ر کيلوگرم عضله 600 ميکروگرم در هر کيلوگرم کبد و 1200 ميکروگرم در هر کيلوگرم در کليه در مورد گوسفند، طيور و مقدار 400 ميکروگرم در هر کيلوگرم براي تخم مرغ توصيه شده است.
مقدار باقي‌مانده تتراسايکلين‌ها در بافت‌هاي خوراکي و تخم‌مرغ يک موضوع قابل بحث است و براي جلوگيري از خطرات باقي‌مانده تتراسايکلين‌ها در مصرف‌کننده کميته مشترک FAO، WHO و اتحاديه اروپا حد مجاز براي اکسي‌تتراسايکلين به مقدار 1/0 PPM در عضله 3/0 PPM در کبد 2%PPM در تخم مرغ تعيين کرده است مقدار دريافت قابل قبول روزانه (AD) براي کل تتراسايکلين‌ها به مقدار 25 ميکروگرم براي هر کيلوگرم وزن بدن هر روز تعيين شده است.
خواص فارماکوکينتيک کلرامفنيکل :
به S50 ريبوزوم متصل مي‌شود و مانع ساخت پروتئين در باکتري مي‌شود و اثر باکتريواستاتيکي خود را اعمال مي‌کند. انتشار وسيع در بافت‌ها مايعات بدن از جمله CNS دارد حدود نيمي از دارو با پروتئين باند مي‌شود. متابوليزم دارو کبدي است. دفع کليوي با نيمه عمر 5/4-5/8 ساعت دارد.
روش مصرف اين دارو به صورت وريدي مي‌تواند باشد اوج اثر در روش وريدي 3-1 ساعت است.
پس از تزريق اين دارو در گاو زمان خاص قطع دارو 165 ساعت مي‌باشد.به هيچ عنوان نبايد باقي مانده اين آنتي‌بيوتيک در غذاي مصرفي انسان وجود داشته باشد به دليل اثرات مضر شديد اين آنتي‌بيوتيک.
خواص فارماکوکينتيک پني‌سيلين :
روش مصرف اين دارو تزريق عضلاني و وريدي است. شروع اثر گذاري آن بسيار سريع بود و اوج اثر آن 5/0-25/0 ساعت مي‌باشد و مدت اثر آن مي‌تواند متغير باشد.
متداول‌ترين راهي که شير توسط پني‌سيلين آلوده مي‌شود از طريق داخل پستاني در درمان ورم پستان گاوي است.البته تجويز پني‌سيلين از راه‌هاي ديگر نيز باعث آلودگي شير مي‌تواند بشود.
تخليه و از بين رفتن پني‌سيلين مايع در شير گاو نيازمند 48 ساعت زمان مي‌باشد. در گوساله، باقي مانده پني‌سيلين در محل تزريق و ادرار 45 روز پس از تزريق قابل رديابي بود.

اهميت شناسايي آنتي‌بيوتيک‌ها در مواد غذايي
مصرف آنتي‌بيوتيک‌ها هر کدام مي‌توانند براي انسان عوارض جانبي به دنبال داشته باشند. که باعث به خطر افتادن سلامتي انسان مي‌شود. در اين بخش به اثرات سوء و مخربي اشاره مي‌کنيم که آنتي‌بيوتيک‌هاي مورد بررسي در اين پايان‌نامه باعث آنها مي‌شوند.
عوارض جانبي تتراسايکلين‌ها
در اين بخش اثرات سوء ناشي از مصرف تتراسايکلين را به طور مفصل شرح مي‌دهيم. اين اثرات شامل اثرات سمي، سميت نوري، سميت کبدي، سميت کليوي، اثر در بافت‌هاي کلسيفه شده، واکنش‌هاي حساسيت فوق‌العاده و ساير اثرات بيولوژيکي مي‌باشد.
اثرات سمي
همه تتراسايکلين‌ها تحريک گوارشي در برخي افراد به وجود مي‌آورند و اين اثرات بيشتر عوارض مصرف اين دارو به صورت خوراکي است. که سوزش اپي‌گاستر، نفخ، ناراحتي شکمي، تهوع و استفراغ را به دنبال دارد. در دوزهاي بالا، احتمال پيدايش تحريکات بيشتر است. تهوع و استفراغ غالباً با ادامه درمان فروکش مي‌کند و مي‌توان با کاهش موقت دوز و يا با مصرف مقادير کمتر در فواصل بيشتر تحت کنترل در آورد. همچنين از اوفاژيت و اولسرهاي مري نيز گزارش شده است. و گاهي پانکراتيت ديده شده. مصرف تتراسايکلين از راه خوراکي باعث اسهال مي‌شود. البته اسهال شديد و آبکي است ولي فاقد خون و لوکوسيت مي‌باشد. اين اسهال از اسهال و آنتروکوليت غشاء کاذب ناشي از کلاستريديوم ديفسيل که تهديد کننده جان بيمار محسوب مي‌شود، تشخيص داده شود.
سميت نوري
در افراد تحت درمان در صورت قرار گرفتن در معرض نور خورشيد واکنش پوستي ملايم تا شديد به وجود مي‌آورد. اين پديده را واکنش فوتوتوکسيستي نامند که در 1 تا 2 درصد بيماران تحت درمان با دمکلوسيکلين يافت مي‌شود. اونيکوليز و پيگمانتاسيون ناخن‌ها ممکن است همزمان بروز نمايد.
سميت کبدي
اولين بار در سال 1951 توسط Lepper در بيماراني که دوزهاي بالا تتراسايکلين را از راه سياه رگ يا از طريق خوراکي دريافت کرده بودند، کشف شد. بررسي ميکروسکوپي بافت‌هاي کبدي تغييرات سيتوپلاسمي نظير ظاهر شدن و اکئول‌ها و افزايش چربي را نمايان مي‌سازد. اکسي‌تتراسايکلين و تتراسايکلين کمتر از ساير مشتقات هپاتوتوکسيک‌اند. بيشتر اين واکنش‌ها در اثر مصرف روزانه 2 گرم يا بيشتر از اين آنتي‌بيوتيک از راه تزريق روي مي‌دهد. زنان باردار نسبت به سميت کبدي و آسيب کبدي ناشي از تتراسايکلين‌ها بيشتر حساس مي‌باشند.
ابتدا عوارض ناشي از اين دارو به صورت يرقان خود را نشان مي‌دهد و به دنبال آن ازوتمي اسيد وز شوک غير قابل برگشت بروز مي‌کند. در دوران بارداري چربي کبد افزايش مي‌يابد اما بعد از استفاده از تتراسايکلين اين مقدار به مراتب فزوني مي‌يابد.
سميت کليوي
تتراسايکلين در بيماران کبدي باعث تشديد اورمي مي‌شود و اين کار را با متوقف کردن سنتز پروتئين و افزايش اثر کاتابوليک انجام مي‌دهد. ارتباط احتمال بين اين دارو و پيدايش اختلال کليوي گزارش شده است. ديابت نفروجنيک بي مزه در برخي بيماران تحت درمان با دمکلوسيکلين مشاهده شده است.
مشخصات باليني تهوع، استفراغ، پولي اوري، پولي ديپسيا، پروتئنوري اسيدوز، گليکوزوري و آمينواسيدوري يعني شکلي از سندرم Fanconi در بيماراني که تتراسايکلين تاريخ گذشته و تجزيه نشده دريافت نموده، مشاهده مي‌شود که در اثر سميت در توبول‌هاي کليوي پروگسيمال به وجود مي‌آيد.
اثر در بافت‌هاي کلسيفه شده
درمان کودکان با تتراسايکلين در دراز مدت يا کوتاه مدت باعث پيدايش لکه‌هاي قهوه‌اي در دندان مي‌شود. اثرات سوء و خطرات ناشي از اين آنتي‌بيوتيک‌ها به هنگامي که تتراسايکلين در نوزادان و اطفال قبل از جوانه زدن دندان‌ها تجويز گردد بيشتر است. پيگمانتاسيون دائمي دندان‌ها زماني به وجود مي‌آيد که اين آنتي‌بيوتيک‌ها در فاصله 2 ماهگي تا 5 سالگي تجويز گردد.
به وجود آمدن پيگمان زرد فلورسانس رو ميناي دندان‌ها که حداکثر طيف جذبي آن با پرتو فرابنفش در طول موج 270 نانو متر است، اولين ويژگي اين اثرات است. رسوب اين آنتي‌بيوتيک‌ها در دندان و استخوان‌ها به علت خاصيت کيليپ کننده و تشکيل کمپلکس تتراسيکلين کلسيم اورتوفسفات مي‌باشد. يکي از نشانه‌هاي اکسيداسيون آنتي‌بيوتيک تغيير رنگ فلورسانس زرد به صورت رنگ قهوه‌اي غير فلورسانس است. تشکيل اين فرآورده با نور تشديد مي‌شود و اين تغيير رنگ دائمي است. تجويز اين دارو در زنان باردار موجب تغيير رنگ در دندان‌هاي کودکان آنها مي‌گردد. اين نوع پر خطر براي دندان‌ها از اواسط بارداري چهار تا شش ماهگي بعد از زايمان براي دندان‌هاي شيري است. از چند ماهگي تا 5 سالگي ممکن است به درمان با تتراسايکلين حساس باشند.
تتراسايکلين‌ها مي‌توانند در استخوان‌بندي کودکان رسوب کنند. چهل درصد پرسيون رشد استخواني که با اندازه‌گيري ساق کوچک تعيين مي‌شود در کودکان پيش رس تحت درمان با اين آنتي‌بيوتيک نشان داده شده است.
در اثر تزريق‌هاي مکرر درون سياه رگي اين دارو باعث ترومبوفليت مي‌شود. در درمان دراز مدت با تتراسايکلين‌ها موجب تغييراتي در خون مي‌شويم. مانند لوکوسيتوز لمفو سيستم‌هاي غير طبيعي گرانولاسيون توکسيک گرانولوسيت‌ها و پورپوره‌اي تروموسيتوبنيک. تتراسايکلين‌ها در درمان‌هاي عادي در اطفال ممکن است موجب افزايش درد درون جمجمه‌اي شده و موجب برآمده شدن ملاج گردد که قطع آنتي‌بيوتيک به حالت عادي مي‌گردد.
واکنش‌هاي حساسيت فوق‌العاده
واکنش‌هاي پوستي نادر که در اثر مصرف اين دارو به وجود مي‌آيد مي‌تواند راش‌هاي تمشک مانند کهير درماتيت پوسته پوسته شونده گسترده باشد. از واکنش‌هاي آلرژيک شديدتر مي‌توان به آنژيوادم و آنافيلاسکي نام برد. ديگر اثرات حساسيت فوق‌العاده مي‌تواند سوزش چشم‌ها و التهاب و ترک خوردن لب‌ها، التهاب اتروفيک يا هيپوتروفيک مي‌باشند که ممکن است هفته‌ها با ماه‌ها بعد از قطع دارو دوام پيدا کند. تب درجات مختلف، ائوزينوفيلي ديده مي‌شود و آسم هم مي‌تواند بروز کند. بايد به خاطر داشت که حساسيت تقاطعي بين انواع تتراسايکلين شايعه است.
ساير اثرات بيولوژيک
مانند همه موارد ضد ميکروبي، اگر تتراسايکلين از راه خوراکي يا تزريق مصرف شوند ممکن است موجب پيدايش عفونت ثانويه توسط باکتري‌ها و مخمرهاي مقاوم گردد. عفونت‌هاي گلوئي، خوراکي و حتي سيستمک از ميان عفونت‌هاي ثانويه مهم‌ترين آنها عفونت روده‌اي است. که از مصرف خوراکي يا تزريقي حاصل مي‌شود. براي کاهش دادن رويداد اثرات سمي روش‌هاي احتياطي بايستي در مصرف تتراسايکلين‌ها رعايت کرد. اين آنتي‌بيوتيک‌ها را در بيماران باردار نبايد مصرف کرد. در درمان‌هاي عفونت‌هاي عادي در کودکان کمتر از 8 سال نبايد تجويز کرد. از مصرف تاريخ گذشته آن بايد جدا خودداري کرد.
عوارض جانبي کلرامفنيکل
در اين بخش اثرات سوء ناشي از مصرف کلرامفنيکل را به طور مفصل شرح مي‌دهيم. اين اثرات شامل واکنش‌هاي حساسيت فوق‌العاده، سميت خوني و اثرات سمي و تحريکي مي‌باشد.
واکنش‌هاي حساسيت فوق‌العاده
راش‌ها پوستي ماکولاريا ويزکولار در نتيجه حساسيت فوق‌العاده نسبت به کلرامفنيکل پيدا مي‌شود. گرچه نسبتاً نادر است. گاهي اين علائم با تب همراه بوده. آنژيوادم از عوارض نادر مصرف اين دارو مي‌باشد. درمان بيماري‌هايي مانند سفليس، بروسلوز و تب تيفوئيد با کلرامفنيکل باعث بروز واکنش‌هاي Jarish Herxheimer مي‌شود که بلافاصله بعد از درمان خود را نشان مي‌دهد.
سميت خوني
مهم‌ترين اثر سو ناشي از کلرامفنيکل در مغز استخوان ديده مي‌شود. کلرامفنيکل عامل شايع پن‌سيتوپني است. باعث تغييراتي در خون محيطي بدن مي‌شود مانند ترمبوسيتوپني، آپلازي مغز استخوان و پن‌سيتوپني مرگ‌آور. اين رويداد بستگي به دوز مصرفي ندارد. در افراد تحت درمان طولاني غالباً ديده مي‌شود. با بررسي 576 مورد ديسکرازي خوني ناشي از کلرامفنيکل معلوم گشته که کم خوني آپلاستيک شايع‌ترين عارضه بوده و 70% موارد را شامل مي‌شود.
HOH با يک بررسي نشان داد که کم خوني آپلاستيک در اثر تزريق کلرامفنيکل به وجود نمي‌آيد بلکه از طريق جذب فرآورده‌هاي ناشي از تجزيه کلرامفنيکل از طريق لوله گوارش به وجود مي‌آيد. مشخصات ساختاري کلرامفنيکل موثر در ايجاد کم خوني آپلاستيک تصور مي‌رود گروه نيترو باشد که احتمالاً به وسيله ميکروفلور روده به يک ماده سمي حد واسط متابوليزه مي‌شود.
دومين اثر خوني کلرامفنيکل، ساپرشن اريتروئيدي شايع و در عين حال قابل برگشت مغز استخوان است که تصور مي‌رود با متوقف شدن سنتز پروتئين‌هاي ميتوکندويايي رخ مي‌دهد. در نتيجه جذب Pe59 توسط تورموپلاست‌ها کاهش پيدا مي‌کند و اين ايزوتوپ وارد ترکيب هم مي‌شود. علائم باليني ابتدا به صورت رتيکولوسيتوپني بعد از 5 تا 7 روز شروع به بروز مي‌کند. به دنبال آن کاهش هموگلوبين، افزايش آهن پلاسما واکئل‌دار شدن. سيتوپلاسم و اشکال اريتروئيد اوليه و سازنده سلول گرانوليست و همچنين نور مونوبلاستوز و پيدايش اشکال اريتروسيت زودرس مي‌باشد کولوپني و ترومبوسيتوپني نيز رخ مي‌دهد.
مصرف کلرامفنيکل همراه به مشکل کبدي مانند يرقان منجر به دپرسيون اريتروپوئزسين مي‌شود. تقريباً يک سوم بيماران مبتلا به نارسايي کليوي شديد اين واکنش را نشان مي‌دهند.
اثرات سمي و تحريکي
بعد از مصرف اين دارو احتمال دارد تهوع، استفراغ، احساس بدمزگي دهان ديده شود. از اثرات سمي نادر اين دارو تيرگي و بي حسي انگشتان است.در حدود 3 تا 5 درصد کودکاني که دچار موکوويسيدوز هستند و با کلرامفنيکل درمان مي‌شوند. نوريت چشمي ديده مي‌شود که اين پديده در اثر از بين رفتن متقارن سلول‌هاي گانگليوني شبکيه و آتروني الياف در عصب چشمي ايجاد مي‌شود.
سندرمي به نام Gray Syndrome

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید