دانلود پایان نامه

ثُمَّ امْضِ وَ عَلَيْكَ السَّكِينَةَ وَ الْوَقَارَ فَإِذَا انْتَهَيْتَ إِلَى الرَّفْضَاءِ دُونَ الرَّدْمِ فَلَبِّ فَإِذَا انْتَهَيْتَ إِلَى الرَّدْمِ وَ أَشْرَفْتَ عَلَى الْأَبْطَحِ فَارْفَعْ صَوْتَكَ بِالتَّلْبِيَةِ حَتَّى تَأْتِيَ مِنًى‏.256-موقع احرامت بر زبان آوردى، سپس براى انجام حج لباس احرام خود را استوار كن و با آرامش و وقار به‏سوى منى عزيمت كن، و موقعى كه به فضاى وسيع رسيدى آنجا كه با سدخاكى نزديك است، لبيك بگو و موقعى كه از سد بالا رفتى، و بر گذرگاه سيل مشرف شدى صدايت را به لبيك بلند كن، تا موقعى كه به سرزمين منى وارد شوى.
مولفدرمجمعالبیانبیانکردهاست،کهسد به معنای بستنو ردم به معنای سد است.257درمفردات مولف براین باور است،که معنای آن بستن سوراخ و منفذ با سنگ است.258
طریحی این حدیث را براساس جناس لفظ واژه ردم درآیه وحدیث، بیان کرده است.
2-2-27-سهم
واژه سهم به معنای تیرو قرعه، بیان شده است.259 آیهی آوردهشده، درذیل واژه سهم عبارت است از: « فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِين» (صافات /141) «پس قرعه انداختند، و او از مغلوبين شد.»
حدیثآورده شده، درذیل آیهی بالا به شرح ذیل است:رَوَى الْبَزَنْطِيُّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(عليه السلام)‏ أَنَ‏َسُولَ اللَّهِ(صلی الله عليه و آله) سَاهَمَ قُرَيْشاً فِي بِنَاءِ الْبَيْتِ فَصَارَ لِرَسُولِ اللَّهِ(صلی الله عليه و آله) مِنْ بَابِ الْكَعْبَةِ إِلَى النِّصْفِ مَا بَيْنَ الرُّكْنِ الْيَمَانِيِّ إِلَى الْحَجَرِ الْأَسْوَد»260- بزنطى از داود بن سرحان از امام صادق (عليه السّلام) روايت كرده‏است،كه رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) در ساختن بيت با قريش سهيم شد، و از باب كعبه،تا نصف ما بين ركن يمانى تا حجر الاسود، در سهم او قرار گرفت.
علامه آورده است، که کلمه ساهم از باب مساهمه است، و به معنای قرعه کشی است.261
طریحی این حدیث رابراساس جناس لفظ، واژه “فساهم درآیه وساهم درحدیث” بیان کرده است.

فصل سوم
احادیث تفسیری

فصل سوم: احادیث تفسیری
یکیازکارکردهای حدیثی تفسیروتبیین وتعیین واژگان قرآنی است. به این معنا که واژهی بکار رفته شده، درقرآن می تواند دارای معانی متعدد یا تفسیر متعددباشد،که با توجه به ظاهر آیه نتوان آن راتشخیص داده، و شخص مخاطب نتواند به تنهایی به مقصود واژه پی ببرد؛ در اینجا بیان معصوم میتواند راه گشا باشد؛ و مخاطب را به سمت معنای اصلی سوق دهد.دراین فصل احادیثی مورد بررسی وپژوهش قرار گرفته اند،که طریحی آنها را به منظور تفسیر وتبیین وتوضیح واژگان قرآنی بیان کرده است.
دراین فصل ابتدا معنای واژه درنگاه طریحیآمده است؛ وسپس طریحی آیهای که واژه مورد نظر درآن قرارگرفته است، را بیان کرده، سپس حدیثی را ذیل این آیات آورده که در این فصل به پژوهشدر مورد این احادیث و رویکرد حدیثی و روش شناسی این احادیث میپردازیم. در ضمن اگر در ذیل بعضی واژگان از دو حدیث استفاده شده است، این کاملاً سلیقهای وگزینشی بوده است.
هم چنین دوباره متذکر میشوم، که اگردر بعضی احادیث سند ذکر نشده است، از این جهت است،که متن برخی احادیث طولانی بوده و این قسمت از احادیث که به عنوان شاهد مثال هستند، دروسط حدیث قرار گرفته اند.برای پرهیز از طویل بودن متن حدیثی مورد پژوهش فقط قسمتی از حدیث آورده شده، که به عنوان شاهدمثال است؛ هم چنین یادآور میشوم، که درصدرشروع هریک از مطالب، ریشهی واژه مورد پژوهش طبق کتاب مجمعالبحرین بیان گردیده است، وسپس واژگان وکلمات مشتق شدهاز این ریشه بیان شده اند.
واژگان قرآنی واحادیث موردپژوهش که طریحی درذیل این کلماتآورده است،به شرح ذیل می باشد.که عبارت اند از :
3-1-اتا
مولف براین باور است،که واژه اتا به معنای اعطا کردن و دادن وآمدن است.262این واژه در آیه مبارکه مقابل آمده است:« ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ » (اعراف/ 17) «آنگاه از پيش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت.»
حدیث بیان شده،توسط طریحی عبارت است از :ما روى عن أبي جعفر(عليه السّلام) قال: «عن الباقر عليه السلام‏ ثم لآتينهم من بين أيديهم‏ معناه أهون عليهم أمر الآخرة و من خلفهم‏ أمرهم بجمع الأموال و البخل بها عن الحقوق لتبقى لورثتهم‏ و عن أيمانهم‏ أفسد عليهم أمر دينهم بتزيين الضلالة و تحسين الشبهة و عن شمائلهم‏ بتحبيب اللذات إليهم و تغليب الشهوات على قلوبهم»263. ازامام باقر(عليه السّلام) نقل شده،كه فرمود: منظور از جمله «من بين أيديهم» پيش روى آنان اين است، كه آخرت را در نظرشان كم ‏ارزش مى‏كنم، و منظور از جمله «و من خلفهم» پشت سراين است،كه آنان رابه مال‏اندوزى و ندادن حقوق واجب مالشان تشويق مى‏كنم، تا براى ورثه آنان باقى بماند، و منظور از«و عن ايمانهم» سمت راست اين است، كه دين آنان را فاسد مى‏كنم و گمراهى را درنظرشان نيكو جلوه مى‏دهم،و منظوراز«و عن شمائلم»سمت چپ اين است،كه آنهارا به لذتها علاقمندو شهواترا بر دلهايشان چيره مى‏كنم.
علامهدرتفسیرالمیزان بیانداشته است،که راه خدا امریمعنوی است. ومنظوراز جهات چهار گانهرانیز معنوی میداند، و بیان
میدارد،که مقصود از«من بين أيديهم»:حوادث در زندگی این دنیا است؛ ومنظوراز«من خلفهم»اولاد وعقاب اوست چرا که انسان بقا وسعادت اولاد را بقا وسعادت حود می داند؛ومقصود از سمت راست دین اوست،که وی را از راه دین داری بی دین می کند؛و مقصود از سمت چپ؛ بی دینی میباشد؛ که فحشا و منکرات را برای وی جلوه میدهد.264
مولف در تفسیرجوامع الجامع جهات چهارگانه راتمثیلی می داند،برای وسوسه شیطان که از هر راهی بتواند وسوسه کند.265
مولف اطیبالبیان نظر کسی را قبول ندارد،وحدیث امام باقر(عليه السلام)را مرسل میداند، که در کتب اخبار نیامده است.266
این حدیث علاوه برتبیین وتفسیرمقصود واژه اتا در قرآن ،معنایی مجازی در واژه اتا را نیز دربردارد؛چرا که آمدن شیطان از جهات چهار گانه قابل حس ودیدن نیست؛ این مجاز است واین وسوسه شیطان محدود نشده است؛ بلکه میتواند در هر چیزی باشد، چه دنیوی وچه اخروی، اگر جهات چهارگانه را مثال زد، برای فهم بیشتر مخاطب است، که وسوسه شیطان ازهرسویی و درهرامری ممکن است،انسان باید در همه امور مراقبت براعمال خویش داشته باشد.
حدیث دیگری در ذیل واژه اتا آمده است، که بیانی تفسیری دارد، عبارت است از:
3-2-اتا
در باب الف مولف حدیثی دیگری را در مورد واژه اتا بیان کرده است.267 وآیهی آورده شده، در بیان معنایی این واژه عبارت است از:
« وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِي آتاكُمْ وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْياوَمَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ»(نور/33) «آنانكه استطاعت زناشويى ندارند،بايدپاكدامنىپيشهكنند؛تاخداازكرمخويشتوانگرشانگرداند؛وازبندگانتانآنانكه خواهان بازخريدن خويشند، اگر در آنها خيرى يافتيد،بازخريدنشان را بپذيريد،و از آن مالكهخدابهشماارزانىداشتهاست،بهآنانبدهيد؛وكنيزانخودرااگرخواهندكهپرهيزگارباشند،بهخاطر ثروت دنيوى به زنا وادار مكنيد؛هر كس كه آنان را به زنا وادارد،خدا براى آن كنيزان كه به اكراه بدان كار وادار گشته‏اند، آمرزنده و مهربان است.»
حدیثیکه مولف درذیل آیهی بالا آورده، عبارت است: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ: «فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِي آتاكُمْ» قَالَ: «تَضَعُ عَنْهُ‏ مِنْ نُجُومِهِ الَّتِي لَمْ تَكُنْ تُرِيدُ أَنْ تَنْقُصَهُ مِنْهَا وَ لَا تَزِيدُ فَوْقَ مَا فِي نَفْسِكَ» فَقُلْتُ‏: كَمْ‏؟ فَقَالَ‏: «وَضَعَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنْ مَمْلُوكِهِ أَلْفاً مِنْ سِتَّةِ آلَافٍ».268
علامه درتفسیرالمیزانآورده است،که دادندرهمه مالمکاتبه یا مقداری از آن است؛به کسانی که خداوند ایشان را«فی الرقاب »خوانده است،یعنی برای کاربرد در امر بردگان.269
مولف درتفسیرجوامع الجامع، دادن را بهرهمندکردن بردگان از مالی می داند،که خداوند برعهده صاحبان شان گذاشته است، و این امر را استحبابی می داند.270
طبرسی بیان داشته است،که مقصود از مکاتبه این است، که انسان با بنده خو د قرار داد کند،که هرگاه بنده مبلغ فلان ظرف اقساطی را بپردازد،آزاد باشد.271
مولف اطیب البیان آورده است،که مکاتبه دو نحو است،مشروط وغیر مشروط،مشروط آن است که بنده و مولی شرط کنند،که غلام یا کنیز مال المکاتبه را در طی مدت قرار دادو به تدریج ودردفعات معین بپردازند، و آزادشوند؛ اگرغلام یا کنیزتمام مال مکاتبه را ادا نکردند،آزاد نشوند، ویک نحو مطلق است که به مقدار ادا کردن، ازمال المکاتبه آزاد شوند؛ مولف مقصودآیه را این میداند،که در مکاتبه شرط نکنید، بلکه در نیت وضمیر شما باشد،که مقداری از مال مکاتبه رابه آنها بدهید.272
این حدیث معنایی تعیینی وتفسیری دارد،که معنای اتا را درباب قرارداد مکاتبه بیان وتفسیرکرده است.
3-3-اذی
مولف واژه اذی رابه معنای بیماری گرفته است.273 آیهی آورده شده، برای رساندن معنای اذی، عبارت است: « فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ »(بقره /196) «و هركس از شما بيمار باشد، يا در سر ناراحتى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به كفّاره [آن بايد] روزه‏اى بدارد، يا صدقه‏اى دهد، يا قربانى ای بكند.»
حدیثی که درذیل آیهی بالا آورده شده،عبارت است از:عن علی بن الحسین(عليه السلام) قال:وصيام أذى حلق الرأس واجب قال الله عز و جل- فمن كان منكم مريضا أو به أذى من رأسه ففد ية من صيام أو صدقة أو نسكٍ فَصَاحِبُهَا فِيهَا بِالْخِيَارِ فَإِنْ صَامَ صَامَ ثَلَاثَةَ أَيَّام.274
علامه درتفسیرالمیزان بیانمیدارد،که اذی کنایه است، از متاذیشدن،حشراتی که در سرمی افتد.275
طبرسیدرمجمع البیانآوردهاست،کهاگرکسیناراحتیدرسرش پدیدآید،که درمانش تنها سرتراشی است، در این صورت میتواند در حال احرام سر بتراشد، ولی باید فدیه دهد.276
راغب اصفهانی اذیرا اذيّت و آزارى میداند،كه به هرذى روحى را نظرجسمى ي
ا روحى با عواقبش مى‏رسد، چه دنيایى و چه اخروى. 277
در حدیث تراشیدن سر را واجب کرده در صورت « اذی» در سر، با توجه به مطالب بالا میتوان گفت، اذی هرنوع رنجش در سر است که نتوان آنرا تحمل کرد؛و هم چنین باتوجه به اینکه حدیث با ذکر آیه آمده است، و فدیه آن نیز مشخص شده است، میتوان گفت که این حدیث در صدد بیان مقصود واژه بارویکردی تفسیری است، وبیانگریک حکم است،یعنی «اذی» به گونه ای است، که قابل تحمل نیست وفدیه رابه دنبال دارد.
3-4-خشی
طریحی واژه خشی، رابه معنایخوفوترس بیانداشته است.278آیهی آورده شده، دربیان واژه خشیعبارت است از: «وَ لْيَخْشَ الَّذينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلاً سَديداً» (نسا/9) «وآنان كه اگر فرزندان ناتوانى از خود بر جاى بگذارند، بر [آينده‏] آنان بيم دارند، بايد [از ستم بر يتيمان مردم نيز] بترسند؛ پس بايد از خدا پروا دارند، و سخنى [بجا و] درست گويند.»
حدیث آورده شده، در ذیل آیهی بالا عبارت است از: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(عليه السلام) قَالَ إِنَّ فِي كِتَابِ


دیدگاهتان را بنویسید