جسمي و مالي ناشي از مراقبت است که بر مراقبت كننده تحميل ميشود. در حقيقت، فشار مراقبتي در مراقب كنندگان به سطح بالايي از استرس اشاره ميکند كه توسط مراقبت كنندگان تجربه ميشود. به عنوان مثال، فرد براي مراقبت از يك بيمار مبتلا به بيماري مزمن ممكن است عوامل استرسزايي مانند فشار مالي، كنترل و درمان علايم و نشانههاي فرد، رويايي با بحرانها، از دست دادن دوستان و يا صميميت را تجربه كند (20, 78).
فشار مراقبتي در مراقبين به دو دسته تقسيم ميشود: فشار ذهني31 و فشار عيني32. فشار ذهني به واكنشهاي هيجاني مراقبين نسبت به فرد بيمار و مراقبت از وي گفته ميشود كه شامل مواردي مانند فشار رواني، احساس از دست دادن، فقدان و افسوس است. فشار عيني به اثرات منفي بيماري بر مراقبين، بهخصوص مراقبين اصلي اطلاق ميشود كه شامل مواردي عيني مانند اختلال در روابط خا نوادگي، محدوديت در فعاليتهاي اجتماعي، كار و تفريح، مشكلات مالي و مشكلات جسمي است. (69, 79).
فشار مراقبتي با عوامل مختلفي مانند سطح ناتواني بيمار، مشکلات رفتاري، شتاختي و رواني وي و مشکلات مالي و افسردگي بيمار در ارتباط است. هم چنين مراقبين زن، فشار مراقبتي بيشتري را نسبت به مردان تجربه ميکنند و نيز نسبت به مردان از اضطراب، افسردگي و کاهش رضايت از زندگي بيشتري برخوردارند (21). اينکه مراقبين زن، فشار مراقبتي بيشتري دارند، به عوامل متعددي بر ميگردد؛ از جمله اينکه مراقبين زن، ساعات بيشتري را به مراقبت کردن اختصاص ميدهند، وظايفشان را با دقت بيشتري انجام ميدهند و نسبت به ابتلا به بيماريهاي رواني و عضلاني اسکلتي مستعدتر هستند (31). مراقبت کردن در بين مراقبين زن به نسبت مردان بيشتر باعث ايجاد تضاد در ارايهي ساير نقشهاي آنها از جمله شغل و وظايف مادري آنها ميشود. فشار مراقبتي در مراقبيني که نسبت همسري با بيمار دارند، به نسبت ساير مراقبين بيشتر است (21).
يکي ديگر از عواملي که با افزايش فشار مراقبتي رابطهي مستقيمي دارد، افزايش سن مراقب است. مراقبيني که سن بيشتري دارند، به چند علت فشار مراقبتي بيشتري را تجربه ميکنند؛ از جمله افزايش مشکلات جسمي، نياز به مراقبت بيشتر از خود، محدوديت در برقراري ارتباطات اجتماعي و کاهش توانايي سازگاري با مشکلات (80). مراقبيني که از سطح سلامت پايينتري (بيماريهاي وابسته و ناتواني حرکتي) برخوردارند، داراي فشار مراقبتي بيشتري ميباشند (31). حمايت هاي مالي يکي ديگر از مسايلي است که بر روي فشار مراقبتي اثر ميگذارد، بدين صورت که هرچه حمايت مالي مراقب کمتر باشد، فشار مراقبتي در وي بيشتر ميشود (21). همچنين حمايتهاي اجتماعي و وضعيت اجتماعي خانواده با فشار مراقبتي در ارتباط است (30, 31).
از عوامل ديگري که بر فشار مراقبتي موثر است، سن بيمار ميباشد. بيماران با سن بيشتر از 65 سال، فشار مراقبتي بيشتري را به مراقبين وارد مي کنند. همچنين بيماراني با نياز به امور مراقبتي بيشتر و سواد کمتر موجب افزايش فشار مراقبتي مراقب مي شوند. (30).
مراقبين هم در طي ارايهي مراقبت به بيمار، نياز به مراقبت دارند. مراقبين در مسير مراقبت، موقعيت نامعلومي دارند که اين امر با خود براي مراقب احساس گناه و استرس به همراه مي آورد. مراقبين به نيازهاي خود با ديد بخشش نگاه ميکنند و هميشه نيازهاي بيمارشان را نسبت به نيازهاي خود در اولويت قرار ميدهند. آنها در اين دنيا زندگي ميکنند؛ اما بهخاطر بيمار خود اغلب در يک خانه محبوس هستند. احساس ايزوله بودن، فشار رواني بسيار زيادي را به آنها وارد ميکند. آنها يک هدف دارند که عبارت است از ” مراقبت همه جانبه از بيمار تا آخر، حتي اگر آخر مراقبت مرگ باشد “. اين ديدگاه مراقب موجب ميشود که غفلت از خود 33روي دهد (70).
انجمن قلب آمريکا ميگويد اگر شما از خودتان مراقبت نکنيد، قبل از اينکه کار شما به اتمام يرسد، توان شما به اتمام ميرسد. مراقبت مانند يک دوي ماراتون است و نه دوي سرعت، يک دوندهي دوي ماراتون در طول مسير اگر از خود مراقبت نکند، نمي تواند در نهايت به مقصد برسد. محققان، استرس را مهمترين عامل مي نامند که ميتواند سلامتي فرد مراقب را به خطر بياندازد. استرس ناشي از مراقبت يک فشار رواني و فيزيکي34 است و در فرد مراقب مي تواند موجب افزايش فشار خون، تشديد التهاب مفاصل، افزايش ترشح اسيد معده و ايجاد ريفلاکس، بي خوابي، سردرد، کمردرد مزمن و درد عضلات شود. محققان با بررسي مراقبين پس از 3 سال، متوجه تضعيف سيستم ايمني آنها در نتيجهي استرس شدند که خود، شرايط را براي بيماريهاي ديگر آماده ميکند. بعلاوه اين استرس، زندگي مراقبين را کوتاه ميکند و ميتواند بيش از 10 سال از عمر مراقبين کم کند. (22, 31, 70).
استرس مزمن بهبودي زخمها را به تأخير مياندازد و موجب آتروفي شدن مغز ميشود. مراقبين در ابعاد مختلفي نياز به مراقبت دارند که در زير به ابعاد مهم آن مي پردازيم (70).
مراقب نياز دارد از نظر فيزيکي و جسمي مورد حمايت قرار بگيرد. عموما” مراقبين از نيازهاي فيزيکي خود چشمپوشي ميکنند. آنها در برنامه ريزي روزانهي خود، زماني را براي امور پزشکي خود اختصاص نميدهند و معمولا” وقت ويزيت 6 ماههي دندانپزشکي و پزشکي خود را لغو ميکنند. بر اساس شواهد مايوکلينيک35 بيماريهاي قلبي – عروقي و سرطان مهمترين عامل مرگ و مير در بين مردان و زنان تمام دنيا مي باشد و ارتباط بسيار مستقيمي بين استرس، سوءتغذيه، ورزش نکردن، استفاده از تنباکو و سيگار و الکل و افزايش وزن، با اين دو بيماري وجود دارد. اس
ترس در مراقبين موجب ميشود آنها به عادات بد غذايي روي بياورند؛ از جمله اين عادات بد غذايي، مصرف سيگار و مشروبات الکلي است. سرطان يکي از دو مشکل بزرگ بهداشتي خصوصا” در ايالت متحده است. در مردان به ترتيب سرطان پروستات، سرطان کولورکتال و در زنان سرطان پستان، سرطان ريه و کولورکتال شايع است. انجمن سرطان آمريکا بر اساس تحقيقات خود مي نويسد: ” يک مرگ از 3 مرگ که علت آن سرطان است به علت سوءتغذيه و رژيم غذايي ضعيف، نداشتن فعاليت فيزيکي و ورزش نکردن و وزن زياد ميباشد. مراقبين ميتوانند با انجام ورزش، کنارگذاشتن عادات بدغذايي و استفاده از مواد مغذي ، سرطان را در خود کاهش دهند (22, 31, 70).
مراقبين نياز دارند از نظر مسايل رواني و عاطفي بررسي شوند و تحت حمايت قرار گيرند. مراقبت کردن مانند يک غلتک است که بر روي نيازهاي عاطفي مراقب با سرعت زياد حرکت ميکند و فرد مراقب در طي مراقبت از پاي درآمده 36، سردر گم شده37 و جايگاه خود را از دست ميدهد. در اکثر اوقات احساس درماندگي38 ميکند و اين احساس درماندگي، حس گناه39 را در او فعال ميکند و مدام خود را سرزنش ميکند که ” به علت خستگي من است که بيمارم حالش بهتر نميشود، چرا که من نميتوانم بيشتر از اين کمک کنم “. با اين حال در اين شرايط مراقب از تک تک نيازهاي رواني خود مانند احساس دوست داشتن و تعلق خاطر داشتن، حس آرامش هنگام قدم زدن در محيط بيرون از خانه و مسافرت نيز دست کشيده و تمام وقت خود را در اختيار بيمار ميگذارد. مثلا گاهي، يکي از فرزندان ازدواج نميکند تا بتواند به طور کامل در اختيار پدر و مادر بيمار خود باشد و مراقبت از پدر يا مادر بيمارش را عهده دار مي شود (76). نگراني نيز يکي از مشکلات رواني است که موجب ميشود مراقب احساس دلهره نسبت به واقعيات يا تصورات خود داشته باشد. مراقب عرق ميکند، ضربان قلب و فشارخونش بالا ميرود. افسردگي نيز از ديگر مشکلات مراقبين است که خود ناشي از استرس، اضطراب و نگراني بالاست. از آنجا که معمولا در فرآيند درمان بيمار بهبودي ديده نمي شود، اين امر موجب مي شود که مراقب به سمت افسردگي پيش برود. (22, 70, 76).
يکي ديگر از نيازهاي مراقب، نياز به حمايت اجتماعي است. دريافت حمايت اجتماعي به عنوان يک متعادل کننده ي شاخص هاي سلامت مراقب و علائم رواني وي مي باشد (81).
مراقب همچنين نيازمند به حمايتهاي معنوي ميباشد. مطالعات دانشگاه کلمبيا40 نشان ميدهد مراقبيني که اعتقادات مذهبي قوي دارند به نسبت کساني که به اصول ديني خاصي پايبند نيستند، 81 درصد کمتر در معرض اضطراب و استرس و افسردگي شديد هستند و اين مراقبين اعتماد به نفس بيشتري براي بهبودي بيمار خود دارند. مراقبين زماني که از بيمار خود مراقبت ميکنند و يا حال بيمارشان خوب نيست با خداوند مناجات کرده و ميگويند ” خدايا من بيمارم را به تو مي سپارم، پس تو مراقب او باش ” (72).
مراقبين به علت کار فرسايشي که دارند، تمايل دارند نيازها و روحيات خود را به سمت يک قدرت بالاتر ارجاع دهند تا از او که از توانايي بيشتري برخوردار است طلب کمک کنند و مطمئن شوند که او در انجام اين کار دريغ نميکند. محققان ميگويند مراقبيني که به مسائل معنوي معتقد هستنددر کنارآمدن با استرسها نسبت به ديگران بسيار آرامتر و منطقيتر هستند. (72).
يکي ديگر از نيازهاي مراقبين که کمتر به آن توجه ميشود، نياز به خواب و استراحت است. مراقبت شبانهروزي از بيماري که اوضاع خوبي ندارد، به هيچ وجه اجازهي خواب به مراقب نميدهد. حتي اگر او دراز بکشد، با استرسي که دارد خواب راحتي نخواهد داشت. مراقبين حتي اظهار ميدارند که در خواب هم گاهي ميبينند که حال بيمارشان خوب نيست و مدام کابوس ميبينند. آنها معمولا” به خاطر مشکلاتي که در سلامتي خودشان به وقوع ميپيوندد (مانند اختلالات اسکلتي عضلاني و کمردردهاي مزمن) در صورت آزاد بودن وقتشان نميتوانند راحت بخوابند. موضوع ديگري که خواب مراقبين را تحت الشعاع خود قرار داده است، مسايل مالي ميباشد. معمولا” مراقبين روزها به مراقبت و شبها به کارکردن ميپردازند (36).
بررسي فشار مراقبتي ميتواند ما را در انجام مداخلاتي مانند پيگيريهاي دوره اي و کلاسهاي آموزشي کمک کند. اول اينکه بهداشت و سلامت روان مراقبين مي تواند تحت تاثير استرس و نيازهاي حمايتي آنها قرار بگيرد. علاوه بر اين موضوع، مسئلهي مهم اين است که مشکلات رواني آنها ناشناخته ميماند و لازم است تحت بررسي قرار گيرد. دوم اينکه بررسي فشار مراقبتي مي تواند به جلوگيري از مشکلات متعددي که سلامتي آنها را در طولاني مدت به خظر مي اندازد و موجب افزايش مرگ و مير مي شود بيانجامد. در نهايت بررسي و مداخله بر روي فشار مراقبتي مي تواند به اعضاي خانواده کمک کرده و آنها را از محيط نامطمئني که در آن هستند به سمت محيط مناسبي بکشاند (82).
بنابراين از آنجايي که بيماري نارسايي کليه طولانيمدت بوده و درمان هم نميشود، سبک زندگي افراد تحت تأثير قرار ميگيرد و ممکن است سبب ناتواني، محدوديت در فعاليتهاي روزانه، از بين رفتن استقلال و اختلال در زندگي بيمار و خانوادهي وي شود که در اين صورت نياز به ارايهي مراقبت ها افزايش مييابد. اين بيماري، مراقبت همه جانبه اي را از سوي پرستاران تقاضا کرده و ايجاب ميکنند که پرستار همواره در جهت تعديل نشانهها و ارتقاي کيفيت زندگي اين بيماران و مراقبين آنها تلاش کند.

مروري بر متون:
مطالعه و بهره گيري از پژوهش هاي مرتبط با موضوع مورد تحقيق علاوه بر شناسايي جنب
ه هاي مختلف موضوع مورد مطالعه موجب روشن شدن مسير پژوهش هاي آينده نيز مي گردد. بدين منظور در اين فصل، 9 مورد از پژوهش هاي انجام شده در زمينه عنوان تحقيق مورد بررسي قرار گرفته است.
با توجه به اين مسئله که بيماران همودياليزي نيازمند مراقبت مداوم در منزل و مراکز همودياليز مي باشند، مراقبين آنها تحت فشار ناشي از اين مراقبت خواهند بود که عوامل مختلفي نيز مي تواند بر آن تاثير بگذارد. در همين راستا عباسي و همکاران در سال 1388 در گرگان پژوهشي با هدف تعيين ميزان فشار مراقبتي و ارتباط بعضي فاکتورهاي دموگرافيک با فشار مراقبتي در مراقبين انجام داده اند. اين مطالعه از نوع توصيفي-تحليلي بود و تعداد 120 نفر از مراقبين اصلي بيماران داراي نارسايي مزمن کليهي همودياليزي ، در مرکز آموزشي درماني 5 آذر گرگان به روش سرشماري انتخاب شدند. شرايط ورود نمونه ها به مطالعه شامل دارا بودن سواد خواندن و نوشتن، فرد اصلي در مراقبت از بيمار، نداشتن بيماري رواني تشخيص داده شده و داشتن رضايت براي شرکت در مطالعه بود. جمعآوري اطلاعات با استفاده از يک پرسشنامهي دو قسمتي انجام شد. بخش اول پرسشنامه، اطلاعات دموگرافيک شامل سن، وضعيت تأهل، سطح تحصيلات، وضعيت درآمد، طول مدت بيماري، وضعيت بيمار از نظر ميزان نياز به مراقبت و توانايي انجام کارهاي شخصي و بخش دوم پرسشنامه مربوط به فشار مراقبتي بود. پرسشنامهي فشار مراقبتي 24 عبارت دارد كه براي اندازهگيري فشار مراقبتي عيني و ذهني تنظيم شده است و فشار مراقبتي ذهني را با تأکيد بيشتري ميسنجد. اين پرسشنامه شامل پنج خرده مقياس است كه عبارتند از فشار مراقبتي وابسته به زمان، فشار مراقبتي تكاملي، فشار مراقبتي جسمي، فشار مراقبتي اجتماعي و فشار مراقبتي عاطفي. آناليز دادهها با استفاده از نرم افزار آماري spss و آزمونهاي آمار توصيفي، تي تست مستقل، آناليز واريانس يک طرفه و ضريب همبستگي پيرسون و اسپيرمن انجام شد. نتايج حاصل از مطالعه نشان داد که 5/33 درصد از مراقبين حداقل به يک بيماري مزمن مبتلا بودند و3/63 درصد، يک بيماري مزمن ديگر غير از نارسايي کليه داشتند. ميزان فشار مراقبتي مراقبين در 7/1 درصد موارد خفيف، 2/24 درصد متوسط و2/74 درصد شديد بود. مراقبيني که يک بيماري تشخيص داده شده داشتند، در تمامي ابعاد، فشار مراقبتي بيشتري را تجربه کرده بودند. آزمون ضريب همبستگي پيرسون نشان داد با افزايش سن مراقبين، فشار مراقبتي افزايش مييابد. همچنين به جز فشار مراقبتي عاطفي، ساير ابعاد فشار مراقبتي ونمرهي کل آن با مدت ابتلا به نارسايي مزمن کليه ارتباط مستقيم و معنادار آماري داشت و با افزايش طول مدت بيماري، فشار مراقبتي مراقبين افزايش يافت. بين فشار مراقبتي و وضعيت اقتصادي ضعيف(007/0=P) ، توانايي انجام فعاليتهاي شخصي بيمار (01/0P)، وابستگي مراقبتي بيشتر(001/0=P)، مدت ابتلا به نارسايي مزمن کليه، ابتلاي بيمار به بيماري ديگري بهجز بيماري کليه، ابتلاي مراقب به بيماري (05/0p)، ارتباط معنيداري وجود داشت. بر اساس يافتههاي مطالعه با توجه به فشار مراقبتي زياد مراقبين به دنبال مراقبت از بيماران همودياليزي، حمايت بهداشتي درماني کشور ميتواند در کاهش فشار مراقبتي تأثيرگذار باشد. از طرفي با غنيسازي گنجينهي مهارت سازگاري مراقبين بيماران مبتلا به نارسايي مزمن کليه ميتوان تا حدي از استرس و فشار ناشي از مسايل مراقبتي بيمار کاست و از اين طريق


دیدگاهتان را بنویسید