دانلود پایان نامه

و او را به ورطه ی فنا سوق دهد. به هر حال نبود پدر و مادری بالای سر کودکان، سبب متلاشی شدن فکر و اندیشه سرگردانی آنهاست. این امر ممکن است آنها را به پرتگاه سرقت، بی عفتی و بدبختی های دیگر سوق دهد و شاید یکی از علل سختگیری اسلام در جلوگیری از طلاق و از هم پاشیدگی کانون خانواده، توجه به همین امر و برای جلوگیری از وقوع جرم و جنایت باشد. تحقیقات نشان می دهد سطح جنایت در چنین افرادی بالا و ظرفیت جناییشان زیاد است.
امروزه طلاق نیز تهدید مهمی برای سلامت جامعه به شمار می رود که آن را از مهم ترین و در عین حال تلخ ترین پدیده های حیات انسان تلقی می کنند. طلاق پدیده ای است اقتصادی، به این صورت که با گسست خانواده، به عنوان یک واحد اقتصادی می انجامد و با امحاء تعادل روانی نیروی انسانی تولید و خدمات
در جامعه، موجبات بروز اثرات سهمگین در حیات اقتصادی را نیز فراهم می سازد. گذشته از این، طلاق
پدیده ای است موثر بر تمامی جوانب جمعیت در یک جامعه. زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می نهد چون تنها واحد شروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می پاشد و از طرف دیگر بر کیفیت جمعیت
اثر می گذارد چون موجب می شود فرزندانی محروم از نعمت های خانواده، تحویل جامعه گردند
که به احتمال زیاد فاقد شرایط لازم در احراز مقام شهروندی یک جامعه اند. دیگر آن که طلاق، یک پدیده فرهنگی نیز هست چون در هر جامعه و هر فرهنگ، صیغه ای خاص می یابد و به نوعی رنگ جامعه ای
را می پذیرد که در آن تکوین یافته است. بدین سان می توان گفت جامعه ای که در آن از حدی متعارف
تجاوز کند، هرگز از سلامت برخوردار نخواهند بود.
طلاق از دیدگاه دیگر، یک پدیده ارتباطی نیز هست بدین سان، در جامعه ای که فاقد ارتباطات سالم، درست و طبیعی است پیوند یا رابطه زناشویی استثنا نیست پس توجه به طلاق نه تنها از دیدگاه فرزند به عنوان یک انسان و فرزندانش مهم است بلکه از دیدگاه جامعه، فرهنگ و حتی جمعیت نیز قابل اعتنا است. 102
بررسی های آماری که در زمینه بزهکاری کودکان وجود دارد رقم های وحشتناکی را نشان می دهد. براساس تحقیقی که در کالیفرنیا صورت گرفته، 80 درصد تبهکاران از فرزندان خانواده هایی بودند که در بین والدین ها ، جدایی رخ داده بود.
در تحقیق دیگری که در کشور فرانسه به عمل آمد ، به این نتیجه رسیدند که از 7 بزهکار ، 3 نفرشان کسانی بودند که پدر یا مادرشان در گذشته ، تن به جدایی داده و خانواده را ترک گفته بودند .103
اصولاً این امری مسلم است که وقتی طلاق به خانواده ای راه یابد ، فساد گسترش می یابد و در اندرون ذهن کودکان ریشه دار می شود ، علاقه افراد نسبت به زندگی سست می گردد ، محیط رشد خود را خالی از فروغ محبت می یابد و این خود سببی برای جستجو مأمن و راه و روشی است که در آن بتواند خود را به رفاهی برساند. اینان هم چون میوههایی بر درختان بی صاحبند که در معرض سنگ اندازی اجانب و دزدان هستند و چه بسیارند آلودگانی که در جستجوی فرصت برای شکار این افراد هستند . 104
گاهی اوقات نیز بر حسب مورد نظر اساساً غلط است چنانکه در مواردی که جوانان به باز داشتگاه های جوانان سپرده می شوند تنها به این علت که والدین آنها ایشان را ترک کرده و هیچگونه امکانات حمایتی در اختیارشان نمی باشد، این جوانان در ذهن عمومی به عنوان بزهکار بر چسب زده می شوند و این عنوان ، منحرف به نظر می رسد . گروه اجتماعی هویت جدیدی به این افراد می دهد یا یک نقش جدید ، یک سری انتظارات جدید به او نسبت می دهد .
از آن پس این گروه اجتماعی بر اساس همین انتظارات به این فرد پاسخ می دهد و از این راه برچسب را در جای خود محکمتر کرده و روی کلیه عکس العمل ها و کنش های متقابل آینده فرد تاثیر می گذارد . این مساله برچسب زدن به خصوص در مورد افرادی که بیماری های ذهنی دارند و عموماً تحت عنوان رفتارهای منحرف آورده شده اند جدی است ، زیرا این گونه افراد قادر به ایفای نقشی که جامعه از ایشان انتظار دارد ، نیستند .
فردی که برچسب بیماری ذهنی به او خورده است ، مشکل بتواند آن را از روی خود بردارد ، صرف نظر از اینکه تا چه حد بتواند با جامعه خود دوباره سازگار شود هنگامی که برچسب منحرف به افراد می خورد
و از شغل خود محروم می شوند و یا از حرفه ای که دارند ، دور می افتند ، مردم عادی آن ها را از خود
می رانند و برای همیشه نام «مجرم» روی آن ها باقی می ماند . این طرد شدگی و منزوی شدن ، افرادی را که برچسب خورده اند ، به طرف گروه افراد منحرف می کشاند تا با افرادی سر کنند که دارای سرنوشت یکسان
و وضعیتی مشابه او هستند . شرکت در خرده فرهنگ کجرو راهی برای کنار آمدن با وضعیت های ناامید
و دلسرد کننده و برای یافتن حمایت های عاطفی و پذیرش فردی است . این همراه شدن با یک گروه افراد منحرف ، تصویر از خود فرد را به عنوان منحرف استحکام می بخشد و یک شیوه زندگی توام با انحراف را در پیش می گیرد و از انحرافات به منظور دفاع در مقابل جامعه متعارف استفاده می کند . 105
گفتار اول: نظریه و تئوریها در ارتباط با فرزندان طلاق وبزهکاری
1- تئوری میدان از کورت لوین: میدان اجتماعی و روانی (عوامل فردی و محیطی) در گرایش فرزندان طلاق به بزهکاری مؤثر است.کورت لوین در این زمینه معتقد است، رفتار انسانی ، تابع عوامل مختلف و به هم وابسته است و این عوامل را میتوان به دو گونه خصایص شخصیتی و محیطی تقسیم کرد چرا که رفتار هر فرد تابع آن شرایط محدود زمانی و مکانی خاص اس
ت که او در آن زندگی میکند. به عقیده کورت لوین، میدان اجتماعی شبکهای است از مواضع نسبی که اعضای یک گروه آن را اتخاذ کرده و وابستگی و همبستگی
که بین خود برقرار میکنند، ساخت یک گروه و سازمان و پویایی آن گروه و سازمان را معین میکند.106
2- تئوری فرزندان طلاق جودیت و الرستین وجون کلی: اشاره دارد به این مطلب «جدایی والدین از همدیگر ،در گرایش فرزندان به بزهکاری مؤثر میباشد.» کودکان پس از جدایی پدر و مادر در اغلب موارد، اضطراب عاطفی آشکار شده و از آن رنج میبرند. این دونظریه پرداز هم چنین میگویند کودکانی که تجربه طلاق در زندگی خود را میبینند، دچار اضطراب و فرار از خانه و خانواده میشوند و در نتیجه در دام مشکلات ، انحرافها و بزهکاریهای مختلف میافتند. بدون تردید بعضی از منحرفان جوان به خانوادههایی تعلق دارند که دچار تعارض وکشمکشهای خانوادگی و اختلافهای عاطفی هستند.107
وجود مسائلی چون متارکه، جدایی و طلاق که باعث شود تا کودک نزد دیگران دست به دست بگردد ، لاقیدیهای والدین نسبت به زندگی و فرزندان و سر و سامان زندگی کیفیت روابط زوجین و والدین براساس تضاد و یا هماهنگی بر بزهکاری جوانان تأثیر دارد.108
3- نظریه اسگود و همکارانش: عدم حضور یک شخص مقتدر مانند پدر و مادر در بزهکاری اطفال
و جوانان تأثیر دارد، در این راستا به 4 دسته از عوامل مؤثر در نظریه اسگود و همکارانش اشاره میشود:
1- فراهم بودن شرایط انحراف (مثلاً امکان دسترسی به عواملی نظیر الکل، سیگار ، حشیش و …)
2- میزان گذراندن زمان با جوانهای همسن در گروههای همسن، انسان کارهایی را انجام میدهد تا از جانب همسنها تشویق شده یا توبیخ نشود.
3- عدم حضور یک شخصیت مقتدر: بیشتر کارهای انحرافی در خانوادهها وقتی روی میدهد که یک عضو مقتدر خانواده در منزل نباشد.
4- زندگی برنامهریزی شده : به همان میزان که جوانان دارای برنامه در زندگی موفق میشوند، به همان میزان وقت برای کارهای غیربرنامهریزی شده کم می آورند.
4ـ تئوری هرم نیازهای آبراهام مازلو: براساس این تئوری، میزان امیدواری برای ارضای نیازها در گرایش به بزهکاری موثر می باشد. مازلو نیازهای موجود برای هر انسان را به 5 دسته تقسیم می کند که به شرح زیرعبارتند از:
1ـ نیازهای جسمانی، که هدف آن حفظ حیات زیستی انسان می باشد.
2ـ حس صیانت(امنیت، آزادی).
3ـ حس تعلق خاطر و عشق(محبت).
4ـ ارزش، منزلت(خود و دیگران).
5ـ پرورش و رشد شخصی
باید توجه کرد که بزهکاری وقتی پیش می آید که یکی یا چند مورد از نیازها در جامعه ارضاء نشوند و در نتیجه فرد برای اینکه بتواند این نیازهای موجود را رفع نماید دست به اعمال خلاف می زند، چرا که خود در وهله اول، باعث و بانی عدم ارضای نیازها شده است لذا فرد نیز به بزهکاری روی می آورد109.
گفتار دوم: زندگی کودک با یکی از والدین
در مورد اینکه زندگی کردن کودک با پدر یا مادر چه تاثیری در رشد او می گذارد ، بستگی به جنسیت کودک و سن او در هنگام جدایی ، و هم چنین سایر بزرگسالان از جمله خواهران و برادران دارد . تاثیر فقدان پدر ، در پسرها بیش از دخترهاست . پسرهایی که در خانواده های بی پدر بزرگ می شوند ، در مقایسه
با پسرهای خانواده های دو والدینی به اسباب بازی ها و فعالیت های پسرانه علاقه کمتری نشان می دهند ،
اما این 2 دسته از لحاظ میزان وابستگی با هم فرق ندارند . پسرانی که بدون پدر، بزرگ
می شوند، گاهی پرخاشگر تر از پسرانی هستند که پدر در زندگی شان حضور دارد . اغلب تفاوت های آشکار بین پسرانی که با پدرشان هستند و آن هایی که بدون پدر بزرگ می شوند ، مربوط به پسرانی است که پدرشان در سال های اولیه زندگی شان نبوده اند . در یک بررسی در مورد کودکان پسر دو ساله مشخص شده پسرانی که با مادران خود زندگی می کنند ، در مقایسه با پسران خانواده های دو والدینی ، وابسته تر ، دارای اضطراب بیشتر ، پرخاشگر تر و کمتر خود جوش بوده اند .
پسرهایی که با پدرشان زندگی میکنند ، در مقایسه با پسرهایی که با مادرشان هستند ، سازگاری بهتری دارند اما دخترهایی که با پدرشان زندگی می کنند در مقایسه با دخترانی که با مادرشان می باشند ، سازگاری کمتری دارند .
دخترانی که از پدر دور هستند، از لحاظ خصوصیات شخصیتی و رفتاری ، چندان تفاوتی با آن هایی که با پدر و مادر زندگی می کنند ، ندارند . اما مهارت های ذهنی به خصوص مهارت های کمی (عددی) دختران و پسران تحت تاثیر قرار می گیرد یعنی کودکان هر دو جنس ، در مقایسه با آن هایی که فقط با پدرشان زندگی می کنند ، در مدرسه و اندازه گیری مهارت های شناختی ، عملکرد چندان خوبی ندارد . البته تفاوت درآمد یا طبقه اجتماعی نیز تاثیر زیادی دارد . از طرفی دیگر ، مهارت های کمی را نمیتوان با طبقه اجتماعی توجیه کرد این گونه مسائل با وجود یک جانشین یا ناپدری تا حدودی جبران می شود .
حال سوال این است که چرا یک مرد، می تواند در مهارت های کمی کودکان تاثیر بگذارد. برای اینکه مردها غالباً بازی هایی می کنند که در آن از ریاضیات کمک می گیرند و یا کودکان را در تکالیف ریاضی یاری می رسانند ، و هم چنین به دلیل پرداخت صورت حساب ها با اعداد و ارقام سرو کار دارند. 110
حالا باید در مورد قیمومیت و سرپرستی این کودکان چه کرد ؟ به طور سنتی ، قیمومیت و سرپرستی کودکان ، خود به خود به مادران واگذار می شود مگر انیکه بی لیاقتی و عدم صلاحیت آن ها به اثبات رسیده باشد . امروزه بیشتر تصمیماتی که در ارتباط ب
ا سرپرستی کودکان بر اساس مورد به مورد یا مرحله به مرحله گرفته می شود و کودک یا کودکان تحت سرپرستی والدی است که لیاقت صلاحیت ایجاد شرایط کلی بهتری را برای کودکان خود داشته باشند قرار میگیرند. گاهی اوقات دادگاه، قیمومیت مشترک را به والدین تفویض میکند بطوری که هر دوی آنها مسئولیت برابر،برای سرپرستی کودکانشان را بر عهده گیرند. در چنین شرایطی کودکان اوقات مساوی از عمر خود را نزد پدر و مادر خود سپری میکنند. 111

گفتار سوم: وظیفه والدین
هنگامی که طلاق حتمی و اجتناب ناپذیر است یا برای اعضای خانواده بهترین راه حل منازعات است، والدین چه باید بکنند تا آثار منفی خانوادهی طلاق گرفته واز هم گسسته را بر کودکان خود کاهش دهند
و بنیاد خانوادهای جدید را حتیالامکان مثبت سازند؟ از همه مهمتر ،والدین باید بدانند که تمام آثار منفی
که طی مطالعات بدست آمده، توسط همهی کودکان طلاق تجربه نخواهد شد. از

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید