دانلود پایان نامه

تأکید بر همکاری خانواده، می تواند به کاهش مشکل بزهکاری کودکان کمک کند. 60
گفتار سوم: مهاجرت
یکی از عوامل اجتماعی مؤثر بر ارتکاب جرایم از دیدگاه جامعهشناسان ، پدیده مهاجرت یعنی همان هجوم به شهرها و تراکم جمعیت میباشد که به خصوص از ابتدای ظهور علم جامعه شناسی در قرن نوزدهم، ذهن اکثر جامعه شناسان و جرم شناسان را به خود اختصاص داده است. مهاجرت در علم حقوق عبارت است از «ترک موطن اصلی و مقیم شدن در جای دیگر برای همیشه» در صورتی که در علم جامعه شناسی، مهاجرت را واقعهای فردی و شخصی در نظر میگیرند و آن را حرکت افراد از یک مکان به مکان دیگر که متضمن متغیر کمابیش دائمی است به عنوان مهاجرت قلمداد میگردد. برخی از پژوهشگران، به جمعی بودن مهاجرت توجه دارند. این دو دیدگاه در واقع نمیتوان جدای از یکدیگر مطرح شود و هر یک مکمل دیگری هستند. وقتی وضعیت اجتماعی موجود نتواند نیازهای فرد را دست کم به صورت حداقل برآورده نماید، برخی از شهروندان اجتماع موردنظر ، فکر انتقال و حرکت به مکانهای دیگر را در سر میپرورانند، مکانهایی که به نظر آنها شانس و امکانات بهتری برای برآورده شدن، نیازهای ارضاء نشده داشته باشد. اما باید به یک نکته توجه گردد که اکثر افراد یک اجتماع، به نوعی دچار کمبود و محرومیت هستند،ولی دست به مهاجرت نمیزنند. بنابراین وجودمحرومیت و کمبود، نمیتواند تنها دلایل مهاجرت افراد باشد. دلایل مهاجرت را میتوان در موارد زیر جست وجو کرد.
1- رسیدن به پایگاه اقتصادی بهتر و کسب شغل و درآمد مناسبتر در محیط مقصد، اکثر مهاجرتها
را میتوان در این مقوله جای داد.
2- نداشتن محیط عاطفی مناسب در محیط مبدأ. کانون گرم خانواده و محیط اجتماعی پذیرا، افراد را پایبند مینماید، چنانچه این پیوندهای عاطفی به شکل مناسبی برقرار نگردند، پدیده مهاجرت رخ میدهد.
3- پدیده جنگ، اغلب ساختار اقتصادی، اجتماعی ، سیاسی شهر یا کشور را بر هم زده و پدیده مهاجرت را بوجود میآورد.
4- دست یافتن به وضعیت تحصیلی بهتر، نبود یاکمبود مراکز آموزشی ، در یک منطقه، اغلب با عث مهاجرت جوانان به مناطق دیگری که از لحاظ شرایط فرهنگی ، آموزشی در وضعیت مطلوبتر هستند میگردد.
اغلب مهاجرین فوق(که دلایل مختلفی برای مهاجرت خود میتوانند داشته باشند) در محیط مقصد، با مشکلات بالقوهای روبه رو میگردند و در نتیجه گاه، جذب محیط مقصد نمیگردند و اغلب در حاشیه مراکز اصلی، سکونت گزیده و به دلایل مختلف ، محیط مقصد را نمیپذیرند و جذب مشاغلی میگردند
که از پایینترین ردههای اجتماعی و عمدتاً ناپایدار آن محیط میباشند. در چنین محیطهایی ، پدیده از خود بیگانگی فرهنگی ، عنصری قالب، در بین مهاجرین بوده و باعث تعارضات اجتماعی ، فرهنگی میشود. همین تعارضات ، به شکل افراطی باعث نابسامانیها ، کجرویها و انحرافات اجتماعی در بین مهاجرین گردیده که دافعه آن به شکل وسیع، جامعه مقصد را نیز در برمیگیرد. 61
بند اول: پیامدهای مهاجرت
عمدهترین پیامد مهاجرت، گسترش شهرنشینی است به این ترتیب ، جمعیت جوامع شهری به سرعت روز افزونی افزایش مییابد بطوری که شهرها، میلیونها نفر را در درون خود جای میدهند و به این ترتیب، هجوم مهاجران به شهر و افزایش تراکم جمعیت آن جرایم را افزایش میدهد.
دلیل این مسأله این است که هر چند تعداد افرادی که با یکدیگر کنش متقابل دارند بیشتر باشد، اختلافات اجتماعی در بین آنان گسترش مییابد. از سوی دیگر ، به علت روابط گستردهتر در شهرهایی که دچار تراکم جمعیت هستند، برخوردهای نزدیک و صمیمانه محدود شده و برخوردهای سطحی، موقت، محدود و غیر شخصی گسترش مییابد و رهایی از تسلط گروههای وابسته و نزدیک ، دست او را برای هر نوع عملی، باز میگذارد و به این ترتیب محیط شهری، محیطی ناامن و پر اضطراب میشود.بنابراین به علت عدم تجانس جمعیت، تقسیم کار در نظام طبقهای وسیع، ارزشها و هنجارهای گروهی مختلفی را بوجود میآورد که به ستیز نقشهای اجتماعی منجر میشود.
به این ترتیب ، شهرنشینی وتراکم جمعیت در تمام شئونات زندگی اجتماعی تأثیر گذاشته و امکانات بیشتری برای بزهکاری و بروز جرایم فراهم میآورد. البته برای جلوگیری از هر گونه سوء تفاهمی باید متذکر گردید که گسترش شهرنشینی در اثر مهاجرتهای بیرویه مستقیماً منجر به کج روی نمیشود، اما شرایطی
را فراهم میکند که میتواند از عمدهترین عوامل کج روی باشد. 62
بند دوم: چگونه مهاجرت باعث افزایش جرایم میگردد؟
1- عدم کنترل کافی خانوادههای مهاجر بر روی فرزندانشان.
2- گرایش جوانان مهاجر به پیشرفت و تثبیت موقعیت خود.
3- ملاکهای معیوب موفقیت افراد در شهرها که میتواند باعث انحراف افراد آن جامعه و بالاخص مهاجرین گردد، مانند اهمیت بیش از اندازه قائل شدن برای نوع لباس ، ماشین و منزل و اثاثیه لوکس ومیزان حقوق و دارائیهای مادی افراد بجای دارائیهای معنوی و تفکرات افراد.
بنابراین در خصوص پایگاه اجتماعی بالاتر و درآمد بیشتر در محیط مقصد، بعضاً مهاجرین را وسوسه
مینماید تا برای بدست آوردن آنها از راههای نادرست اقدام نمایند.
4- عدم روابط عاطفی و انسانی مناسب در شهرهای پرجمعیت و بیگانگی و دوری افراد از یکدیگر تاجایی که گاه خواهر و برادر نیز همدیگر را فراموش میکنند. در واقع به علت عدم وجود وابستگیهای عاطفی، اجتماعی در بین مهاجرین و محیط مقصد، شاهد رشد عصبیت و پرخاشگری در بین آنها هستیم که
میتواند
زمینه ساز بروز جرایم باشد.
5- تنزیل اخلاقی مهاجرین در محیط مقصد به علت تغییر هنجارها و ارزشهای سنتی آنها، براساس نتایج و تحقیقاتی که تاکنون بدست آمده، بیشتر مهاجرین ، معتاد و مجرم، جوان، متأهل ،بیکار هستند و رفتار افراد محیط مقصد با مهاجرین ، اغلب سرد و خشک یا عادی بوده است و کمتر تمایل داشته وضعیت صمیمانهای با مهاجرین پیدا نمایند.
از مجموع آنچه تاکنون بیان گردید، میتوان علل بزهکاری افراد مهاجر را، وضعیت اجتماعی محیط مقصد ، نداشتن مهارتهای فنی و حرفهای مهاجرین و نداشتن مهارتهای اجتماعی برای سازگاری با محیط مقصد
و رفتار دیگران با آنها دانست.
بنابراین برای کاهش بزهکاری افرادی که از محیطهایی که ما آنها را مبدأ مینماییم به محیطهایی که آنها را مقصد مینماییم، پیشنهادات زیر ارائه میگردد:
1- بررسی ومشخص نمودن این مسأله که بیشترین مهاجرین به یک استان از کدام مناطق کشور هستند
و رفع کمبودهای محیطهای آنها.
2- ایجاد و اشتغال در محیطهای مبدأ برای جلوگیری از مهاجرت اعضا آن به مناطق دیگر، بخصوص مراکز استانها.
3- ایجاد محیطهای آموشی و تحصیلی کافی برای جلوگیری کردن از مهاجرت افراد برای ادامه تحصیل.
4- ایجاد کارگاههای فنی و حرفهای آموزش افراد برای یادگیری حرفههایی که امکان استفاده از آنها وجود داشته و بتواند مایحتاج مهاجرین را فراهم نماید.
5- کمکهای نقدی و غیرنقدی به کشاورزان برای جلوگیری از مهاجرین آنها یا فرزاندانشان به شهرها.
6- آموزش همگانی افراد از طریق مراکز آموزشی، صدا و سیما و غیره برای حرمت نهادن به محیطهایی که در آن بزرگ شدهاند و تشویق آنها برای ماندن در آن محیطها.
7- شناسایی شهرکهای مهاجر نشین و بهبود امکانات آنها و تغییر نگرش اعضا آن برای سازگاری بیشتر با افراد محیط مقصد و درک و جذب فرهنگ آن محیطها.
8- آموزش ارتباطات انسانی به اعضا جامعه برای بهبود تعاملات خود.
9- کنترل انتظامی بیشتر در محیطهایی که امکان بزهکاری در آن محیطها ، فراوانی بیشتری دارد.
10- تأکید بر کنترلهای خانوادگی بیشتر بر روی نوجوانان و جوانان به منظور جلوگیری از بزهکاری در سطح جامعه. 63
گفتار چهارم:رسانههای گروهی
روی آوردن نوجوانان به استفاده بیش از حد رسانههای صوتی و تصویری، امری است که بر هیچ کس پوشیده نیست. این در حالی است که محصولات رایانهای ، فیلمها و مجموعههای پخش شده از رادیو
و تلویزیون (بویژه تلویزیون) مملوء از صحنههای خشن توأم با بدآموزی هستند و بطور غیر مستقیم
میتوانند مروج بزه در بین نوجوانان باشند. شاهد این مدعا، سرقتها، گروگانگیریها وحتی قتلهایی است
که در چند سال اخیر در کشور رخ دادهاند ومرتکبان آنها به تقلید از سریالها و فیلمها ، دست به این کار زدهاند.در عصر حاضر، شاهد پیشرفت روزافزون وسایل صوتی و تصویری و سرگرمیهای
رایانهای هستیم که مصادیق بارز آن را رادیو ،تلویزیون، اینترنت ، ماهواره و … تشکیل میدهند. این درحالی است که این وسایل از تمام پتانسیلهای موجود خود مانند رنگ، صوت، موسیقی و …. کمک میگیرند
تا برجنبه نمایشی خود بیفزایند و در مرحله اول، افراد را به استفاده هرچه بیشتر از این محصولات راغب کنند و سپس تأثیرات نامحسوس خود را بر فرد تحمیل کنند. علاقه شدید گروههای سنی مختلف بویژه کودکان
و نوجوانان به استفاده از این گونه محصولات ، به قدری است که هم در سطح خانوادهها، تنشهای گوناگونی را موجب شده و هم در سطح جامعه، معضلاتی را در پی داشته است. این درحالی است که گروهی
از دانشمندان معتقدند که بسیاری از فیلمها، چه تلویزیونی و چه سینمایی، آشکارا موجب تحریک و تشویق افراد به بزهکاری میشوند، مرزبندی ملی واعتقادی را میشکنند و برای همه مخاطبان ،محصولاتی یک شکل و یکسان فراهم میآورند که به یکسان شدن سلایق افراد و حتی کم رنگ شدن ارزشهای جامعه میانجامد. ارزشها و هنجارهای اجتماعی، از مهمترین عوامل خودجوش در جهت کنترل افراد و کاهش بزه در جامعه هستند. اما نمایش روزمره صحنههای بدآموز و نابهنجار مانند قتل و دزدی و خشونت و … در فیلم ها، افراد
را در این صحنه ها آشنا می کند و با تکرار چنین صحنههایی،ازقبح و بار منفی آن در ذهن مخاطبان میکاهد چنان که دیگر مانند گذشته، از شنیدن خبر رخدادهای فاجعه آمیز در سطح جامعه متأثر نمیشوند و رفته رفته حساسیت جامعه نسبت به این گونه موضوعات کم رنگ میشود.
هم اکنون تهیه و تولید محصولات صوتی و تصویری و سرگرمی، به صورت حرفه و تجارت درآمده است، به نحوی که هر تولید کننده تلاش دارد در این زمینه از رقیبان خود پیش بیفتد و برای توفیق در این عرصه به ناچار به تولید محصولاتی روی میآورد که با چاشنی احساس، هیجان ، اغراق وتخیل و …. همراه است. نوجوانان سرشار از احساس و هیجان هستند و به هیمن دلیل طعمههای مناسبی برای مقاصد سوء
تهیهکنندگان این محصولات به شمار میروند.64 مطالعات شرام، لایل و پارکر نشان میدهد تلویزیون به خودی خود، نه خوب است و نه بد. مهم ، رأی ببیندگان، ویژگیهای شخصیتی و محیط آنان است .به طور کلی ، تلویزیون، پیش از آنکه فعالیت به شمار آید، به بیدار کردن تمایلات میانجامد.65 پژوهشها نشان میدهد که بین استفاده بیش از 5 ساعت از برنامههای تلویزیونی، با امکان بروز بزهکاری در نوجوانان رابطه وجود دارد. به نظر میرسد دلیل افزایش احتمالی بروز بزهکاری در نوجوانان بزهکار این است که این دسته ،از وقت آزاد بی
شتری ،نسبت به نوجوانان غیر بزهکار برخوردارند. بنابراین از نظر کارشناسان مسائل آموزشی، پس از خانواده،مدرسه، و دانشگاه ، تلویزیون رکن چهارم تربیتی محسوب میشود و به همین دلیل باید در ساختار
و محتوای برنامههای آن، بیش از پیش دقت شود. نتایج پژوهش نشان داد که استفاده از اینترنت، امکان بروز بزهکاری را افزایش نمیدهد. یکی از دلایل مهمی که بر اساس آن استفاده از اینترنت نمیتواند در بروز بزهکاری نوجوانان مؤثر باشد ،این است که نوجوانان بزهکار، که بیشتر در جایگاه اقتصادی – اجتماعی پایین قرار دارند، دسترسی چندانی به فناوریهای نوین ارتباطی از جمله اینترنت ندارند. استفاده زیاد از نوارها
و لوحهای فشرده ویدیویی ممکن است یکی از عوامل مؤثر در بزهکاری نوجوانان باشد. یکی از دلایل اصلی تاثیر فیلم ها و لوح های فشره ویدیویی در بزهکاری نوجوانان دسترسی آسان آنان به این فیلمها از راههای قانون وغیرقانون است.ضمن آنکه استفاده از این وسایل صوتی تصویری ، نیاز به امکانات زیادی ندارد و در حال حاضر، کمتر خانوادهای را میتوان یافت که از

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید