آبي
عصاره هاي آبي فرآورده هايي هستند که از تکه هاي خرد شده گياه تهيه شده و جهت مصرف فوري به کار برده مي شود. بر حسب روش تهيه اين عصاره ها انواع مختلف دم کرده، انفوز و خيسانده شرح داده شده اند. اگر دستورالعمل هاي ديگري توصيه نشده باشد اين عصاره ها را از يک قسمت گياه و ده قسمت آب تهيه مي نمايند. فقط بايد با نسبت ذکر شده در مراجع دارويي مربوطه تهيه گردد. علاوه بر اين ظروفي که براي تهيه اين عصاره ها به کار برده مي شود بايد از مواد اوليه خنثي تهيه شده باشد. عصاره هاي آبي به علت غير مطمئن ميزان ماده مؤثره و همچنين به دليل ميزان بالاي ميکروارگانيسم هاي تکثير شونده نمي توانند با استانداردهاي ذکر شده در GMT مطابقت نمايد.
– دم کرده39
امروزه روش دم کردن استعمال چنداني در زمينه استخراج مواد متشکله گياهان دارويي ندارد.اين روش رادر گذشته براي موادي بکار مي بردند که معمولا درآب محلول بودند.حلال مورد مصرف آب بوده که ممکن است از آب سرد يا جوشيده باشد.مشکل اساسي در اين مورد هجوم باکتريها و قارچها مي باشد که باعث آلوده کردن عصاره و در نتيجه تغيير مواد متشکله گياه مي گردد.به همين دليل زمان عصاره گيري بيش از12 ساعت توصيه نمي شود(ممکن است به عنوان جلوگيري کردن از اين مشکل از کمي الکل استفاده نمود).(صمصام شريعت، 1371)
براي تهيه دم کرده، ماده گياهي را با توجه به اندازه ذره اي در آبي که بالاتر از 90 درجه سانتي گراد حرارت داشته باشد، وارد مي نمايند. سپس ظرف محتوي ماده گياهي را بر روي حمام بخار قرار داده و ضمن همزدن هاي مکرر مدت نيم ساعت در اين حرارت باقي نگه داشته و سپس آن را به صورت گرم صاف مي نمايند. اگر بعد از فشار دادن مختصر باقي مانده گياهي وزن جوشانده تکميل نگردد، آن را بر روي باقي مانده صاف شده گياهي آب جوش مي ريزند تا پس از فشار دادن مختصر حجم کلي مايع حاصل به وزن تعيين شده قبلي برسد.
– انفوز
براي تهيه دارو به اين روش يک قسمت از ماده گياهي خرد شده را در يک هاون با 3 تا 5 قسمت آب چندين بار مرطوب نموده و پس از 15 دقيقه آن را با باقيمانده آب که در حالت جوش مي باشد مخلوط و سپس بر روي بن ماري به مدت 5 دقيقه ضمن همزدن هاي مکرر در حرارت بالاتر از 90 درجه سانتي گراد نگه مي دارند. درب ظرف را پوشانده و مدت 30 دقيقه آن را در حرارت حدود 30 درجه نگهداري مي نمايند. اگر بعد از فشار دادن ملايم باقيمانده گياهي، وزن مورد نظر حاصل شده باشد، بر روي حاصل صاف شده آنقدر آب سرد اضافه و فشار ميدهند، تا وزن مورد نظر به دست آيد.از معايب اين روش فعاليت آنزيمهاي باقيمانده در گياه است که سبب تغييراتي در محتواي مواد متشکله گياهي يافت مي شوند به راحتي وارد عصاره سرد شده و در نهايت به دارو منتقل مي گردند. اين موارد همگي موجب ناپايداري بيشتر عصاره هاي آبکي حاصل مي شوند.
– خيسانده40
براي تهيه خيسانده، ماده گياهي را به اندازه ذره اي ذکر شده در دستورالعمل در آورده، و به اندازه مورد نظر، آبي که داراي درجه حرارت اتاق مي باشد روي آن ريخته و طي همزدن هاي متوالي، آن را 30 دقيقه تمام در حرارت اتاق باقي نگه مي دارند. بعد از اين زمان عصاره را صاف نموده و بعد از شستشو، با آب مقدار وزن مورد نظر را تکميل مي نمايند. عمل خيساندن معمولا براي آن دسته از داروهايي بکار مي ساختمان سلولي کاملي نداشته ويا فاقد ساختمان سلولي مي باشند مانند ريشه ختمي وتخم کتان استيراکس41 را بايد به روش خيساندن تهيه نمود.(صمصام شريعت، 1371)
– تنتورها
به طور کلي تنتورها عصاره هاي گياهي هستند که با اتانول در غلظت هاي مختلف يا با اتر يا مخلوط آنها و در موارد خاص با اضافه کردن مواد ديگر تهيه مي شوند. براي تهيه تنتور يک قسمت گياه با بيش از 2 قسمت و حداکثر 10 قسمت حلال عصاره گيري مي شود. علاوه بر اين محلول هايي را که از عصاره خشک شده در اتانول و با غلظت مشخص تهيه شده اند نيز به عنوان تنتور مورد استفاده قرار مي دهند. در مورد عصاره هاي گياهي که بايد با احتياط نگهداري شوند، معمولاٌ نسبت 1 با 10 و در مورد ساير گياهان در عمل غلظت 1 به 5 انتخاب مي شود.
در اين روش بايد هميشه نوع و غلظت حلال عصاره گيري اعلام شود. در گذشته بعضي از محلول هاي مرکب و يا ساده براي مثال تنتوريدرا نيز تنتور مي ناميدند. تنتورها به روش خيسانده و يا پرکولاسيون تهيه مي گردد. تنتورها را بايد در ظروف کاملاً سربسته و دور از نور نگهداري نمود. علاوه بر اين مدت زمان انبار نمودن به علت تغييرات مختلف شيميايي، اکسيداسيون و هيدروليز مواد تشکيل دهنده تنتورها بايد محدود (به عنوان مثال حداکثر يکسال) باشد. (ويلکيسون42 و همکاران، 2002)

1-6-1-2عصاره هاي خشک
عصاره خشک به عصاره هايي از گياهان اطلاق مي شود که در اثر غليظ کردن و خشک کردن عصاره هاي مايع، تحت شرايط ملايم، به دست مي آيد. در هنگام تهيه عصاره هاي خشک عمل پروکولاسيون را به طور کلي زماني خاتمه مي دهند که از يک قسمت از ماده گياهي 3 تا 4 قسمت عصاره تهيه شده باشد و يا مقدار حلال مورد نظر در دستوالعمل مصرف شده باشد. در صورتي که دستورالعمل ديگري نباشد، عمل حذف حلال را با استفاده از حمام بخار و تحت خلا و حرارتي که بالاتر از 70 درجه سانتي گراد نباشد انجام مي دهند و درجه حرارت عصاره بالاتر از 50 درجه سانتي گراد بالغ نگردد. سپس عصاره خشک شده حاصل را در دسيکاتور طوري خشک مي نمايند که حداکثر رطوبت آن از 5 درصد تجاوز نکند. (پيترس43 و همکاران، 1994)
1-7 انتخاب حلال
حلالها به دو دسته قطبي و غير قطبي تقسيم مي شوند. در حلالهاي قطبي مثل آب توزيع بار در مولکول يکسان نيست و يک انتهاي مولکول نسبت به انتهاي ديگر آن مثبت تر است. معمولاً حلالهاي قطبي داراي پيوند oH هستند. درحلالهاي غير قطبي بار الکتريکي بين دو انتها به طور مساوي تقسيم شده است. حلال قطبي آب دوست، اما حلال هاي غير قطبي ليپوفيل هستند.آب قطبيترين حلال است.قطبيت متانول نيز از اتانول بيشتر است .
Polar reactants will dissolve in polar solvents.حلالهايي با درجه قطبيت پايين نظير هگزان، استون، بوتانول و کلروفرم نسبت به حلالهاي قطبي توانايي کمتري در استخراج ترکيبات فنلي دارند )رامباو 44و همکاران، 2009(
حلاليت ترکيبات فنولي بسته به نوع حلال، درجه پليمريزاسيون آنها و بر هم کنش آنها با ساير ترکيبات موجود در بافتهاي گياهي متفاوت است. در کل حلالهاي اتانول و متانول به صورت مخلوط با آب (40-80 درصد) توانائي بيشتري نسبت به حالت خالص در استخراج ترکيبات فنولي از بافتهاي گياهي دارند )سوزوکي45 و همکاران،2002 . (
استفاده از آب به عنوان حلال استخراج، يک محيط کاملاً قطبي ايجاد ميکند که در آن برخي از ترکيبات فنولي با درجه قطبيت پائين به ميزان کمتري استخراج ميشوند. افزودن آب به حلالهاي آلي با تشکيل يک محيط نسبتاً قطبي همراه بوده و بنابراين از استخراج مقادير و انواع بيشتري از ترکيبات فنولي در اين شرايط اطمينان حاصل ميگردد )سينگ و همکاران، 2007(
از ميان حلال هاي مورد استفاده بازده عصارهگيري با افزايش قطبيت حلال افزايش مييابد. در بين حلالها آب، متانول، اتانول، استن و هگزان، آب بالاترين شاخص قطبيت را دارد که اين امر ممکن است در بالا بودن راندمان عصارهگيري با آب مؤثر باشد )محققي ثمرين و همکاران، 1390(.
بنابراين براي استخراج تركيبات پلي فنلي حلال متانول و مخلوط هاي آب و متانول مناسب است. ساير حلال ها مثل استون و اتيل استات و مخلوط هاي آن ها نيز مورد استفاده قرار گرفته است اما معمولاً اين حلال ها باعث كاهش راندمان مي شوند )پسچل و همکاران، 2006(.
عوامل مختلفي بر بازده استخراج عصاره از مواد گياهي تأثير ميگذارند كه قطبيت حلال از آن جمله است )گلي موحد و همکاران، 1387(.

1-8باکتري هاي مورد مطالعه
به منظور بررسي اثر ضد ميکروبي عصاره و روغن فرار گياه مورد نظر دو باکتري E.coli و S.aureus انتخاب گرديد.اين باکتري ها جزء عوامل شايع عفونت و مسموميت هاي غذايي محسوب مي شوند.(رضويلر و همکاران 1378).
به همين دليل مطالعه بر روي اين دو باکتري صورت گرفت.موارد متعددي از عفونت ها مسموميت هاي غذايي توسط اين دو باکتري در غذا هاي فراوري شده از قبيل شير گوشت و حتي سبزيجات کنسرو شده گزارش گرديده است.(وارنام 46و همکاران 1991)

1-8-1اشيرشيا کلي47
اي کولاي عموماً به عنوان بخشي از فلور ميکروبي طبيعي روده انسان و بسياري از حيوانات محسوب مي شود. باکتري عضو خانواده آنتروباکترياسه داراي خصوصيات عمومي اين خانواده مي باشد. اين باکتري يک ميکروب هوازي بي هوازي اختياري شايع در روده حيوان و انسان است .

1-8-1-1خصوصيات بيماري و مکانيسم بيماري زايي باکتري:
اي کولاي بيماري زاي روده اي عامل مهم اسهال در کشورهاي در حال توسعه و مکانهاي با فقر بهداشتي مي باشد.يکي از بيماري هاي حاصل از مواد غذايي توسط اين باکتري در سالهاي اخير وقوع شديد يافت کوليت خونريزي دهنده مي باشد که توسط سويه ايجاد مي شود.

1-8-1-2 اي کولاي عامل اسهال در انسان:
تحت گروه اي کولاي بيماري زاي روده اي يا EPEC48
تحت گروه اي کولاي توکسين زاي روده اي ياETEC49
تحت گروه اي کولاي مهاجم روده اي ياEIEC50
تحت گروه اي کولاي توده اي روده اي ياEGEC51
با توجه به بيماري هاي خاص ايجاد شده توسط انواع بيماري زاي اي کولاي در انسان روز به روز به اهميت آن افزوده مي شود (رضويلر و همکاران1381)

1-8-1-3بيماري زايي:
-گروه EPEC:
اين گروه مسئول بسياري از بيماريهاي اسهالي کودکان است. دوره کمون 12 تا 36 ساعت مي باشد و به دنبال آن موضوع آبکي معمولاً تب دار که گاهي حاوي موکوس و به ندرت حاوي خون است ظاهر مي گردد. استفراغ معمولاً همراه اسهال ديده مي شود.
-گروه ETEC:
علائم اين بيماري مبين توليد توکسين هايي توسط باکتري مي باشد. سويه هاي مولد توکسين حساس به حرارت (LT52) که مشابه کلراتوکسين يا سم وبا مي باشد علائمي توليد مي کند که در نهايت شدت و نوع آن مشابه علائم وباي کلاسيک است. اسهال حاوي مدفوع آبکي و تقريباً هميشه بدون موکوس و بدون خون و اغلب همراه با دل درد و استفراغ مي باشد. تب اغلب موجود نيست و حتي حرارت بدن ممکن است از حد طبيعي کمتر باشد. از دست رفتن آب بدن شايع و ممکن است به مرگ منتهي گردد. گاهي توکسين مقاوم به حرارت (ST)53 عامل بيماري بوده و دوره کمون 4 ساعت و گاهي کمتر است.
-گروه EIEC
علام شبيه شيگلوزيس مي باشد. اسهال خوني، مدفوع موکوسي همراه با احساس فشار و درد در موقع دفع مدفوع، تب و کوليت از علائم شايع بيماري است. شدت بيماري ممکن است از نوع ملايم تا بينهايت شديد تغيير کند.
-گروه EGEC:
اين گروه دو نوع بيماري ايجاد مي کند که عبارتند از: کوليت خونريزي دهنده54 و ديگري سندروم HUS55، بيماري کوليت خونريزي دهنده به علت ايجاد ادم در لايه موکوس قولون و توليد زخم در آن سبب خونريزي از روده مي شود. دوره کمون از يک تا 14 روز ميانگين 8 روز تغيير مي کند. علائم بيماري با درد شديد همراه با اسهال آبکي شروع و تهوع و استفراغ نيز در مرحله اول بيماري ظاهر مي شود. نفخ يکي ديگر از علائم بيماري است و شدت درد شديدتر از آپانديسيت گزارش شده و در مورد زنان درد آن مشابه به درد زايمان مي باشد و اسهال خوني يک تا 2 روز بعد از بيماري ظاهر مي شود تب معمولاٌ وجود ندارد ولي در افراد مسن ممکن است مشاهده شود.
بهبود معمولاً وضع مشخصي ندارد ميزان مرگ و مير در بعضي موارد بيش از 36% مي باشد. اگرچه اسهال خوني يکي از خصوصيت هاي شايع عفونتهاي EGEC مي باشد. ولي اين علامت معمولاً همراه با سرو تيپ اي کولاي بوده و در بيماري توليد شده يا غير اين سرو تيپ مدفوع

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید