کردند(6/82 درصد در مقابل 2/71 درصد ) که اين تفاوت از نظر آماري معنيدار بود )05/0 p = ). و احتمال عدم تحمل تغذيهاي در روش بلوس 5/60 درصد و در روش مداوم 9/37 درصد بود که اين تفاوت نيز از نظر آماري معنيدار بود(009/0 p = ).
همچنين يافتهها نشان ميدهد که هيچگونه تفاوت معنيدار آماري بين مصرف داروهاي PKA و يا داروهاي ديگر تجويز شده وجود ندارد. در بيماران تحت درمان با داروهاي PKA نسبت داروهاي ديگر، پنوموني ناشي از ونتيلاتور(VAP)140 بيشتر بوده است (008/0 p = ) .بعلاوه مدت زمان دستيابي به 75 درصد اهداف تغذيهاي در بيماران تحت درمان با PKA طولانيتر بوده است و اين موضوع ارتباطي با روش تغذيه ندارد.
ميانه مدت زمان ماندگاري در بيمارستان در روش بلوس 15 روز( 2 تا 60 روز) و در روش مداوم 21 روز( 5 تا 73 روز) بود و ميانه GOS براي هر دو گروه يکسان بود و همچنين از نظر آماري تقاوت معنيداري بين دو گروه از نظر مرگ و مير وجود نداشت.
ميتوان از يافتههاي اين مطالعه نتيجه گرفت که تغذيهي معدي يک روش ايمن در بيماران با صدمات مغزي است و همچنين دستيابي به اهداف تغذيهاي در روش مداوم سريعتر بوده است و دادهها نشان ميدهد که افراد در طي 5 روز اول به اهداف در نظر گرفته شده از نظر تغذيهاي دست يافتند ولي از طرفي مطالعات بيشتري جهت بررسي پيامد تغذيهي مداوم در اينگونه بيماران نياز است(30).
پژوهش ديگري در رابطه با روش تغذيه، توسط مکلود و همکارن141 در سال 2006 انجام شد. اين مطالعه، تصادفي کنترل شده گذشتهنگر بوده و هدف آن مقايسه روش تغذيهاي متناوب و مداوم در بيماران ترومايي بستري در بخش آيسييو بيمارستانهاي تگزاس142 از نظر زمان رسيدن به حجم مورد نظر و روزهايي که 100 درصد کالري مورد نياز از طريق تغذيهي لولهاي در طي ده روز اول بستري در آيسييو تامين ميشد، بوده است.
در اين مطالعه 164 بيمار ترومايي بستري در بخش آيسييو تروما درجه يک دانشگاه، به روش تصادفي انتخاب شدند. معيارهاي ورود به مطالعه شامل: سن 18 سال و بالاتر، عملکرد مناسب سيستم گوارش و نياز به تهويهي مکانيکي بيش از 48 ساعت بوده و بيماران با گاسترکتومي143 قبلي، عمل جراحي وسيع رودهاي که درآن کمتر از 200 سانتيمتر از روده کوچک باقي مانده، تاريخچه سوءجذب و يا ديگر اختلالات سيستم گوارش، چاقي با35 BMI ، وجود کنترانديکاسيون جايگذاري لوله دهاني يا بيني و يا بيماراني که حمايت تغذيهاي در آنها، قبل از پذيرش درآيسييو شروع شده بود از مطالعه خارج شدند. 164 بيمار به طور تصادفي به دو گروه تقسيم، يک گروه به روش مداوم و گروه ديگر به روش متناوب تغذيه شدند. ميزان کالري و پروتئين دريافتي توسط متخصص تغذيه محاسبه گرديد. ميزان کالري هدف kcal/kg 25(وزن ايدهآل) و gr/kg5/1 ميزان پروتئن دريافتي بود.
براي انتخاب نمونهها به صورت تصادفي از شمارههاي کامپيوتري مهر و موم شده در پاکت، استفاده شد. براي هر بيمار طي يک دوره 7 روزه بررسي انجام گرديد. تغذيه بيماران با استفاده از لوله تغذيهاي به قطر 10 فرنچ و طول 125 سانتيمتر انجام شد. محلولهاي غذايي استفاده شده حاوي cal/ml 1 انرژي و نيتروژن بالا بودند.
در روش متناوب هر چهار ساعت 100 سيسي از مادهي غذايي مورد نظر به بيمار گاواژ ميشد و اين رژيم براي دو بار تکرار ميشد و در صورت تحمل هر هشت ساعت تا رسيدن به حجم مورد نظر به مقدار آن 100 سيسي افزوده ميشد. در نهايت، شش بار در 24 ساعت گاواژ انجام ميگرديد. اين روش با استفاده ازپمپ تغذيهاي و در مدت زمان 30 تا 60 دقيقه انجام ميشد و NGTوOGT144 بعد از هر بار تغذيه بسته ميشد. حجم باقيمانده معده هر 4 ساعت يکبار قبل از هر نوبت تغذيه چک ميشد. در روش مداوم، تغذيه با cc/h20 به مدت 8 ساعت شروع شده و سپس هر 8 ساعت cc/h20 به حجم مواد غذايي اضافه ميگرديد تا به حجم مورد نظر برسد و در اين روش نيز حجم باقيمانده معده هر 4 ساعت يکبار چک ميشد.در هر دو روش حجم باقيمانده بيش از 200 سيسي، استفراغ، برگشت مواد غذايي، وجود مواد غذايي در مسير راه هوايي و اوروفارنگس145 به عنوان نشانگرهاي عدم تحمل مواد غذايي بود. روش تغذيه توسط پرستار هر بيمار اجرا ميگرديد و جمعآوري اطلاعات درهر دو ساعت صورت ميگرفت. اعتبار روزانه دادهها توسط يکي از محققين با استفاده از خواندن پمپ و مشاهده مستقيم بيمار و برگه فعاليتي آيسييو انجام ميشد. اطلاعات جمعآوري شده مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت همچنين تعداد روزهايي که ميزان کالري بيمار به طور کامل تامين شده بود، زمان شروع تغذيهي لولهاي، کل زمان تحمل تغذيهي هدف، شروع اسهال، بروز پنوموني در 14 روز، اطلاعات دموگرافيک، نمره APACHE)II )146، معيار شدت آسيب(ISS ) 147و روزهاي بستري در آيسييو نيز مورد بررسي قرار گرفت.
جهت تجزيه و تحليل آماري از ميانگين و انحراف معيار براي توصيف متغيرهاي کمي، نسبتها و متغيرهاي دوگانه و طبقهبندي شده استفاده شد. براي مقايسه بين دو گروه جهت متغييرهاي پيوسته از تيتست و جهت نسبتها و متغيرهاي طبقهبندي شده از کايدو استفاده گرديد. دادههاي مربوط به زمان بروز عوارض مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و از منحنيهاي کاپلان-مير148 و آزمون مجموع149 براي تعيين معنيدار بودن منحنيها استفاده گرديد. نتايج به دست آمده نشان داد که از 164 بيمار مورد بررسي، 139 نفر از واحدهاي مورد پژوهش، به هدف تغذيهاي مورد نظر در طي 7 روز دست يافتند و هيچگونه تفاوت آماري معنيداري از نظر عوارض تغذيهي لولهاي بين دو گروه وجود نداشت اما بيماران با تغذيهي متناوب در مقايسه با گروه مداوم، زودتر و سريعتر از 7 روز به اهداف تغذيهاي مورد نظر رسيدهاند و همچنين احتمال بيشتري در تحمل مواد غذايي در مقايسه با گروه مداوم داشتهاند)01/0 p = ). بيماران در گروه متناوب 100درصد از مقدار ماده غذايي هدف را براي 4 روز از 10 روز و بيماران تغذيه شده به روش قطرهاي براي 3 روز از 10 روز دريافت کرده بودند. با توجه به اينکه گروه متناوب زودتر از گروه مداوم به ميزان کالري هدف رسيدند و از آنجاييکه روش متناوب پيآمد متعادلتري نسبت به سيستم تغذيهي مداوم دارد ميتوان روشهاي متناوب را با تحقيقات بيشتري به طريقه سادهتر انجام داد(31).

روش پژوهش:
اين فصل مشتمل بر مباحث روش پژوهش و ملاحظات اخلاقي است که در بخش روش پژوهش به مباحثي شامل: نوع پژوهش، جامعه پژوهش، نمونه پژوهش، روش نمونهگيري، مشخصات واحدهاي مورد پژوهش، محيط پژوهش، ابزار گردآوري دادهها، اعتبار و اعتماد علمي، روش گردآوري و تجزيه و تحليل دادهها پرداخته ميشود.
نوع پژوهش:
اين پژوهش يک مطالعه نيمه تجربي ميباشد که به بررسي ميزان بروز آسپيراسيون تنفسي دو روش تغذيهي لولهاي بلوس متناوب و قطرهاي متناوب کيسهاي در بيماران بستري در بخشهاي آيسييو و تروماي مرکز آموزشي- درماني منتخب شهر رشت ميپردازد.
جامعهي پژوهش:
جامعهي پژوهش در اين مطالعه، کليه بيماران بستري در بخش آيسييو اعصاب، آيسييو جنرال و بخش تروماي مرکز آموزشي درماني منتخب شهر رشت ميباشد.
نمونه پژوهش:
نمونه پژوهش در اين مطالعه را بيماران بستري در بخش آيسييو جنرال، آيسييو اعصاب و بخش تروماي مرکز آموزشي درماني منتخب شهر رشت تشکيل ميدهند که به روش تدريجي و پس از بررسي متغيرهايي نظير سن، جنس، تشخيص بيماري، نوع لولهي تنفسي، شماره لولهي تنفسي، فشار کاف لولهي تنفسي، شماره لولهي بيني- معدي و حجم مواد غذايي گاواژ شده انتخاب شده اند.
روش نمونه گيري:
حجم نمونه لازم جهت مطالعه با نظر مشاور آمار، براساس نتيجه مطالعه حسن زاده و همکاران (1381 ( با 8/56% p 1= و 5/13% p2 = با قدرت آزمون 90% و سطح اطمينان 95% براساس فرمول نمونهگيري زير، تعداد 21 نفر در هر گروه محاسبه شد و جهت کنترل متغيرهاي مداخلهگر سطح هوشياري، نوع لولهي تنفسي، تشخيص بيماري، ميزان PEEP 150و PS 151 دستگاه ونتيلاتور حجم نمونه از 21 نفر به 36 نفر افزايش يافت.

مشخصات واحدهاي مورد پژوهش:
معيارهاي ورود به مطالعه، شامل: بستري بودن در بخش آيسييو و تروما، عدم سابقه حساسيت به متيلنبلو، عدم ابتلا به نارسايي کليه، عدم نقص آنزيم G6PD(68،69،70)، سن بين 15 تا 65 سال، GCS 9 و کمتر از آن(12) ، داشتن لولهي تنفسي)لوله تراشه و تراکئوستومي)، اتصال به دستگاه ونتيلاتور(75) و تهويه با مد SIMV 152 با PEEP 3 تا 7 و PS 10 تا 15 و تغذيه از طريق لوله بيني- معدي ميباشند و همچنين از زمان پذيرش بيمار و جايگذاري لوله بيني- معدي جهت شروع تغذيه، تا زمان ورود به مطالعه بيش از 4 روز نگذشته باشد (35) و همهي بيماران از نظر دريافت داروهاي سداتيو در سطح يكساني از نظر آرام بخشي قرار گرفته باشند. معيارهاي خروج از پژوهش شامل ترخيص، انتقال، تغيير نوع تغذيه و عوارض شديد گوارشي شامل: عدم تحمل(حجم باقيمانده بيش از 100 سيسي)، استفراغ، اسهال و خونريزي گوارشي، وجود پنوموني بر اساس تشخيص پزشک و مشاهده هر گونه حساسيت ناشي از متيلن بلو(تهوع، استفراغ، درد شکم، سر درد، سر گيجه، درد قفسه سينه، اسهال، تغيير رنگ ادرار، هموليز، افزايش فشار خون، تعريق و حساسيت به نور) ميباشد(68،69،70).
محيط پژوهش:
محيط پژوهش در اين مطالعه، بخشهاي آيسييو جنرال، آيسييو اعصاب و تروماي مرکز آموزشي- درماني منتخب شهر رشت ميباشند که دليل انتخاب اين محيط ويژگي بيماران بستري در اين بخشها بوده که به دليل کاهش سطح هوشياري و عدم تغذيه از راه دهان نياز به تغذيهي لولهاي داشته که اين مسئله همچنين آنها را در معرض خطر آسپيراسيون قرار ميدهد.
ابزار گردآوري داده ها:
ابزار گردآوري اطلاعات در اين مطالعه استفاده از پروندهي باليني، اندازهگيري و مشاهده ميباشد و برگرفته شده از ابزار استفاده شده از حسن زاده در سال 1381 بوده که اعتبار محتواي آن توسط ده نفر از اعضاي هئيت علمي دانشکده پرستاري- مامايي دانشگاه علوم پزشکي ايران تائيد گرديد. اين ابزار شامل دو بخش بوده بخش اول مربوط به بررسي مشخصات فردي، تغذيهاي و تنفسي ميباشد كه توسط پژوهشگر تكميل ميگردد. مشخصات فردي شامل: سن، جنس، تشخيص بيماري، تاريخ بستري و تاريخ ورود به پژوهش ميباشد و در بخش تغذيهاي، نوع روش تغذيه، تاريخ جايگذاري لوله بيني- معدي، شمارهي لوله و تاريخ شروع تغذيه بررسي ميشود. در قسمت مشخصات تنفسي، نوع لولهي تنفسي و شماره لوله ثبت ميگردد. بخش دوم شامل اطلاعات مربوط به دو روش تغذيهاي واحدهاي مورد پژوهش در سه روز متوالي ميباشد كه در آن مقدار محلول گاواژ شده، مدت زمان تغذيه، حجم غذاي باقيمانده معده به سيسي ، ظهور رنگ آبي در ترشحات لوله تنفسي بيمار و همچنين زمان مشاهده آن ثبت ميشود.

اعتبار علمي يا روايي153:
پرسشنامه حاضر، جهت تعيين اعتبار محتوي در اختيار 4 نفر از متخصصين بيهوشي دانشگاه علوم پزشکي گيلان و 11 نفر از اعضاي هيات علمي دانشکده پرستاري – مامايي شهيد بهشتي شهر رشت قرار داده شد و پس از جمعآوري پيشنهادات و نظرات آنان، تحت راهنمايي اساتيد راهنما و مشاور و استاد محترم آمار، تغييرات اصلاحي در آن به عمل آمده و پرسشنامه نهايي تنظيم شد.
روش کاربرد ابزار و گردآوري داده ها:
پس از تاييد کتبي کميته اخلاق معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي گيلان با شماره 10229 به تاريخ 17/6/1389و ثبت در IRCT 154 به شماره 1N201009214787 و اخذ معرفينامه از رياست محترم دانشکده پرستاري – مامايي شهيد بهشتي شهر رشت و ارائه آن به مسئولين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید