ر تكامل كلامي مي‏شوند(Mandell et al, 2010)..
اپي‏گلوتيت:
در اين بيماري، اپي گلوت دچار التهاب و تورم گرديده، مي‏تواند به انسداد حاد راههاي فوقاني تنفس و مرگ منتهي شود. اين بيماري عفوني معمولاً در سنين بين 2 تا 7 سال ايجاد مي‏گردد كه از علائم مهم آن مي‏توان به گلودرد شديد، تب، اشكال در بلع، سرازير شدن آب دهان و حالت خفگي اشاره كرد. سرخپوستان واسكيموهاي الاسكا نوعي مقاومت ذاتي در برابر اين بيماري دارند. (Mandell et al, 2010, P2911-2921)
سلوليت :
سلوليت ناشي از هموفيلوس آنفلوانزا عمدتاً در كودكان خردسال ايجاد مي‏شود. شايع‏ترين محل درگيري در ناحيه سر و گردن است و نواحي مبتلا گاهي رنگ مشخص آبي مايل به قرمز بخود مي‏گيرند. اغلب بيماران گرفتار باكتريمي هستند و در 10 درصد آنها كانون عفوني ديگري هم به چشم ميخورد (Mandell et al, 2010, P2911-2921).
پنوموني:
هموفيلوس آنفلوانزا تيپ b علاوه بر ايجاد عفونتهاي فوق مي‏تواند باعث ايجاد پنوموني در نوزادان گردد. از لحاظ باليني نمي‏توان اين پنوموني رااز ساير پنومونيهاي باكتريال افتراق داد، بجز اينكه درگيري ناحيه جنب (پلور) در اين نوع ذات الريه بيشتر است. (Mandell et al, 2010, P2911-2921)
از ديگر بيماري‏هاي عفوني ناشي از سويه‏هاي كپسول‏دار خصوصا سروتيپ b كه از شيوع كمتري برخوردارند، ميتوان به التهاب استخوانها و مفاصل، التهاب پريكارد قلب، اندوفتالميت، عفونت مجاري ادراري، آبسه و باكتريمي بدون كانون مشخص اشاره كرد.
از جمله بيماري‏هاي عفوني ناشي از سويه‏هاي فاقدكپسول هموفيلوس آنفلوانزا مي‏توان به موارد زيراشاره نمود:
پنوموني اكتسابي از جامعه :
هموفيلوس آنفلوانزاي فاقد كپسول، پس از پنوموكوك به عنوان شايعترين عامل پنوموني اكتسابي از جامعه شناخته شده است. پنوموني ناشي از اين باكتري، شيوع بالائي درميان بيماران مبتلا به بيماري‏هاي مزمن ريوي و ايدز دارد. بيمار معمولاً با شكايت تب، سرفه و خلط چركي كه چند روز بطول انجاميده به پزشك مراجعه مي‏كند(Murley et al, 1998).

التهاب گوش مياني :
بجز پنوموكوك و موراكسلا17، هموفيلوس آنفلوانزاي بدون كپسول نيز به عنوان سومين عامل شايع التهاب گوش مياني در اطفال مطرح مي‏باشد. شيرخواران معمولاً تب دار و بيقرارند، اما بچه‏هاي بزرگتر غالباً از درد گوش شكايت دارند. اين التهاب معمولاً پس از يك عفونت ويروسي در دستگاه تنفس فوقاني بروز مي‏نمايد(Foxwell, 1998).
از ديگر بيماري‏هاي عفوني ناشي از سويه‏هاي فاقدكپسول هموفيلوس آنفلوانزا مي‏توان به سينوزيت، سپسيس پس از زايمان، باكتريمي نوزادان، سلوليت، التهاب چركي مفاصل، اندوكارديت، عفونت مجاري ادراري و عفونتهاي داخل شكمي اشاره كرد(Murley et al, 1998).
1-6- روش‏هاي تشخيص کلاسيک:
الف- نمونه‏ها: براي تهيه گستره و کشت، نمونه از سو آب نازوفارنکس، چرک، خون و مايع مغزي- نخاعي گرفته مي‏شود.
ب- آزمايش ميکروسکوپي: اين ،تست حساسي براي شناسايي هموفيلوس آنفلوانزا در CSF، مايع سينوويال و در قطرات تنفسي به مقدار کمتر است.
پ- شناسايي مستقيم: اين روش براساس تشخيص ايمونولوژنيک آنتي ژن‏هاي هموفيلوس آنفلوانزا در مايع نخاعي مي‏باشد يک ازمون مثبت ، بيانگر وجود غلظت بالايي از پلي ساکاريدهاي اختصاصي هموفيلوس آنفلوانزاتيپ b دراين مايع مي‏باشد. اين ازمون‏هاي شناسايي آنتي‏ژني معمولاً حساس‏تر از رنگ‏آميزي گرم نيستند و در نتيجه کاربرد گسترده‏اي ندارند و از طرفي جهت تهيه واکسن عليه هموفيلوس آنفلوانزا ارزش زيادي ندارند. از جمله اين روشها مي‏توان به تست اگلوتيناسيون لاتکس و کانتر ايمونوالکتروفورزيس اشاره کرد.
ت- کشت: براي ظهور کلني‏هاي تيپيک، نمونه‏ها (24 تا 48 ساعت) در اگار شکلاتي غني شده با Isovitalex رشد داده مي‏شوند.
هموفيلوس آنفلوانزا به واسطه احتياج به فاکتورهاي V، X، همچنين عدم توليد هموليز در اگار خوني از ساير باسيل‏هاي گرم منفي مشابه افتراق داده مي‏شود.
1-7-اپيدميولوژي
Hib، به طور غالب يک عامل بيماري زا در دوران کودکي است که در 80 % موارد اتفاق افتاده در جهان باعث ابتلا.کودکان کمتر از 5 سال مي‏شود.
قبل از اينکه واکسيناسيون اغاز شود، Hib يکي از معمول ترين عوامل باکتريايي بود که پنوموني و مننژيت در کودکان بين سنين 4 و 18 ماه، با سرعت مرگ و مير بالا در جهان ايجاد مي‌کرد.
Hib، قبلا معمول ترين عامل ايجاد مننژيت در کودکان استراليايي بود.
بوميان و کودکان جزاير تنگه تورس18، مخصوصا آنهايي که در دوردست و نواحي روستايي زندگي مي‌کردند بيشترين ميزان ابتلاء به بيماري Hibرا داشتند و در کودکان کم سن غير بومي‌ نيز وجود داشت. اپي گلوتيت Hib تقريبا در کودکان بومي‌کمياب بود.
در قبل از اغاز واکسيناسيون کودکان بومي‌استراليايي، در شمال تري توري19 بيشترين سرعت حمله بيماري وجود داشت نسبت به ايجاد بيماري Hib در سرتاسر جهان با اغاز واکسيناسيون بر عليه Hib يک کاهش در شيوع بيماري Hib در استراليا و ديگر کشورهايي که در برنامه واکسيناسيون، واکسن Hib بود ايجاد شد. برنامه بين المللي واکسيناسيون ابتدا در سال 1993 در استراليا استفاده شد و به سرعت بيماري ايجاد شده توسط Hib در بوميان و هم غير بوميان کاهش پيدا کرد.
در قبل از اغاز برنامه واکسيناسيون 500 مورد مبتلا به Hibبه 15-10 مورد با شروع واکسيناسيون اين تعداد به 20 مورد در سال تقليل يافت.
1-7-1-جلوگيري از پنوموني
عدم کاهش قطعي پنوموني در مطالعه لومبوک متفاوت بود با نتيجه ديگر مطالعات واکسن Hib.
محققان پيشنهاد کردند که موارد شديد پيدا شده آنها منتهي به شناخت تعداد زيادي از کودکان با پنوموني ويروس و غير باکتريال شده که شناخت چنين مواردي ممکن است تاثير پنوموني Hib را پيچيده‏تر و دشوارتر کند.
آنها همچنين اين موضوع را بيان کرده‏اند که سهم پنوموني ناشي از Hib ممکن است در آسيا پايين‏تر از ديگر جاها باشد.
پس از دريافت حداقل يک دوز از واکسن ميزان بروز قطعي مننژيت Hib در 2 سال اول زندگي از 19 به 6/2 در هر 000/100 نفر کاهش يافت که نشان دهنده قدرت بازدارندگي واکسن به ميزان 16(95%) در هر 000/100 کودک بود.
حداقل 1 دوز از واکسن 22% موارد کلينيکي مننژيت را جلوگيري کرد که ميزان بازدارندگي واکسن 158 در هر 000/100 کودک (95%) است.
اطلاعات محدودي در مورد تاثير واکسن Hibاز ديگر کشورهاي آسيايي وجود دارد.
مطالعات کنترل موارد ابتلا که در داکا در بنگلادش که برروي تقريبا 000/68 نوزاد انجام شد 25 حجم بالاي بيماران و 6 حجم پايين بيماران ايمونيزاسيون کرد تا واکسن Hib-DPT را تهيه کند.
در حالي که ديگر کلينيک‏ها به تهيه واکسن DPT معمولي ادامه دادند پوشش‏دهي واکسن بر مبناي مطالعه منطقه‏اي بود که از استاندارد WHO cluoterr surcey methodology استفاده شد.
از اين مطالعات اين برداشت شد که کودکاني که حداقل 2 دوز از واکسن کونژوگه Hib را دريافت کرده‏ بودند بروز قطعي مننژيت Hib و پنوموني ناشي از آن 89% و 34% پايين‏تر از جوامع کنترل در طي تقريبا 3 سال تحقيق موردي بود.

فصل دوم:
پيشينه پژوهش

2-1- مقدمه
هموفيلوس آنفلوانزا اولين ارگانيسم زنده‏اي بود که ژنوم آن توسط دانشمندان، کاملاً تعيين توالي20شد و شامل 1830137 جفت باز DNA در يک کروموزوم حلقوي است، که 1740 ژن‌هاي کد کننده پروتئين دارد و 58 tRNA و 18 تا ژن RNA دارد. (Niazi , 2009)
H. influenza در اطفال، باکتريمي، اپي گلوتيت، عفونت گوش مياني، پنوموني، برونشيت، فارنژيت مزمن، مننژيت باکتريايي، اندوکارديت و ورم ملتحمه ايجاد مي‌کند.و به نظر مي‌رسد، عفونت هموفيلوس آنفلوانزا فقط در انسان رخ مي‌دهد. همه سويه‌هاي هموفيلوس آنفلوانزا پروتئين‌هايي در غشاء خارجي سلول خود دارند. omp‏ها از انواع بسياري پروتئين مثل P2، P6، Pdتشکيل شده اند. که از بين آنها P2 پروتئين عمده غشاء، شامل بيش از 50% از OMPs‏ها است. اين پروتئين غشاء خارجي به صورت ترايمر21 وجود دارد و به عنوان يک پريون عمل مي‌کند. بنابراين بيشتر روي غشاي خارجي سويه‌هاي H. influenzaeNontypeable قرار دارند. (Niazi , 2009). تفاوت‌هايي در فعاليت‌هاي ايمني در OMPs‌هاي خاص به آنتي بادي‌هاي پلي کلونال و مونوکلونال مشاهده شده است.
وقتي که همان سويه‏ها همچنان در يک بيمار مبتلا به درد مزمن بيماري انسداد ريه ادامه مي‌يابند، تغييرات ايمونو شيميايي در اپي توپ‌هاي در سطح (ompP2)ديده مي‏شود (Martin, D et al, 1993).
2-2- تاريخچه
تعيين توالي در P2 نشان داده است که بخش‌هايي از آن که درون غشاي خارجي قرار دارند، داراي سکانس حفظ شده مي‌باشند. پروتئين غشاي خارجي P2 براي اولين بار توسط Munson و همکارانش شناسايي و خالص سازي شد. مطالعات انجام شده توسط Munson و همکارانش در سال 1992 درجه بالايي از حفاظت از ژن P2 در ميان گونه‌هاي نوع b هموفيلوس آنفلوانزا را نشان داده اند , 1992) . (Sikkema&Murphy.

Sikma و همکارانش، هتروژنسيته بودن ژن ompP2 در سويه‌هاي بدون کپسول را در مقابل درجه بالاي حفاظت همين ژن در سويه b هموفيلوس آنفلوانزا را نشان دادند و همچنين تفاوت در مناطق متغير باعث تفاوت در جرم مولکولي و تفاوت آنتي ژني در پروتئين P2است ( Niazi, 2009).
Groeneveldو همکارانش، در سال 1992 نشان دادند که ايمن سازي خرگوش‏ها با باکتري‌هاي سالم منجر به توليد آنتي بادي‌هاي ضد P2که تنها در برابر اين سويه‏ها مصون بودند شد.و هچنين تغييرات در طول زمان در ژن ompP2 در چندين سويه NTHi که در بيماران مبتلا به COPD کلون کرده بودند را نشان دادند.
Srikumar و همکارانش، در سال 1992 پيش بيني ساختار توپولوژيک پورين NTHI (سويه 1479) به صورت 16 بشکه بتا22 تقريبا يکسان و هشت لوپ در معرض سطح پروتئين و هشت لوپ قرار گرفته در فضاي پري پلاسميک غشاي خارجي را کردند. (Sikkema&Murphy, 1992)
Dimopoulou، در انگليس بر روي هموفيلوس آنفلوانزا کار کرد و متوجه شد، همه سويه‏ها ،بتالاکتاماز مثبت بودند و به امپي سيلين مقاوم بودند.همچنين متوجه شد تشکيل بيوفيلم و توليد بتالاکتاماز به مقاومت آنتي بيوتيکي سويه NTHiکمک ميکند. همچنين در شرايط آزمايشگاهي نشان داد که بيوفيلم‌هايNTHi 86-028NP و NTHi 86- 028NPبه غلظت‌هاي متفاوت (2-20mg/ml ) امپي سيلين مقاوم هستند (Ladani, 1993).
Munsonو همکارانش، نشان دادندکه آنتي بادي عليه پروتئين P2 سروتايپ هموفيلوس آنفلوانزا پروتئين حفاظت بخش در مدل نوزاد موش باکتريمي ‌مي‌باشد . (Martin, D et al, 1991)
K-elisa و همکارانش، ناهمگوني آنتي ژني omp سويه‌هايNontypeable را نشان داده اند, 2002). (Hiltke et al.
Neary و همکارانش، در برزيل نشان دادند که ميزان آنتي بادي‌هاي خاص به لوپ 6، پروتئين P2 خيلي بالاست.و پروتئين P2 براي واکسن يک کانديداي مناسب هست.
Murphyو همکارانش، در سال 1989 پورين پروتئين P2 را براي تهيه واکسن پيشنهاد دادند (Niazi, 2009).
Munson و همکارانش، در سال 1989با استفاده از SDSژل الکتروفورز نشان دادند که پروتئين P2 در سويه هموفيلوس آنفلوانزاHib داراي وزن مولکولي مشخصي بين 37-40 کيلو دالتون مي‌باشد (Martin, D et al, 1991).
Forbes. kj و همکارانش، در سال 1992 در انگليس نشان دادند که درسويه‌هاي بدون کپسول هموفيلوس آنفلوانزا بر عکس سويه کپسول دار Hib، اندازه پروتئين P2وابسته به طول ژن مي‌باشد و توالي کد

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید