دانلود پایان نامه

این پایان نامه در چهار فصل تنظیم شده است:
فصل اول: به بیان کلیات که شامل بیان مسأله، سؤالات اصلی و فرعی پژوهش، فرضیه‌ها، پيشينه تحقيق و اهمیت و ضرورت آن، اهداف و کاربرد پژوهش، روش تحقيق پرداخته شده است.
فصل دوم: ابتدا به معرفی اجمالی سوره مبارکه‌ی نبأ و سپس به ارزیابی تطبیقی روایات معصومین: با اقوال لغویان در مفردات سوره نبأ پرداخته می‌شود.
فصل سوم: ابتدا به معرفی اجمالی سوره مبارکه‌ی نازعات و سپس به ارزیابی تطبیقی روایات معصومین: با اقوال لغویان در مفردات سوره نازعات پرداخته می‌شود.
فصل چهارم: ابتدا به معرفی اجمالی سوره مبارکه‌ی عبس و سپس به ارزیابی تطبیقی روایات معصومین: با اقوال لغویان در مفردات سوره عبس پرداخته می‌شود.

فصل دوم
سوره‌ی نبأ

2-1. معرفی اجمالی سوره‌ی نبأ2
2-1-1. محتوای سوره‌ی نبأ
اصولا اكثريت قريب به اتفاق سوره‏هاى جزء آخر قرآن در” مكه” نازل شده، و بيش از همه چيز روى مساله مبدء و معاد، و بشارت و انذار، كه طبيعت سوره‏هاى مكى است تكيه مى‏كند، غالبا لحنى كوبنده و تكان‏دهنده و بيدار كننده دارد، آيه‏ها همگى جز در موارد معدودى كوتاه، و مملو از اشارات است، و به همين دليل تاثير بسيار عميقى روى هر فرد آگاه مى‏گذارد، ناآگاهان را نيز بيدار مى‏كند، و به كالبدهاى بى‏روح جان مى‏دهد، به افراد بى‏تفاوت احساس و تعهد و مسئوليت مى‏بخشد، و براى خود عالمى دارد، عالمى پرغوغا و پر از شور و نوا! سوره” نبأ” نيز از اين اصل كلى مستثنا نيست، با سؤالى بيدارگر شروع مى‏شود، و با جمله‏اى پر از عبرت پايان مى‏يابد.
محتواى اين سوره را مى‏توان در چند بخش خلاصه كرد.
1- سؤالى كه در آغاز سوره از حادثه بزرگ (نبا عظيم) يعنى روز قيامت مطرح شده است.
2- سپس به بيان نمونه‏هايى از مظاهر قدرت خداوند در آسمان و زمين و زندگى انسانها و مواهب آن- به عنوان دليلى بر امكان معاد و رستاخيز- مى‏پردازد.
3- در بخش ديگرى قسمتى از نشانه‏هاى آغاز رستاخيز را بيان مى‏دارد.
4- در بخش ديگرى گوشه‏اى از عذاب‌هاى دردناك طغيان‌گران را.
5- به دنبال آن قسمتى از نعمت‌ها و مواهب شوق‏انگيز بهشتى را شرح مى‏دهد.
6- سرانجام با انذار شديدى از عذاب قريب، و سپس ذكر سرنوشت غم‏انگيز كافران سوره پايان مى‏گيرد.
ضمنا نامگذارى اين سوره به خاطر تعبيرى است كه در آيه دوم آن آمده است، و گاه از آن به عنوان سوره “عم” به تناسب آيه نخستين آن تعبير مى‏شود.

2-1-2. فضيلت تلاوت سوره نبا
در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام آمده است:
كسى كه سوره عم يتساءلون را بخواند خداوند از نوشيدنى خنك و گواراى بهشتى در قيامت سيرابش مى‏كند
و در حديثى از امام صادق مى‏خوانيم:
كسى كه همه روز سوره عم يتساءلون را ادامه دهد سال تمام نمى‏شود مگر اينكه خانه خدا را زيارت مى‏كند!
و نيز در حديث ديگرى از رسول خدا نقل شده كه فرمود:
كسى كه آن را بخواند و حفظ كند حساب او در روز قيامت (چنان سريع انجام مى‏گيرد كه) به مقدار خواندن يك نماز خواهد بود.

2-2. نبأ
(عَمَّ يَتَساءَلُونَ (1) عَنِ النَّبَإِ الْعَظيمِ (2))
“آنها از چه چيز از يكديگر سؤال مى‏كنند؟! از خبر بزرگ و پراهميّت”

الف) روايات
در این آیات در مورد واژه‌ی نبـأ روایات زیادی آمده است که به دلیل تشابه مضمون، در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود:
1- “قال: حدثني أبي عن الحسين بن خالد عن أبي الحسن الرضا7 في قوله «عَمَّ يَتَساءَلُونَ … إلخ» قال قال أمير المؤمنين7 ما لله نبأ أعظم مني و ما لله آية أكبر مني، و قد عرض فضلي على الأمم الماضية على اختلاف ألسنتها فلم تقر بفضلي”3
علی بن ابراهیم روایت کرده است: پدرم، از حسین بن خالد، از امام رضا7 درباره‌ی این آیه نقل کرده است که امیر المومنین7 می‌فرماید: برای خداوند خبری عظیم‌تر از من نیست و نه نشانه ایی بزرگتر از من وجود ندارد، و فضیلت‌های من بر امت‌های گذشته با وجود زبان‌های مختلف‌شان عرضه شده، ولی آنها اعتراف نکردند.
2- “حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ: بِقُمَّ فِي رَجَبٍ سَنَةَ تِسْعٍ وَ ثَلَاثِينَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ يَاسِرٍ الْخَادِمِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ8 قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ9 لِعَلِيٍّ7 يَا عَلِيُّ أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَنْتَ بَابُ اللَّهِ وَ أَنْتَ الطَّرِيقُ إِلَى اللَّهِ وَ أَنْتَ‏ النَّبَأُ الْعَظِيمُ‏ وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ وَ أَنْتَ الْمَثَلُ الْأَعْلَى يَا عَلِيُّ أَنْتَ إِمَامُ الْمُسْلِمِينَ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ خَيْرُ الْوَصِيِّينَ وَ سَيِّدُ الصِّدِّيقِينَ يَا عَلِيُّ أَنْتَ الْفَارُوقُ الْأَعْظَمُ وَ أَنْتَ الصِّدِّيقُ الْأَكْبَرُ يَا عَلِيُّ أَنْتَ خَلِيفَتِي عَلَى أُمَّتِي وَ أَنْتَ قَاضِي دَيْنِي وَ أَنْتَ مُنْجِزُ عِدَاتِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ الْمَظْلُومُ بَعْدِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ الْمُفَارِقُ بَعْدِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ الْمَحْجُورُ بَعْدِي أُشْهِدُ اللَّهَ تَعَالَى وَ مَنْ حَضَرَ مِنْ أُمَّتِي أَنَّ حِزْب
َكَ حِزْبِي وَ حِزْبِي حِزْبُ اللَّهِ وَ أَنَّ حِزْبَ أَعْدَائِكِ حِزْبُ الشَّيْطَانِ.”4
رسول اکرم9 به امام علی7 فرمودند: ای علی! تو حجت خدایی و تو در خدایی و تو راه به سوی خدایی و تو خبر بزرگی و تو راه راستی و تو بالاترین نمونه‌ای. ای علی! تو پیشوای مسلمانان و امیر مومنان و بهترین جانشینان و سرور راستگویانی. ای علی! تو فاروق أعظمی و تو بزرگترین راستگویی. ای علی! تو جانشینم بر امتم هستی و تو اداکننده‌ی دین منی و تو وعده های من را عملی می‌‌کنی. ای علی! به تو بعد از من ظلم خواهد شد. ای علی! مردم تو را ترک خواهند کرد. ای علی! بعد از من تو را از حقت منع خواهند کرد. خداوند بزرگ و هرکس از امتم را که حضور دارد را گواه می‌‌‌گیرم که حزب تو، حزب من است و حزب من، حزب خداوند است و حزب دشمنانت، حزب شیطان است.
3- من طريق المخالفين: ما رواه الحافظ محمد بن مؤمن الشيرازي في كتابه المستخرج من تفاسير الاثنى عشر، في تفسير قوله تعالى: عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ يرفعه إلى السدي، قال: أقبل صخر بن حرب حتى جلس إلى رسول الله9، فقال: يا محمد، هذا الأمر من بعدك لنا أم لمن؟ قال: «يا صخر، الإمرة من بعدي لمن هو مني بمنزلة هارون من موسى» فأنزل الله: عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ منهم المصدق بولايته و خلافته، و منهم المكذب بها، ثم قال: كَلَّا و هو رد عليهم سَيَعْلَمُونَ سيعرفون خلافته إذ يسألون عنها في قبورهم، فلا يبقى يومئذ أحد في شرق الأرض و لا غربها، و لا في بر و لا بحر، إلا و منكر و نكير يسألانه عن ولاية أمير المؤمنين و خلافته بعد الموت، يقولان للميت: من ربك؟ و ما دينك؟ و من نبيك؟ و من إمامک؟5
از طریق مخالفان: آن چه حافظ محمد بن مومن شیرازی در کتابش المستخرج من تفاسیر الاثنی عشر نقل کرده است که در تفسیر این آیات: (عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ)، حدیثی مرفوع را از سدی نقل می‌کند: صخر بن حرب آمد و نزد رسول9 نشست، گفت: ای محمد! این امر بعد از تو برای ماست یا از آن کسی دیگر است؟ فرمودند: “ای صخره خلافت بعد از من از آن کسی است که رابطه‌ی او نسبت به من مانند رابطه‌ی هارون نسبت به موسی است” پس خداوند این آیات را نازل کرد: (عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ)، برخی ولایت و خلافت او را تأیید کردند و برخی دیگر آن را انکار کردند، سپس گفت: هرگز و آن پاسخی است به آن‌ها خواهند دانست. خلافت او را خواهند دانست زمانی که از آن‌ها در قبرهایشان از آن سوال خواهد شد، در آن روز، هیچ کس در شرق و غرب، و نه در خشکی و نه در دریا، باقی نمی‌ماند مگر نکیر و منکر از او در مورد ولایت و خلافت امام علی7 سوال خواهند کرد، به مرده می‌گویند: و پروردگارت کیست؟ و دینت چیست؟ و پیامبرت کیست؟ و امامت کیست؟
4- در روضه‌ی کافی در خطبه‌ای منسوب به امام علی7 به نام الوسیله این فراز آمده است: و انى النبأ العظيم6.

ب) اقوال لغویان
1- “نبأ: النبأ، مهموز: الخبر، و إن لفلان نبأ، أي: خبرا .. و الفعل: نبأته و أنبأته و استنبأته، و الجميع: الأنباء.”7
نبأ: النبأ، با همزه: خبر، و إن لفلان نبأ، یعنی: فلانی خبر دارد .. و فعل آن: نبأته و أنبأته و استنبأته، و جمع آن: الأنباء است.
2- النَّبأ : الخَبر. و إنّ لفلان نَبأ، أي خبراًو الفِعل: نبّأته، و أَنْبأته، و اسْتَنْبَأْته. و الجَميع: الأَنْبَاء.8
3- النَّبَأُ: الخبر، تقول: نبأ و أنبأ و نبّأ، أی أخبر.9
4- النون و الباء و الهمزة قياسه الإتيان من مكان الى مكان. يقال للّذى ينبأ من أرض الى أرض نابئ. و سيل نابئ: أتى من بلد الى بلد. و رجل نابئ مثله … و من هذا القياس النبأ: الخبر. لأنّه يأتى من مكان الى مكان. و المنبئ: المخبر. و أنبأته و نبّأته.”10
نبأ قیاسش آمدن از جایی به جایی است. گفته می‌شود به آن‌چه از زمینی به زمین دیگر می‌رود نابئ. و سيل نابئ: از کشوری به کشور دیگر آمد. و مرد نابئ مانند آن است… و از این قیاس، نبأ خبر است. زیرا از جایی به جای دیگر می‌رود. و المنبئ: خبر دهنده. و أنبأته و نبّأته.
5- “النَّبَأُ: خبر ذو فائدة عظيمة يحصل به علم أو غَلَبَة ظنّ، و لا يقال للخبر في الأصل نَبَأٌ حتى يتضمّن هذه الأشياء الثّلاثة، و حقّ الخبر الذي يقال فيه نَبَأٌ أن يتعرّى عن الكذب، كالتّواتر، و خبر اللّه تعالى، و خبر النبيّ عليه الصلاة و السلام، و لتضمُّن النَّبَإِ معنى الخبر يقال: أَنْبَأْتُهُ بكذا كقولك: أخبرته بكذا، و لتضمّنه معنى العلم قيل: أَنْبَأْتُهُ كذا، كقولك: أعلمته كذا.”11
النَّبَأُ: خبری که دارای فایده‌ی بزرگ است که با آن علم یا غلبه‌ی گمان حاصل می‌شود، و در اصل به خبر، نبأ نمی‌گویند تا این‌که این سه چیز را داشته باشد، و خبری که در مورد آن نبأ گفته می‌شود شایسته آن است که عاری از دروغ باشد، مانند تواتر، و خبر خداوند بلند مرتبه، و خبر پیامبر9، وچون نبأ معنای خبر را دربر دارد گفته می‌شود: أَنْبَأْتُهُ بكذا مانند گفته‌ی تو که به او خبر دادم، و چون معنای علم را دربر دارد گفته می‌شود: أَنْبَأْتُهُ كذا، مانند گفته‌ی تو که او را آگاه ساختم.
6- أنّ الأصل الواحد في المادّة: هو نقل حديث أو شي‏ء آخر من موضع الى موضع آخر. و قد سبق في خبر: انّه إطّلاع نافذ و علم بالدقّة و التحقيق، فلا يطلق بمعنى الخبر. و من مصاديق الأصل: انتقال حديث من موضع الى موضع آخر. و إتيان السيل و جريانه. و إ
تيان الرجل و قدومه. و نقل الصوت و وصوله الى مكان قريب. و الطلوع من موضع الى محلّ أو الإحاطة.12
اصل یگانه در این ماده جابه‌جایی سخن یا چیز دیگر از جایی به جای دیگر است. و در (ماده‌ی) خبر گذشت که خبر آگاهی ژرف و شناخت با دقت و پژوهش است، پس (نبأ) به معنای خبر به کار نمی رود. و از مصادیق این اصل انتقال سخن از جایی به جای دیگر. و آمدن سیل و جاری شدنش. و آمدن مرد و ورودش. و جابه‌جایی صدا و رسیدنش به جایی نزدیک. و برآمدن از جایی به جایی یا احاطه کردن.

ج) نتيجه‌گیری
ماده‌ی نبأ از نظر ابن فارس و مصطفوی در اصل به معنای جابه‌جایی چیزی از جایی به جای دیگر است. و خبر را از آن رو که از جایی به جای دیگر منتقل می‌شود، نبأ می‌گویند. خلیل، ازهری و جوهری نبأ را چنین، یعنی مطلق خبر، معنا کرده‌اند. اما از سویی مصطفوی نبأ را خبر نمی‌داند زیرا معتقد است که خبر آگاهی ژرف و شناخت با دقت و پژوهش است. از سوی دیگر راغب نبأ را خبر با ویژگی‌های خاص می‌داند چرا که از نظر ایشان نبأ خبری است که دارای فایده‌ی بزرگ است که با آن علم یا غلبه‌ی گمان حاصل می‌شود،


دیدگاهتان را بنویسید