.
6-2 حكمت پرداخت مهر در ديدگاه برخي ‌انديشمندان مسلمان
6-2-1 مهريه در مقابل استمتاع
مرحوم طبرسي در مجمع البيان مي‌نويسد: “خداوند استمتاع را ميان زن و مرد مشترك قرار داد و سپس در مقابل استمتاع، مهريه را بر مرد واجب كرد. بر اين اساس مهريه صرفاً يك عطيه الهي است68.
6-2- 2 مهريه در مقابل بضع
علامه طباطبائي(ره) مهريه را چيزي شبيه عوض براي بضع مي‌داند، آن‌گونه كه در معامله عوض در مقابل معوض قرار مي‌گيرد. خواستگار در ازدواج طبق رسم مردم، مرد است، همان‌طور كه خريدار به همراه عوض براي خريدن كالا به فروشنده مراجعه مي‌كند.
6-2-3 مهريه پاسخي به نياز فطري
بـه نظرشـهيد مطهري(ره) مهريه پاسخي بـه نيـازفطري زن و مرد اسـت: “اين كه گفته‌اند مرد چيزي را به عنوان صداق قرار دهد، بر اساس همين اصل و ناموس است؛ يعني زن بايد در مقامي خودش را معرفي كند كه بگويد اين تو [مرد] هستي كه به من نياز داري و نه من به تو و جنس مرد بايد در شكلي ظاهر شود كه اوست كه بايد چيزي به زن نثار كند تا زن در مقابل او آري بگويد. مرد بايد به او هديه ببخشد… تعبير ديگر قرآن صداق است؛ صداق يعني چيزي به علامت اين كه علاقه من به شما علاقه راستين است69.
6-2- 4 مهريه مکمل سهم الارث
بر اساس قواعد فطري، سهم دختران از ارث والدين نصف سهم پسران است. برخي در تفسير و توجيه آن، به مسأله مهريه به عنوان مکمل سهم الارث دختران استناد کرده‌اند. شهيد مطهري ميزان سهم الارث زن را معلول وضع خاصي مي‌داند که زن از لحاظ مهريه، نفقه و غير آن دارد. وجوب پرداخت مهريه و نفقه زن از سوي مرد، موجب تحميل هزينه زندگي زن بر مرد مي‌شود و بنابراين از هزينه زندگي زن کاسته مي‌گردد؛ ولي در اين صورت اين سؤال بي‌پاسخ مي‌ماند که وجود سيره و نيز توصيه‌هاي مؤکد مبني بر سبک گرفتن مهريه و تنزل آن تا حد آموزش چند سوره از قرآن چگونه مي‌تواند تکميل‌کننده سهم‌الارث باشد. چه لزومي بر رعايت مهرالسنه وجود دارد؟70
6-2- 5 مهريه وثيقه‌اي در مقابل طلاق
برخي مهريه را وثيقه‌اي در مقابل حق طلاق مرد يا ابزاري اقتصادي جهت کنترل تمايلات نوجويانه مرد در گزينش همسر تلقي مي‌کنند. با وجود اينکه عقد نکاح با رضايت طرفين منعقد مي‌شود، فسخ و انحلال آن مي‌تواند يک طرفه، يعني به صورت ايقاعي صورت گيرد. از اين‌ رو عقد نکاح همواره در معرض تزلزل و فروپاشي خواهد بود و اين الگوي تعامل حقوقي در قالب محوريت اراده بلامنازع مرد تجلي مي‌کند که خود موجب آثار رواني و اجتماعي، به‌ويژه براي زنان مي‌شود. احساس نگراني زن از آينده موجب شده است تا زنان از مهريه به عنوان عاملي در راستاي تعديل حقوقي مذکور و کاهش ميزان آسيب‌پذيري خويش استفاده کرده و در صورت نياز از اين عامل، همانند اهرمي در کنترل زياده‌خواهي‌هاي مرد و احيانا زورگويي‌هاي وي بهره جويد. بديهي است که التزام مرد به پرداخت مهريه، تاحدودي قدرت عمل و اختيار وي را محدود مي‌سازد و البته مهريه‌هاي سنگين اين امکان را به زن مي‌دهد که برخي از
مطالبات خويش را بر مرد تحميل کند و در روابط خانوادگي از موضع کاملا انفعالي برخورد نکند.
6-3 حكمت‌ پرداخت مهر از نظر جامعه‌شناسان
با مرور نظريه‌هاي جامعه‌شناسي و بررسي اجمالي آنها به منظور استفاده در تبيين مهريه در ايـران، نظريه‌هاي كاركردگرايي و مبادله(يا به اصطلاح ترنر، نظريه فايده‌گرا) براي تبيين موضوع از قابليت بيشتري برخوردار بودند. در تبيين مهريه دو نظريه مطرح مي‌باشد، از اينرو توضيحي كوتاه درباره هر كدام از اين دو نظريه ضروري مي‌نمايد.
6-3-1 نظريه کارکردگرايي
طبق نظريه كاركردگرايي، هر فرهنگ، مجموعة به هم پيوسته، يگانه و نسبتاً منسجمي است که بايد آن را به عنوان يک کل ملاحظه و تبيين کرد؛ از اين‌رو جدا کردن يک عنصر يا ويژگي فرهنگي هم چون مهريه يا يک نهاد از بستر و زمينة اصلي آن، مانع از تبيين واقع‌بينانة آن خواهد بود؛ زيرا عناصر و ويژگي‌هاي فرهنگي در صورتي که خارج از موقعيت و جايگاه ساختاري‌شان در مجموعه مربوط و به‌گونه‌اي مستقل از ارتباط با ساير عناصر فرهنگي ملاحظه شوند، پديده‌هايي بي‌معنا وغير قابل تفسير خواهند بود. نظريه‌پردازان كاركردگرا از خاستگاه پديده‌هاي اجتماعي و نيز پيامدها و كاركردهاي آن پديده بحث مي‌كنند. به عبارت ديگر نه فقط به فلسفه وجودي پديده‌ها، بلكه به نتايج خواسته يا ناخواستة آنها نيز توجه مي‌كنند كه نكتة بسيار مهمي است. به تعبير كوزر: “دورکيم ميان پيامدهاي کارکردي و انگيزش‌هاي فردي، آشکارا تمايز قائل مي‌شود. در تبيين واقعيت اجتماعي، نشان دادن علت آن کافي نيست،‌ بلکه ما بايد در بيشتر موارد، کارکرد آن واقعيت را در تثبيت سازمان اجتماعي نيز نشان دهيم.”71. با بهره‌گيري از اين نظريه مي‌توان جايگاه مهريه را در ارتباط با ساير عناصر موجود در نهاد خانواده به عنوان يکي از نيازهاي محوري در نظام اجتماعي موجود دريافت؛ اينكه چگونه به وجود آمده و چه كاركردهايي دارد.
براساس نظريه كاركردگرايي تعيين مهريه كاركردهاي اجتماعي فراواني دارد: دورکيم ميان پيامدهاي کارکردي وانگيزش‌هاي فردي، آشکارا تمايز قائل مي‌شود. درتبيين واقعيت اجتماعي، نشان‌دادن علت آن کافي نيست،‌ بلکه ما بايد در بيشتر موارد، کارکرد آن واقعيت را در تثبيت سازمان اجتماعي نشان دهيم72. ممكن است افرادي باانگيزه‌هايي مشخص اقدام به كارهايي خاص كنند؛ ولي پيامد رفتار آنهـا مورد تأييدشان نباشد. بنابراين بايد ميـان كاركردهاي افزايش مهريه و دلايل افزايش آن تمايز قائل شده و هر كدام را به طورجداگانه بررسي نمود. در مواردي كاركرد مهريه همان است كه افراد در پي آن هستند؛ ولي مواردي نيز وجود دارد كه افزايش مهريه پيامدهايي داشته است كه براي هيچكس مشخص نيست. رابرت مرتن اين نوع كاركردها را كاركردهاي پنهان نام نهاده است. كاركردهاي پنهان بر نتايج نامرئي و آثار غير منتظره و غير قابل رؤيت عادات و رسوم اجتماعي دلالت دارند. وجود كاركردي پنهان حاكي از اين است كه دگرگوني و انسجام اجتماعي حداقل تا حدودي غير قابل كنترل و طرح‌ريزي است و تشخيص آن ساده نيست؛ زيرا هركجا كاركردي نامرئي وجود داشته باشد، مي‌تواند آثار و نتايج شناخته شده را دگرگون كند و آثار ديگري به جز آثار مورد نظر به بار آورد73.
ـ ارضاي نياز فطري
مهريه به عنوان يک سنت اجتماعي در پاسخ به نياز فطري زن در راستاي حفظ عزت و احترام


دیدگاهتان را بنویسید