وقوع
می پیوندد که میزان وابستگی فرد به روشی خاص در تصمیم گیری زیاد است. حتی توجیهاتی را فراهم می سازد که فرد را به روشی خاص دلبسته می کند حتی اگر به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نباشد (همان منبع).
رفتارهایی که از ناهماهنگی شناختی نشات می گیرند و موجب زیان می شوند شامل موارد زیر می باشند.
ناهماهنگی شناختی محرکی برای سرمایه گذاران است که اوراق بهادار زیان ده خود را منطقا باید بفروشند نگهداری می کنند، چراکه تمایل دارند از یک ناراحتی ذهنی ناشی از پذیرفتن تصمیم نادرست اجتناب ورزند.
ناهماهنگی شناختی موجب می شود که افراد به سرمایه گذاری های زیان ده خود ادامه دهند، فقط با این هدف که تصمیم قبلی خود را توجیه نمایند.
ناهماهنگی شناختی موجب می شود که سرمایه گذاران تصور کنند شرایط جدید با شرایط گذشته تفاوت دارد.
افراد از بکارگیری اطلاعاتی که با تصمیمات قبلی آن ها در تضاد است خودداری می کنند.
سرمایه گذارانی که بتوانند این سوگیری رفتاری را شناسایی نمایند، می توانند سرمایه گذاری های بهتری داشته باشند. سه واکنش نسبت به ناهماهنگی شناختی وجود دارد که باید از آن ها اجتناب شود که شامل: الف)تعدیل اقدامات؛ ب)تعدیل باوردها؛ ج)تعدیل ادراک موجود از اقدامات مربوط می باشد (همان منبع: ص 26).
2-2-8-5- در دسترس بودن81
این جهت گیری رفتاری شامل قواعد سرانگشتی و یا میان بر ذهنی82 است که موجب می شود افراد احتمال وقوع یک پیامد را بر اساس میزان شیوع و یا رواج آن در زندگی و تجربیات خود تخمین بزنند و احتمالات پیچیده را به سادگی انجام دهند. قاعده سرانگشتی موجب می شود که افراد بر اساس اطلاعات در دسترس خود تصمیم گیری کنند و به اطلاعات واقعی به طور کامل توجهی نداشته باشند. افراد احتمال وقوع رویدادهای معینی را بر اساس درجه سهولت یادآوری و یا مثال هایی از رویدادهای قابل قیاس که می توان آن ها را در ذهن جستجو نمود، برآورد می کنند (کلارک83، 2000).
این سوگیری رفتاری را می توان در چهار طبقه دسته بندی نمودکه شامل موارد زیر می باشد.
قابلیت بازیابی: ایده هایی که آسان تر بازیابی می شوند.
طبقه بندی: ‌افراد اطلاعاتی را که با مرجع معینی سازگار و هماهنگ است طبقه بندی می نمایند.
طیف محدود تجربیات: در مواقعی که افراد چارچوب بسیار محدودی از تجربیات را دارند و بر مبنای آن درصدد تخمین شرایطی هستند این جهت گیری رفتاری اتفاق می افتد.
هم آوایی:‌ موقعیت های خاص هر فرد می تواند بر قضاوت و ارزیابی او تاثیر بگذارد .افراد غالبا سرمایه گذاری هایی را انتخاب می نمایند که شخصیت آن ها را بازآوایی کرده و یا سرمایه گذاری هایی را هدف قرار می دهند که ویژگی های آن با رفتار فرد مرتبط باشد.
تمرکز بر نتایج بلند مدت و پیگیری روند ها یکی از راه حل های پیشگیری از این جهت گیری رفتاری
می باشد. به طور طبیعی انسان دارای تمایل ذهنی در جهت تاکید بیش از حد بر رویدادهای قابل توجیه اخیر است و قاعده کلی “هیچ چیزی به آنچه که به نظر می رسد خوب یا بد نیست” مد نظر سرمایه گذاران باشد. همچنین باید به این موضوع توجه داشت که افراد عموما تحت تاثیر وقایع اخیر هستند. به طور مثال هنگامی که افراد یک صحنه تصادف را می بینند معمولا در آن سفر خود با احتیاط بیشتر رانندگی می کنند (میرزابیاتی، 1391).
2-2-8-6- محافظه کاری یا دیرپذیری84
محافظه کاری موجب می شود افراد برای تخمین های اولیه، بیش از اندازه اهمیت قائل شوند. در نتیجه
نمی توانند به عنوان یک فرد منطقی در مواجهه با مدارک و شواهد جدید از خود عکس العمل نشان دهند. یک استدلال برای دیرپذیری این است که پردازش اطلاعات جدید و به روز نمودن عقاید و نظرات از نظر شناختی هزینه بر است. این جهت گیری رفتاری می توانند از بعضی جنبه ها در تضاد با جهت گیری نماینده بودن باشد، که در آن افراد به اطلاعات جدید عکس العمل افراط آمیز نشان می دهند. سرمایه گذاران غالبا بیشتر از آنکه داده های جدید و پیامد های نوظهور را توصیف نمایند، به پیامدهای حاصل از پیش بینی خود توجه می کنند. این پدیده رفتاری موجب می شود که سرمایه گذاران به یک نظر یا پیش بینی بیش از اندازه داشته باشند و هنگام روبرو شدن با اطلاعات جدید، رفتاری غیر عقلایی از خود بروز دهند.
این جهت گیری رفتاری با دشواری پردازش اطلاعات جدید در ارتباط است. از آنجا که افراد هنگام رو برو شدن با داده های پیچیده دچار فشار ذهنی می شوند، بنابراین یک گزینه ساده این است که به عقیده قبلی خود متوسل شوند (همان منبع).
2-2-8-7- توان پنداری85
این سوگیری رفتاری موجب می شود که سرمایه گذاران بیش از آنچه که لازم است معامله می کنند، چرا که اعتقاد دارند می توانند کنترل پیامدهای سرمایه گذاری خود را در دست بگیرند ولی در نهایت به دلیل معاملات زیاد و اشتباه بازده کسب شده آن ها کاهش می یابد. این تورش رفتاری همچنین باعث می شود که سرمایه گذاران پرتفوی متنوعی نداشته باشند و بر روی چند سهام مشخص تمرکز داشته باشند و به سمت شرکت هایی جذب می شوند که احساس می کنند می توانند بر آن ها کنترل داشته باشند. به طور کلی می توان این سوگیری را اینگونه تعریف نمود: “‌انتظار موفقیت شخصی که احتمال وقوع آن به طور نامناسبی بالاتر از احتمال عینی و موجه آن است” (همان منبع).

2-2-8-8- واکنش بیش از حد86
این تورش رفتاری بیانگر حالتی است که سرمایه گذاران به عملکرد گذشته شرکت ها عکس العمل بیش از انداز
ه نشان می دهند و سهام با عملکرد گذشته خوب را بالاتر از ارزش ذاتی شان و سهام های با عملکرد مالی گذشته ضعیف را پایین تر از ارزش ذاتی قیمت گذاری می نمایند. بعد از گذشت مدتی سرمایه گذاران تشخیص می دهند که انتظارات قبلی آن ها صحیح نبوده و قیمت سهام به ارزش ذاتی خود بر می گردد (محزون، 1389).
2-2-8-9- خوش بینانه نگری87
این تورش رفتاری بیانگر حالتی است که سرمایه گذاران تمایل دارند در مورد بازارها، اقتصاد و پتانسیل های عملکرد مطلوب سرمایه گذاری های خود، بیش از اندازه خوش بین باشند. بسیاری از سرمایه گذاران بیش از حد خوش بین معتقدند که سرمایه گذاری های نامطلوب برای آن ها اتفاق نخواهد افتاد و این موضوع تنها دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد. کانمن این تورش رفتاری را بدین صورت تعریف می کند: ” گرایش سرمایه گذاران به اتخاذ یک نگرش درونی به جای یک نگرش بیرونی که غالبا برای تصمیمات مالی مناسب تر است”. نگرش درونی نگرشی است که بر موقعیت فعلی تمرکز می نماید و منعکس کننده مشغلات افراد است و نگرش بیرونی بیانگر بی طرفانه موقعیت فعلی را در بستر نتایج حاصل از موقعیت های مرتبط گذشته ارزیابی می نماید. سرمایه گذاران باید بعد نامطلوب ریسک را خصوصا هنگامی که مقادیر قابل ملاحظه ای از منابع در معرض ریسک هستند را بررسی نمایند. این امر نیازمند آن است که بین خوش بینانه نگری و واقع بینانه نگری تعادلی برقرار شود. نگرش های درونی می تواند ایده های بالقوه موفقیت آمیزی را در زمینه سرمایه گذاری ایجاد نماید. اما این پیش بینی های حاصل از نگرش بیرونی هستند که باید نهایتا تعیین کنند که یک سرمایه گذاری باید انجام شود و یا خیر (کانمن، 1979).
خوش بینانه نگری از نظر مالی می تواند مضر باشد، زیرا این سوگیری در سرمایه گذاران توهم بینش فردی یا برتری ایجاد می نماید. دیده شده است که افراد تا اندازه ای باور دارند می توانند اوراق بهادار زیر قیمت در بازار پیدا کنند. در حالی که واقعا احتمال پیدا نمودن این اوراق بسیار کم است. این تورش رفتاری می تواند با تورش وابستگی بومی (‌گرایش به سرمایه گذاری در محل زندگی خود) همبستگی داشته باشد چرا که افراد به چشم اندازهای پیرامون خود بیش از حد خوش بین اند. به عنوان مثال صندوق های بازنشستگی که توسط شرکت ها ایجاد می شوند معمولا بخش اعظم پرتفوی خود را به سهام شرکت مادر تخصیص می دهند. فرضیه خوش بینانه نگری برای اولین بار توسط شیلر88 ، فومیکوکان یا89 و یاشیرو تسوتسویی90 مطرح گردید (همان منبع).
2-2-8-10- حسابداری ذهنی91
این تورش رفتاری می تواند موجب تصور افراد کنند که سرمایه گذاری های آن ها طبقات و یا حساب های مجزایی را اشغال می کند. اصلی ترین این مشکلات، قرار دادن دارایی های سرمایه گذاری شده در طبقات مجزا بر اساس نوع دارایی و بدون در نظر گرفتن همبستگی های بالقوه موجود بین سرمایه گذاری های جای گرفته در طبقات مختلف است. تالر این تورش رفتاری را بدین صورت تعریف می نماید: “تمایل افراد به کد گذاری، طبقه بندی و ارزیابی پیامدهای اقتصادی از طریق گروه بندی امتیازات آن ها در مجموعه ای از حساب های ذهنی”. این سوگیری رفتاری افراد را وا می دارد با پول های متفاوت بر اساس مکانی که این مقادیر از نظر ذهنی طبقه بندی شده اند، مثلا: راه بدست آوردن این مبالغ و یا ماهیت مورد استفاده این پول رفتارهای غیر عقلایی از خود بروز دهند. به عنوان مثال فردی ممکن است با نرخ بهره بالایی برای خرید اقلام مصرفی قرض نماید و در همان زمان با نرخ بهره پایین تری برای هزینه های تحصیلی دانشگاهی فرزند خویش پس انداز نماید (تلنگی، 1383، ص17).
پذیرش حسابداری ذهنی، برای آرایش دوباره پرتفوی آثار ضمنی به دنبال دارد که در آن سرمایه گذاران ممکن است تمایل کمتری به فروش سرمایه گذاری های زیان ده به علت آن که حساب شان زیان نشان می دهد، داشته باشند. جنبه دیگری از حسابداری ذهنی مرتبط با مشاهداتی است که طی آن افراد در نگرش خویش به ریسک بین حساب های ذهنی شان حرکت می کنند. سرمایه گذاران ممکن است در حساب های محافظه کارانه خویش ریسک گریز بوده و در حساب های سفته بازانه خویش ریسک پذیر باشند. قالب بندی ثروت به حساب های ذهنی جداگانه اشکالاتی به دنبال دارد که به وسیله مارکوئیتز مورد اشاره واقع شده است، که کوواریانس بین حساب ها نادیده گرفته می شود و پرتفوی های سرمایه گذاری پایین تر از مرز کارا قرار می گیرند. این قالب بندی ممکن است به وسیله خود کنترلی ناقص سرمایه گذار قابل توضیح باشد. همان گونه که به وسیله تالر و شفرین (‌1981) مطرح شده است، سرمایه گذاران در معرض وسوسه بوده و آن ها به دنبال ابزارهایی برای بهبود خود کنترلی هستند. با تفکیک سازی ذهنی منابع مالی خویش به سرمایه و منابع موجود برای هزینه نمودن سرمایه گذاران می توانند تمایل خویش به بیش مصرفی را کنترل نمایند (همان منبع، ص 18).
سوگیری حسابداری ذهنی می تواند سرمایه گذاران را به مسیری هدایت نماید که بطور غیر عقلایی بین بازده های حاصل از سود نقدی و بازده های حاصل از منفعت سرمایه تمایز قایل شوند. افراد غالبا نیاز به حفظ اصل سرمایه را احساس می کنند و ترجیح می دهند که سود آن را مصرف نمایند. این تورش رفتاری همچنین
می تواند موجب شود که سرمایه گذاران در فروش سرمایه گذاری هایی که زمانی منفعت قابل ملاحظه ای ایجاد نموده ولی بعدا با کاهش قیمت مواجه شده است تردید نمایند. راه کارهایی که در ادامه به آن ها پرداخته می شود می تواند از بر
وز این سوگیری رفتاری پیشگیری نماید. بهترین راه برای جلوگیری از این امر که حساب داری ذهنی بازدهی کل را کاهش دهد توجه به بازدهی کل است که این بازدهی اولویت اصلی و اول در تخصیص هر گونه دارایی می باشد. همچنین باید به این امر توجه داشت که سرمایه گذاری ها یا مصارفی که به طور جداگانه در ذهن به آن ها پرداخته می شود می توانند با یکدیگر همبستگی داشته باشند و باید به این همبستگی توجه نمود. یکی دیگر از راهکارهای بروز این تورش رفتاری توجه به این موضوع است که
سرمایه گذاران باید به طور عقلایی دریابند که چشم انداز امروز نسبت به گذشته مهمتر است (همان منبع، ص 19).
2-2-8-11- تایید و تصدیق 92
این تورش رفتاری بیانگر حالتی است که افراد معمولا پدیده هایی را قبول می کنند که موید باورهای آن ها باشد و در مقابل آن چه که در تضاد با نظرات آن ها باشد از پذیرش آن سرباز می زنند. این تورش رفتاری در توانایی افراد در متقاعد

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید