دستگاه ادراري و به منظور جلوگيري از تشکيل سنگهاي ادراري اگزالاتي تجويز ميشود. متيلنبلو براي رنگآميزي در باکتريشناسي، به عنوان رنگ در تشخيص مواردي نظير وجود فيستول در طي جراحي و تشريح برخي از بافتهاي بدن کاربرد دارد. عوارض آن شامل: تهوع، استفراغ، درد شکم، سر درد، سر گيجه، درد قفسه سينه، اسهال، تغيير رنگ ادرار، هموليز81، افزايش فشار خون، تعريق و حساسيت به نور ميباشد که اين عوارض مربوط به استفاده زياد و طولاني مدت آن ميباشد وهمچنين هيچ گونه تداخلات دارويي براي آن ذکر نشده است و در حاملگي و شير دهي، بيماران کليوي و بيماران با نقص در آنزيم 82G6PD منع مصرف دارد(68،69،70).
عفونتهاي ريوي از مشکلات شايع بيماران بستري در بيمارستان ميباشد. پنوموني در بيش از شش ميليون نفر در سال رخ ميدهد و يکي از ده علل مرگ در ايالات متحده تلقي ميگردد و اکثريت قريب به اتفاق پنوموني بيمارستاني، ناشي از آسپيراسيون ميباشد که وقوع آن 5 تا 58 درصد بوده(71،72 ) و با علائمي نظير سرفه، تنگي نفس و درد قفسه سينه مشخص ميشود. از ديگر نشانههاي کمتر اختصاصي آن تب، ضعف عمومي، ارتشاحات ريوي، بدتر شدن وضعيت اکسيژناسيون و افزايش گلبول سفيد خون ميباشد. تشخيص دقيق و به موقع پنوموني به ويژه در بيماران بستري در آيسييو به دليل وجود ارتشاحات ريوي، تب، و لکوسيتوز که دلايل مختلفي ممکن است داشته باشد، مهم تلقي ميگردد. در صورت شک به پنوموني شناسايي سريع و درمان مناسب جنبه حياتي دارد. زيرا پنوموني خطر مرگ و مير 20 تا 50 درصدي دارد. درمان اين عارضه، وابسته به اطلاعات کلينيکي، تصويربرداري و آزمايشگاهي ميباشد(9،73). درمان آنتيبيوتيکي آن بر اساس نتيجه رنگآميزي و کشت خلط يا محتويات آسپيراسيون انجام ميشود (73).
مطالب ذکر شده نشان مي دهد که نوع انتخاب روش تغذيه يکي از شاخصهاي مهم جهت پيشگيري از آسپيراسيون مي باشد. لذا اين پژوهش با توجه به اهميت مسئله مزبور انجام گرديد.

مروري بر مطالعات انجام شده:
با توجه به روشهاي مختلف تغذيه، انتخاب مناسب آن براي پيشگيري از عوارض، بسيار مهم و ضروري است. ارجح بودن يک روش تغذيه به روشهاي ديگر نياز به بررسي و تحقيقات زيادي دارد. در اين پژوهش دو روش کيسهاي و استفاده از سرنگ به شيوهي متناوب مورد مقايسه قرار ميگيرد ولي از آنجاييکه مطالعات مربوطه به خصوص در ارتباط با روش کيسهاي بسياراندک بوده است لذا در برخي از مطالعات گزارش شده روش سرنگ با روشهاي ديگر مقايسه ميگردد.
حسنزاده و همکاران (1381) مطالعهاي از نوع کارآزمايي باليني تصادفي با هدف مقايسه ميزان بروز آسپيراسيون تنفسي در دو روش تغذيهي لولهاي بلوس متناوب و قطرات متناوب در بيماران مبتلا به بيماريهاي مغز و اعصاب بستري در بخش آيسييو بيمارستانهاي منتخب شهر تهران، جهت نيل به اهداف و فرضيه پژوهش “ميزان بروز آسپيراسيون تنفسي در تغذيهي لولهاي به روش قطرات متناوب کمتر از روش بلوس متناوب است ” انجام دادند جامعه پژوهش در اين مطالعه کليه بيماران بزرگسال بستري در بخش مراقبت ويژه بيمارستانهاي شهر تهران بودند که مبتلا به بيماري مغز و اعصاب بوده و تحت تغذيهي لولهاي قرار داشتند .
نمونهگيري به صورت مستمر و با شمارش تصادفي انجام گرفت و تعداد 74 بيمار نمونه اين پژوهش را تشکيل دادند که به دو گروه تقسيم شدند روش گردآوري اطلاعات استفاده از پروندهي بيمار ، اندازهگيري و مشاهده بوده است ابزار مورد استفاده در اين پژوهش يک ابزار محقق ساخته بود که پس از مطالعه کتب و نشريات و با راهنمايي اساتيد مشاور و راهنما تهيه شده بودو پس از تعيين اعتبار محتوي توسط 10 نفر از اعضاي دانشکده پرستاري – مامايي دانشگاه علوم پزشکي ايران، جهت تعيين اعتماد علمي از روش مطالعه همزمان استفاده شد .
ابزار استفاده شده يک برگه ثبت اطلاعات مشتمل بر دو قسمت بوده که قسمت اول مربوط به بررسي و شناخت اوليه بيمار که توسط خود پژوهشگر تکميل گرديد و شامل سه بخش : 1 ) مشخصات فردي 2) مشخصات لوله معده و تغذيهي لولهاي 3) مشخصات تنفسي واحدهاي مورد پژوهش بود قسمت دوم، برگهي ثبت اطلاعات در سه روز متوالي، شامل مقدار محلول گاواژ شده ، مدت زمان تغذيه ، حجم غذاي باقيمانده در معده ، سطح هوشياري ، ظهور رنگ آبي در ترشحات تراشه، نتيجه راديوگرافي قفسه سينه و تاريخ و علل قطع تغذيهي لولهاي بوده است . پس از انتخاب نمونههاي واجد شرايط 37 نفر از نمونههاي پژوهش به روش بلوس متناوب و 37 نفر ديگر به روش قطرات متناوب طي 3 روز تغذيه شدند .در روش بلوس متناوب 250 تا 400 ميليليتر مايع غذاي در طي مدت زمان کوتاه10 تا 15دقيقه به وسيله يک سرنگ 50 ميليليتري بدون پيستون که در ارتفاع 60 سانتيمتر بالاي سر بيمار آويزان شده بود به داخل معده بيمار گاواژ شد. در روش قطرات متناوب نيز همان مقدار مايع غذايي در کيسه يا ظروف مخصوص ريخته شد و در ارتفاع 60 سانتيمتري در بالاي سر بيمار آويزان گرديد و مايع غذايي به صورت قطرهاي در مدت30 تا60 دقيقه به داخل معده بيمار گاواژ شده است . جهت پي بردن به وقوع آسپيراسيون تنفسي، متلينبلو 1 درصد به مقدار 5/0 ميليليتر به هر 500 ميليليتر محلول غذايي اضافه شد. هر گاه هنگام ساکشن لوله تنفسي رنگ آبي در ترشحات تنفسي مشاهده ميگرديد به منظور تاييد وقوع آسپيراسيون از بيمار عکس قفسه صدري گرفته و وجود انفيلتراسيون ريوي تاييد شده توسط راديولوژيست وقوع آسپيراسيون تنفسي را محرز مينمود.
براي توصيف داده ها از آمار توصيفي شامل تنظيم جداول توضيع فراواني و ميانگين و انحراف معيار استفاده شد و براي بررسي همگون بودن دو گروه از نظر متغيرهاي زمينهاي از آزمون تي و کايدو وجهت نيل به اهداف و فرضيه پژوهش از آزمون دقيق فيشر استفاده شد.
نتايج پژوهش در رابطه با ميزان بروز آسپيراسيون تنفسي در بيماران با تغذيهي لولهاي به روش بلوس متناوب و قطرات متناوب حاکي از آن بود که در گروه بلوس متناوب در 24 ساعت اول پژوهش 5/13 درصد بيماران دچار آسپيراسيون تنفسي ولي در گروه قطرات متناوب هيچ بيماري دچار آسپيراسون تنفسي نگرديده است نتايج آزمون آماري فيشر (27 0/0 = p) اختلاف معنيداري را بين دو گروه از نظر ميزان بروز آسپيراسون تنفسي در 24 ساعت اول پژو هش نشان داده است در ارتباط با ميزان بروز آسپيراسيون تنفسي در 24 ساعت دوم پژوهش، در دو گروه، نتايج پژوهش حاکي از آن بود كه در گروه بلوس متناوب 9/21 درصد بيماران باقيمانده و در گروه قطرات متناوب 4/5 درصد بيماران دچار آسپيراسيون تنفسي شده بودند نتايج آزمون آماري فيشر (047/0= p) اختلاف معنيداري را بين دو گروه از نظر ميزان بروز آسپيراسيون تنفسي در 24 ساعت دوم پژوهش نشان داده است . در ارتباط با ميزان بروز آسپيراسون تنفسي در 24 ساعت سوم پژوهش در گروه بلوس متناوب ، 36 درصد بيماران باقيمانده و در گروه قطرات متناوب 6/8 درصد بيماران باقيمانده دچار آسپيراسيون تنفسي شدند نتايج آزمون آماري فيشر (11 0/0 = p) اختلاف معنيداري را از نظر بروز آسپيراسيون تنفسي در 24 ساعت سوم پژوهش در دو گروه نشان داد.
در ارتباط با ميزان بروز آسپيراسيون تنفسي در کل مدت پژوهش، نتايج مبين آن بود که در گروه بلوس متناوب 8/56 درصد بيماران و در گروه قطرات متناوب 5 /13 در صد بيماران دچار آسپيراسيون تنفسي شدند.
در اين پژوهش مشاهده شد که ميزان بروز آسپيراسيون تنفسي در تغذيهي لولهاي به روش بلوس متناوب به مراتب بيشتر از روش قطرات متناوب بوده است لذا فرضيه پژوهش “ميزان بروز آسپيراسيون تنفسي در تغذيهي لولهاي به روش قطرات متناوب کمتر از روش بلوس متناوب است” مورد تاييد قرار گرفت.
با توجه به يافته هاي اين پژوهش مبني بر افزايش ميزان بروز آسپيراسيون تنفسي در تغذيهي لولهاي به روش بلوس متناوب در مقايسه با روش قطرات متناوب عمليترين کاربرد اين يافته، در زمينه آموزش پرستاري است. لذا نتايج حاصله ميتواند در زمينه آموزش روشهاي متفاوت تغذيهي لولهاي و خطرات بالقوه هر يک از آنها به دانشجويان پرستاري مورد استفاده قرار گيرد. بعلاوه با تکيه بر نتايج اين پژوهش، بر عهده مديران خدمات پرستاري است که با هماهنگي پزشکان، بکارگيري روش قطرات متناوب را در تغذيهي لولهاي بيماران جايگزين روش بلوس متناوب کنند(14) .
در اين راستا سرپا و همکاران83 (2003) مطالعهاي با هدف مقايسه فوايد و عوارض دو روش تغذيه مداوم و بلوس در بيماران بستري در بخش آيسييو بيمارستان اسوالدو84 که تغذيه رودهاي ميشدند، انجام دادند. در اين مطالعه تعداد 28 نفر بيمار بستري در آيسييو به روش تصادفي ساده انتخاب شدند. پس از همگون کردن نمونهها از نظر سن، جنس، مدت زمان بستري در آيسييو، مدت زمان شروع تغذيه لولهاي و تشخيص بيماري به دو گروه 14 نفري تقسيم شدند و يک گروه به روش مداوم و گروه ديگر به روش بلوس طي سه روز تحت تغذيهي رودهاي قرار گرفتند. ابزار جمعآوري داده ها از دو بخش تشکيل شده که بخش اول شامل اطلاعات فردي: سن، جنس، مدت زمان بستري در آيسييو، مدت زمان بين پذيرش و شروع تغذيه لولهاي و بخش دوم شامل بررسي شاخصهاي آنتروپومتريک85، شمارش سلولهاي خوني، نتيجه عکس سينه، اندازهگيري دور شکم، بررسي ميزان حجم باقيمانده معده و مصرف داروهاي محرک عروق86، آرامبخش87، آنتيبيوتيک و پايش تهويه مکانيکي ميباشد. معيارهاي ورود به مطالعه شامل: سن بين 18 تا 80 سال، تغذيه لولهاي، عملکرد مناسب سيستم گوارش، اتصال به دستگاه ونتيلاتور و معيارهاي خروج شامل: کماي غير قابل برگشت، بيماري در مراحل پاياني آن، ترخيص قبل از 72 ساعت، فيستول رودهاي، انسداد، نکروز و پريتونيت88 يا ساير موارد منع تغذيه رودهاي و عدم تحمل مواد غذايي تجويز شده ميباشد. بررسيها نشان داد که بين دو گروه از نظر سن، جنس، مدت زمان بستري در آيسييو، شروع تغذيه لولهاي، تشخيص بيماري، درمانها، شاخصهاي تغذيهاي و نتايج آزمايشات بيوشيمي تفاوت معنيداري وجود نداشت.
در روش مداوم مقدار ماده غذايي مورد نظر طي يک دوره 24 ساعته با کمک پمپ، انفوزيون ميشد و در نوع بلوس، مايعات غذايي 8 بار در روز به فاصله هر سه ساعت، طي يک ساعت گاواژ ميشد و تمامي بيماران طي يک دوره سه روزه بررسي شدند. کليه موادغذايي با ماده رنگي آبي نشاندار شد که پس از ساکشن ترشحات ريه و ظهور رنگ آبي در آن، جهت تشخيص پنوموني عکس سينه گرفته ميشد و همچنين از يافته هاي باليني بيمار نيز در اين زمينه استفاده گرديد.
جهت بررسيهاي آماري از تست منويتني89 ، کاي اسکوئر90 و تيتست91 استفاده گرديده است. نتايج به دست آمده در کل واحدهاي مورد پژوهش نشان داد که در روش مداوم، حجم باقيمانده معده بيش از 150 سيسي در 4/ 46 درصد، ديستانسيون شکمي92 در 6/28 درصد، اسهال و استفراغ در 3/14 درصد موارد ديده شد و يک مورد(6/3 درصد) آسپيراسيون ريوي93 و انسداد لوله نيز تشخيص داده شده و در روش بلوس ميزان حجم باقيمانده معده و ديستانسيون شکمي مانند روش مداوم بوده است. همچنين ميزان اسهال نيز در مقايسه با گروهي که تغذيه مداوم ميشدند برابر بود و در اين گروه نيز تعداد يک مورد آسپيراسيون تاييد شده مشاهده گرديد و در کل هيچگونه تفاوت معنيدار آماري بين دو گروه از نظر حجم باقيمانده معده، آسپيراسيون ريوي، ديستانسيون شکمي، تهوع، استفراغ، اسهال، انسداد لوله و جابجايي لوله مشاهده نشده ولي در روش مداوم ميزان انرژي دريافتي در روز اول بيشتر از گروه با تغذيه بلوس بوده ولي در روز دوم و سوم هيچگونه تفاوتي ديده نشده است. با توجه به اينکه پژوهش حاضر بر روي تعداد نمونه کم انجام گرديده و بررسي ها نيز در فاصله کوتاه 72 ساعت انجام شده لذا توصيه مي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید