دانلود پایان نامه

دهد. صاحبنظران مديريت سازماني به اين نکته اشاره دارند که اگر سازماني به راحتي نتواند شکل صحيحي از سيستم هاي مديريت دانش را در جايگاه مناسب خود به کار برد، در عرصه هاي رقابتي جهاني با مشکل مواجه خواهد شد. اما مديريت دانش هنوز هم رشته نسبتا” جواني است وبا وجود هزاران نشريه در بسياري مناطق، اختلاف بين متخصصان مختلف مديريت دانش وجود دارد.با اين حال به مدت طولاني اين توافق کلي وجود داشته است که انجام مديريت دانش آسان نيست. واينکه هيچ راه حل متناسب براي همه و هيچ روش واحد براي اينکه اجراي مديريت دانش بتواند دريک سازمان موفق شود، وجود ندارد.
چند سال پيش مديريت دانش و به تبع آن سيستم‌هاي مديريت دانش به عنوان بزرگترين پديده بعد از مهندسي مجدد و TQM پا به عرصه وجود گذاشتند. مديريت دانش با نوآوريها و ابداعات در مهارتهاي مديريتي و يادگيري سازماني نقاط مشترک بسياري دارد. ابتدا مديريت دانش بر سيستم‌هاي اطلاعاتي متمرکز بود و سپس نيروي خود را به روي توسعه سازماني، مديريت سرمايه هوشي فکري و مهارتهاي مديريتي تغيير داد. در اواخر دهه 1990 نيز يادگيري اجتماعي، فهم سازماني، نوآوري سيستماتيک و مديريت تغيير به عنوان موضوعاتي برتر در مديريت دانش مطرح گرديدند. بابررسي و تحليل دانش واهميت ويژگيهاي آن در حيطه عملکرد سازمانهــــا مي توان دريافت که برخورداري از دانش و اطلاعات روزآمد براي ادامه حيات سازمانها به يک ضرورت انکارناپذير تبديل شده است. به خصوص اگر روند تغيير و تحولات دانش در جامعه به دقت مورد ارزيابي واقع شود. اين نتيجه هم حاصل مي شود که جامعه فراصنعتي امروز جامعه اي اطلاعاتي است که در آن به تدريج فناوريهاي نيروافزا جاي خود را به فناوريهاي دانش افزا مي دهند. (احمدپور ،1381).
در سال هاي اخير، سازمان ها و شركت هاي مختلف پيوستن به روند دانش را آغاز كرده اند و مفاهيم جديدي چون كار دانش، دانش كار، مديريت دانش، وسازمان هاي دانش، خبر از شدت يا فتن اين روند مي دهند. پتر دراكر با بكار گيري اين وا‍ژگان خبر از ايجاد نوعي جديد از سازمان ها مي دهد كه در آن ها به جاي قدرت بازو، قدرت ذهن حاكميت دارد.(دانش فرد و شهابي نيا، 1388،1)
در کشورهاي پيشرو در اقتصاد جهاني اهميت دانش به عنوان يک منبع در مقايسه با ساير منابع چنان افزايش يافته که به عنوان مهمترين عامل تعيين کننده استاندارد زندگي است.انقلاب دانشي در کاهش فاصله بين کشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته نقش تعيين کننده اي ايفا مي کنند.در برنامه چهارم توسعه کشور هم دانش را از محور هاي اساسي مي دانند.
و دانش عنصري است براي کاهش فاصله بين کشورهاي پيشرفته و در حال توسعه مورد توجه سازمان هاي بين المللي و دولت هاي ملي قرار گرفته است(حسن زاده،1386،3). اغلب سازمانهاي بزرگ امروز دريافته اند که بخاطر مهارتها و تجارب نيروي انساني شان موفق خواهند بود و نه بخاطر سيستم هاي فيزيکي و مکانيکي، و اگر نتوانند سطح علمي و تخصصي نيروهاي انساني در سازمان را بالا ببرند قطعاً از بازار جهاني کنار گذشته خواهند شد.(اژدري، 2010)
منافع مديريت دانش هم در دو سطح فردي و سازماني به کارکنان اين امکان را ميدهد مهارت ها و تجربيات خود را با هم ترکيب کنند تا به رشد حرفه اي دست يابند اين منافع در سطح سازمانها منفعت عمده اي از قبيل افزايش کارايي,بهره وري,کيفيت و نوآوري دارد تا ارتقاء يابد.(حسن زاده، 1389).
پژوهشگري كه قصد توسعه دانش خاصي را دارد ابتدا بايد پژوهش هايي كه تاكنون در گذشته انجام شده است را شناسايي و مطالعه كند. اين كار به محقق كمك مي كند تا بينش وسيع تري از مطالعه ي تحقيقات گذشته و روند فعلي پژوهش در موضوع مورد نظر خود را به دست آورد.(خاكي،1386)

1-4- چارچوب نظري تحقيق
جهت پاسخگويي به سوال و بررسي چگونگي روابط ميان هر يک از متغيرها، از مدل زير که برگرفته از مدل ارائه شده توسط لي و چويي (2000) است، استفاده شده است. در اين تحقيق به بررسي چهار عامل فرهنگ سازماني، ساختار سازماني، منابع انساني و فناوري اطلاعات پرداخنه ايم. فرهنگ سازماني به عنوان ارزش هاي غالب که به وسيله يک سازمان حمايت مي شود توصيف شده است يا فلسفه اي که خط مشي سازمان را به سمت کارکنان و مشتريان هدايت مي کند و يا ارزش هايي که به کمک آنها کارها و امور روزمره سازمان انجام مي پذيرد يا پيش فرض ها و باور هاي بنيادي که بين اعضا سازمان مشترک هستند(الواني و دانايي فرد، 1392،368) با توجه به ماهيت اثرگذار فرهنگ در موفقيت اجراي مديريت دانش در سازمان داونپورت (1998) اظهار مي كند كه سازمان ها بايد از تناسب فرهنگ خود با فعاليت هاي مديريت دانش اطمينان حاصل كنند.(علوي و لبندر (2001)) نيز در مطالعه ي خود درباره ي استقرارمديريت دانش در سازمان دريافتند كه عوامل موفقيت تسهيم دانش در سازمان به صورت تنگاتنگي با فرهنگ سازماني در ارتباط است بدون پذيرش فرهنگي، سرمايه گذاري در ساير زير ساخت ها با فناوري هايي كه براي استقرار مديريت دانش به كار گرفته مي شود، اثر بخش نخواهند بود (گالبندز ، 2006).
فناوري اطلاعات در تعريف محدودش به سخت افزار و نرم افزارهاي كامپيوتري و به مشخصات فيزيكي مانند الكترونيك، ديجيتال ، چاپگر، ارتباطات از را دور، پردازشگر ها و… مربوط مي شود..(مقيمي، رمضان، 1392،171).
فناوري هاي اطلاعات دو قابليت عمده براي مديريت دانش دانش را فراهم مي كنند : اول به وسيله آشكار كردن دانش مي توانند يك سيستم خبره و يا پشتيباني تصميم گيري
را ايجاد كنند و دوم كمك مي كند كه افراد با تخصص هاي ويژه در جريان فعاليت يكديگر قرار گيرند و امكان ارتباط سريع آن ها فراهم شود. (منوريان و همکاران،1386)
ساختار سازماني تصريح مي کند که وظايف، چگونه تخصيص داده شوند، چه شخصي به چه کسي گزارش دهد و سازوکارهاي هماهنگي رسمي و همچنين الگوهاي تعاملي سازماني که بايد رعايت شوند کدامند؟ (الواني، دانايي فرد، 1391،22) پـرداختن بـه مديريت دانش بدون ساختار مناسب و حمايتي امكان پذيرنيست . سازمانها بايد ساختارهايي را بپذيرند كه به آنها اجـازه دهـد تـا حـد امكان دانش بيش تري را خلق و انتقال دهند. ساختار سازماني بر جريان اط?عات و هـم چنـين بـر محـيط و ماهيـت تعـام?ت انسـاني تأثير ميگذارد و منجر به ايجاد مزيت رقابتي در اقتصاد دانايي ميگردد.( رحمان سرشت و همکاران، 1390،31)
در عصر دانش، اغلب سازمان ها درک کرده اند که موفقيت آنها نه به دليل دارايي هاي فيزيکي بلکه به خاطر تجارب و مهارت کارکنان ميباشد. سازمان ها متوجه شده اند که دانش آنها در مورد نحوه انجام دادن امور به عنوان يک دارايي مهم تلقي مي شود که بايستي مانند ديگر دارايي هاي ارزشمند سازمان، اين دارايي را نيز اداره کرد(واتسون،2003)

1-5- هدف اصلي
هدف اصلي اين پژوهش بررسي عوامل مؤثر بر استقرار مديريت دانش در شرکت هاي توليدي استان گيلان مي باشد.

1-6- اهداف فرعي
1. سنجش ميزان تاثيرفناوري اطلاعات بر استقرار مديريت دانش مي باشد.
2. سنجش ميزان تاثير ساختار سازمان بر استقرار مديريت دانش مي باشد.
3. سنجش ميزان تاثير منابع انساني بر استقرار مديريت دانش مي باشد.
4. سنجش ميزان تاثير فرهنگ سازماني بر استقرار مديريت دانش مي باشد.
5. توصيف متغيرها و اصل تحقيق

1-7- فرضيات اصلي تحقيق
بر اساس اهداف تعريف شده فرضيه هاي زير متصور است:
فرضيه 1 : بين فرهنگ سازماني با استقرار مديريت دانش رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه 2 : بين ساختار سازماني با استقرار مديريت دانش رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه3 : بين توانايي منابع انساني با استقرار مديريت دانش رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه4 : بين فناوري اطلاعات با استقرار مديريت دانش رابطه داري معني وجود دارد.

1-8- تعريف مفهومي متغير هاي تحقيق
در اين بخش به تعريف متغير هاي تحقيق مي پردازيم:

1-8-1- ساختار سازماني
چارچوبي است که مديران براي تقسيم و هماهنگي فعاليت‌هاي اعضاي سازماني آن را ايجاد مي‌کنند كه سازمان بر اساس آن بنا مي‌شود و منعکس کننده اهداف و برنامه ها است (بن موسي،10 2009). ساختار يكي از اجزاي سازمان است كه از عنصر پيچيدگي، رسميت، و تمركز تشكيل شده است. ساختار سازماني تصريح مي کند که وظايف، چگونه تخصيص داده شوند، چه شخصي به چه کسي گزارش دهد و سازوکارهاي هماهنگي رسمي و همچنين الگوهاي تعاملي سازماني که بايد رعايت شوند کدامند؟ ساختار در بيشتر كتاب ها از سه بعد تشكيل شده است.
پيچيدگي، حدود تفكيك درون سازماني را نشان مي دهد. حدي كه يك سازمان براي جهت دهي رفتار كاركنانش، به قوانين، مقررات و رويه ها متكي است رسميت نام دارد. تمركز، به جايي كه اختيار تصميم گيري در آنجا متمركز است، اشاره دارد. (الواني، دانايي فرد، 1391،22)

1-8-2- فرهنگ سازماني
مقصود از فرهنگ سازماني سيستمي از استنباط مشترك است كه اعضا نسبت به يك سازمان دارند و همين ويژگي موجب تفكيك دو سازمان از يكديگر مي شود. يك سيستم كه اعضاي ان داراي استنباط مشترك(از ان) هستند، از مجموعه اي ويژگي هاي اصلي تشكيل شده است كه سازمان به انها ارج مي نهد و براي انها ارزش قائل است. (رابينز، 1389،372)

1-8-3- فناوري اطلاعات
يكي از زير ساخت هاي مديريت دانش فناوري اطلاعات مي باشد.از ديدگاه متخصصان، ظهور مديريت دانش ريشه در پيشرفت تكنولوژي اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي دارد. بر اساس ديدگاه ليبوويتز(2001) مديريت دانش به طور قطعي ريشه در مهندسي دانش دارد. تكنولوژي اطلاعات ابزارهاي جديدي براي بهتر انجام دادن فعاليت هاي ساخت سرمايه دانشي در اختيار قرار داده است.(محمدي فاتح، سبحاني، محمدي،1390،59)

1-8-4- منابع انساني
امروزه يكي از بارزترين مولفه هاي موفقيت سازمان ها در گرو نقشي است كه منابع انساني مي تواند ايفا كند ، سرمايه انساني بالاترين و با ارزشترين سرمايه و بزرگترين دارايي هرسازمان و كشوري محسوب مي شود، اگر چه در هيچ ترازنامه و حساب سود و زياني آورده نميشود ولي نتيجه سود و زيان سازمانها را رقم مي زند، تنها سرمايه‌اي است كه با استفاده بيشتر كاهش نيافته و بصورت فزاينده توسعه پيدا مي‌كند كليد توسعه سازمانها و كشورها نيروي انساني كارآمد است. (يعقوبي، 1388)

1-8-5- مديريت دانش
مديريت دانش، فرايند سيستماتيك منسجمي است كه تركيب مناسبي از فناوري هاي اطلاعاتي و تعامل انساني را به كار مي گيرد تا سرمايه هاي اطلاعاتي سازمان را شناسايي،مديريت و تسهيم كند.(فاتح وهمکاران ،1390،16-15)

1-9- تعريف عملياتي متغير هاي تحقيق
در اين بخش به تعريف عملياتي متغيرها مي پردازيم:

1-9-1- فرهنگ سازماني
آينه تمام‌نماي ويژگي‌ها، خصلت‌ها، قوت ها و ضعف هاي يک سازمان بوده و چهره آنرا از نظر پايبندي‌هاي کارکنان به ارزش‌ها، اصول، باورها، نگرش‌ها و ساير اعتقادات مربوطه نشان مي دهد(يينگ و بن احمد،11 2009).

1-9-2- ساختار سازماني
ساختار يكي از اجزاي سازمان است كه از عنصر پيچيدگي، رسميت، و
تمركز تشكيل شده است. دراين تحقيق ابعاد رسميت و تمرکز مورد توجه مي باشد.

1-9-3 – فناوري اطلاعات
شامل محدوده وسيعي از اختراعات و رسانه هاي ارتباطي است که سيستمهاي اطلاعاتي و افراد را به همديگر مرتبط مي کنند، مانند ايميل، کنفرانس صوتي و ويدئويي، اينترنت و نرم افزارها و سخت افزارها (طبرسا و اورمزي، 1387)

1-9-4 – منابع انساني
مهمترين سرمايه دانشي يک سازمان بوده و منبع خلاقيت در آن به شمار مي آيد، زيرا افزايش قابليت هاي کارکنان تاثير مستقيمي بر بهبود نتايج مالي سازمان دارد(ابيسکرا و گادري،12 2004). در اين تحقيق استخدام و تخصص، و يادگيري منابع انساني مورد مطالعه قرار گرفته است.
1-10- مديريت دانش
استقرار مديريت دانش: شامل مجموعه فرآيند اکتساب، حفظ، توليد، بکارگيري و اشتراک دانش است(هانگ و همکاران، 2011).

1-11- قلمرو تحقيق(زماني، مكاني ، موضوعي)
قلمرو موضوعي: قلمرو موضوعي اين تحقيق در مورد مديريت دانش است.
قلمرو مكاني: قلمرو مكاني اين تحقيق شرکت هاي توليدي استان گيلان هستند
قلمرو زماني: قلمرو زماني اين تحقيق نيز بازه زماني اسفند 92 تا شهريور 93 است.

مقدمه
اهميت توان مديريت کردن دانش به صورت فزاينده اي در اقتصاد دانش جهان امروز در حال افزايش است. ايجاد و توزيع دانش از عوامل حياتي در حيطه رقابت به شمار مي آيند. اکنون دانش به عنوان يک کالاي ارزشمند شناخته مي شود، کالايي که توليدات( به ويژه توليدات با فن آوري مدرن و بالا) و در دانش ضمني کارمندان بسيار فعال يافت مي گردد( زرگرپور و همکاران،1392،6)
سازمان هايي که دانش خود را مديريت مي کنند به سطح بالايي از بهره وري دست مي يابند. سازمان ها با دسترسي بيشتر به دانش کارکنان خود مي توانند تصميمات بهتري اتخاذ کنند، فرايند ها را بهينه سازي کنند، از تکرار کار ها کاسته و بر نوآوري خود بيافزايند و در نهايت يکپارچگي و همکاري خود را ارتقا بخشند(حسن زاده،1386،38)
زير ساخت هاي مديريت دانش به عنوان ستون فقرات مديريت دانش مورد توجه قرار گرفته اند و تقريبا همه ي سازمانهايي كه مديريت دانش را با موفقيت به كارگرفته اند به نياز و اهميت وجود زير ساختي حمايتگر و اشكار براي پشتيباني از نظام مديريت دانش به خوبي واقفند، لذا اين واقعيت كه كارايي و اثر بخشي كاربرد مديريت دانش در سازمان نيازمند وجود زيرساخت هايي قوي و مناسب است تاييد مي شود (زعيم و تاتگلو ، 2007) .
در فصل دوم اين تحقيق مباني نظري و پيشينه تحقيق در بخش هاي گوناگون بررسي شده است. در بخش اول به مديريت دانش، تعاريف، مدل هاي طبقه بندي دانش و… پرداخته شده است. در بخش دوم نيز به بررسي عوامل موثر بر استقرار دانش که در اکثر پژوهش ها استفاده شده پرداخته شده است. عوامل موثر بر استقرار مديريت دانش در اين تحقيق فرهنگ سازماني، ساختار سازماني، فناوري اطلاعات و منابع انساني انتخاب شده است. در بخش سوم نيز مدل مفهومي تحقيق و ماتريسي از پژوهش هاي پژوهشگران در اين عرصه آمده است و در انتهاي فصل نيز به بررسي پژوهش هاي پيشين درباره مديريت دانش پرداخته شده است.

2-1- بخش اول : مديريت دانش
در سال هاي اخير ، مديريت دانش به موضوع بحث محافل علمي و عرصه هاي علمي تبديل شده است. جوامع علمي و عملي هر دو بر اين باورند که سازمان ها با قدرت دانش مي توانند برتري هاي بلند مدت خود را حفظ نمايند. امروزه چشم اندا


دیدگاهتان را بنویسید