دانلود پایان نامه

تحقیق
خانواده اولین و مهمترین نهاد اجتماعی و محور توسعه جوامع است. نقش و جایگاه خانوادهها در پیشرفت جامعه به حدی است که اساساً برنامه ریزی بدون توجه به جنبه های گوناگون دخالت آن ، مسلماً به شکست منتهی خواهد شد .بنابراین اگر بسترها و زمینههای عدم تعادل خانواده و تأثیراتش بر روی بزهکاری اعضای آن( به خصوص فرزندان) بررسی شود می تواند به کاهش بزهکاری در سطح جامعه و فراهم شدن زمینه پذیرش مجدد بزهکاران کودک در جامعه و جلوگیری از تکرار جرم در آینده منجر شود.

د) روش تحقیق
تحقیق در دو مرحله و به صورت ذیل انجام پذیرفته است .
دسته اول به صورت کتابخانه ای که پس از بدست آوردن یک سری اطلاعات که از کتب و آمار بدست آمده است و درمرحله دوم بصورت میدانی که به اطلاعات مورد نظر در زمینه تحقیق دست یافته ایم و سپس با تطبیق اطلاعات و استفاده از منابع دقیق تر آماری و منابع حقوقی اعم از مجلات ، کتب و مقالات استنتاج لازم را انجام دادهایم.
هـ) سوال اصلی
در این تحقیق تلاش شده است که به این سوال پاسخ داده شود که:
ـ واقعه طلاق والدین چه تأثیرات سوئی بر کودکان و نوجوانان در ارتکاب بزه داراست؟
ـ اعتیاد والدین چه تأثیرات سوئی بر کودکان و نوجوانان در ارتکاب بزه داراست؟
ـ شناخت میزان تاثیر طلاق و اعتیاد در بزهکاری چه تاثیری میتواند در برخورد قضایی و مجازات بزهکاران کودک داشته باشد؟

و) فرضیات تحقیق
فرضیه1:در نتیجه طلاق والدین نظارت بر فرزندان کم میشود و خود موجبی برای بزهکاری فرزندان است.
فرضیه2:اعتیاد والدین در بزهکاری اطفال به صورت الگوگیری فرزند از والدین ،تشویق ، سکوت درمورد رفتار نامناسب فرزند،اجبار والدین معتاد به ارتکاب جرم توسط طفل تأثیرگذار است.
فرضیه3: شناخت میزان تاثیر طلاق و اعتیاد در بزهکاری میتواند در تخفیف مجازات موثر باشد.

ز) اهداف تحقیق
لازمه موفقیت در هرکاری، دارابودن نقطه مقصود و داشتن هدف است وداشتن هدف، باعث برنامه ریزی مناسب و اتخاذ روش مناسب، از جهت رسیدن به هدف میباشد. هدف از پژوهش پیش رو، بررسی عوامل بزهکاری اطفال و نوجوانانی است که والدین آنها یا بر اثر طلاق از هم جدا شده اند و یا دچار بلای خانمان سوز اعتیاد شده اند. از این رو باید دستگاه قضایی در مقابل جرایم ارتکابی از سوی این افراد برخورد متفاوتی داشته باشد: برخوردی متناسب با وضعیت فرهنگی و محیط خانوادگی متشنجی که در آن رشد کرده اند،
و هم چنین قوانین برای این افراد باید از انعطاف بیشتری برخوردار باشدو تخفیف هم برای این افراد در نظر گرفته شود.

ح) ساماندهی تحقیق

این پژوهش مشتمل بر 5 فصل است. در فصل اول به بررسی کلیات پرداخته شده است. فصل دوم مشتمل بر 3 مبحث، فصل سوم مشتمل بر 2 مبحث ، 7 گفتار ، فصل چهارم مشتمل بر 2 مبحث و 6 گفتار و در نهایت فصل پنجم مشتمل بر 3 مبحث و 14 گفتار میباشد.

فصل دوم:
تعاریف و تاریخچه

مبحث اول: بزهکاری کودک و نوجوان
موضوع بزهکاری کودکان و نوجوانان ،یک حوزه مطالعاتی مهم و گسترده است که کمتر به آن پرداخته شده است .اگرچه شمار اندکی از دانشگاهیان، متخصصین تعلیم و تربیت ، روانشناسان و حقوقدانان ، توجه خود را به سئوالات اساسی در مورد ماهیت جرایم کودکان و نوجوانان معطوف نمودهاند، اما بخش اصلی سیاستگذاران جامعه نسبت به این امر مهم بیتوجه بوده و یا اساساً قادر به درک یکی از مهمترین قشر جامعه یعنی کودکان و نوجوانان نبوده و نیستند .همواره بزهکاری در بین کودکان و نوجوانان وجود داشته ، ولی از اوخر قرن 19، تخلف و قانون شکنی این گروه سنی در کشورهای بزگ صنعتی، جلب توجه نموده است. مفهوم بزهکاری در اوایل قرن 20 شکل گرفت، تا قبل از آن ، با متخلفین جوان و مجرمین بزرگسال، رفتاری تقریباً یکسانی میشد. جایگاه ویژه برای «کودکی»، در طول قرنها و به آهستگی تکوین یافت. زندگی خانوادگی اولیه شامل رسومی چون اقتدار بیچون و چرای پدر و انضباط شدید و جدی بود. از کودکان انتظار میرفت که در سن کم، نقشهای بزرگسالانه را به عهده گیرند. باظهور هر نشانهای از عدم اطاعت یا بدرفتاری ، کودکان به شدت مجازات میشدند. در چنین وضعیتی طبیعی بود که با قانون کلی آنان با شدن بیشتر برخورد شود. با گذشت زمان و تحول فکر و اندیشه و تغییر در ساختار خانوادگی ، همچینن تغییرات نظری در عرصههای جرم و بزهکاری ، گامهایی در جهت کاهش مسئولیت کودکان در قوانین جزایی برداشته شد و با ایجاد دسته بندی مجزا برای بزهکاری ، از بزهکاری در برابر تأثیرمنفی مجرمان بزرگسال حمایت گردید. مطالعه بزهکاری کودکان و نوجوانان، هنگامی اهمیت مییابد که به ماهیت پویای نوجوانی و فشار موجود در جامعه بر نوجوانان توجه کنیم. مواد مخدر، تضاداقتصادی و اجتماعی، فقر، جنگ ، بیکاری و … همگی از جمعیت نوجوان قربانی میگیرند.کودکان و نوجوانان به دلایل خانوادگی ، تربیتی، فرهنگی حتی سیاسی ممکن است به رفتارهای بزهکارانه ، سوق داده شوند. 1 آنچه مسلم است بزهکاری کودکان و نوجوانان در سطح جامعه پراکنده است و مختص گروه و طبقه خاصی نیست و به علاوه برخلاف بزرگسالان، بزهکاری از پلیدی فکر آنان نشأت نمیگیرد بلکه عوامل خانوادگی و تربیتی ، معظلات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و در بسیاری از موارد هم بیتجربگی و جوانی ، سادگی و یا شیطنتهای کودکی و جوانی که اقتضای سن آنان است، علت قانون
شکنی آنان است. هرگاه خانواده و جامعه نسبت به کودکان و نوجوانان ، بیتوجه و سهلانگار باشند و کودکی به بزهکاری روی آورده و به زندگی ناسالم عادت کند ، در بزرگسالی احتمال بازگشت به اجتماع و اصلاح وی تقریباً غیر ممکن است به همین جهت است که تمام تلاش حقوقدانان، جرم شناسان و جامعه شناسان، یافتن نظام قضایی و تربیتی ویژهای برای بزهکاری خردسال و نوجوان است و این تلاش ها ارائهی راه حلها و الگوهای خاصی برای تربیت و جایگزینی مجازات است که منجر به تصویب مقررات خاصی در قوانین کشورها و قوانین بین المللی شده است. بزهکاری نوجوانان به دلیل اهمیت ویژهای که دارد، تحت نظارت مجریان قانون، دادگاه اطفال و دستگاههای اصلاح و تربیت که در مجموع «نظام دادرسی نوجوانان» را تشکیل میدهند، قرار میگیرد. آنها ممکن است توسط پلیس بازداشت شوند، پروندههایشان در دادگاه اطفال یا دادگاه خانواده مورد رسیدگی قرار گیرد و به محلی که برای اصلاح کودکان دچار مشکل، تأسیس شده است، فرستاده شوند.
بند اول: تعریف بزهکاری
بزه، عبارت است از: اقدام به عملی است که بر خلاف موازین، مقررات، قوانین و معیارهای ارزشی
و فرهنگی جامعه باشد و لذا اقدام به عملی که بر خلاف موازین، مقررات و معیارهای ارزشی فرهنگ هر جامعه باشد، در آن جامعه بزهکاری یا جرم تلقی میشود و کسانی که مرتکب چنین عمل خلافی شوند، مجرم یا بزهکار نامیده میشوند 2 با این وجود در کتب جرمشناسی، بزهکار به کسی گفته میشود که متهم به ارتکاب رفتار ضد اجتماعی و یا قانون شکنی است، ولی به علت آنکه به سن قانونی (معمولاً 18 سالگی) نرسیده است، مانند یک مجرم بزرگسال مجازات نمیشود. ممکن است بزهکاری یک نوجوان، مقدمهای برای یک جنایت باشد اما قلمرو بزه و جرم متفاوت است زیرا برخی بزهها، جرم تلقی نمیشوند. گاهی فرد بزهکار به طور کلی فردی سرکش و ضد اجتماع است و مرتکب اعمالی میگردد که اگر بزرگسال مرتکب شود، مجرم شناخته نمیشود مثل فرار از خانه، تخریب اموال و … هرچند بزرگسالان میتوانند همچون نوجوانان بزهکاری کنند، اما بزهکاری نوجوانان نسبت به جرائم بزرگسالان در تمام دنیا تقریباً محدود میباشد.3
بند دوم: تعریف کودک
در کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد ، کودک به هرانسانی که زیر 18 سال تمام باشد گفته
میشود، مگر اینکه مطابق قانون حاکم بر آن شخص، سن کمتری برای رشد او مقرر شده باشد.4
در حقوق ایران، دوره کودکی، به دو دوره تقسیم میشود:
ـ دوره عدم تمیز
ـ دوره تمیز
در حقوق ایران، تعریف قانونی از دوره تمیز نشده است. کودکی که در دوره تمیز باشد، کودک ممیز گفته میشود و آن عبارتند از کودکی است که گرچه سن و سال کمی دارد، ولی شعورش به امور روزمره میکشد
و سرش در خرید و فروشهای عادی کلاه نمیرود و هنجارهای روزمره مردم را تا حد متعارف میداند. کودک غیر ممیز نیز کسی است که پا به دوره تمیز نگذاشته باشد پس دوره عدم تمیز، به دوره زندگانی کودک، پیش از دوره تمیز گفته میشود. در برخی از کشورها، برای دوره تمیز، سنی معین شده و اگر کودک به آن سن رسیده باشد، ممیز محسوب میگردد. در اصطلاح حقوقی منظور از کودک، کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد و در صورت ارتکاب جرم مبرا از مسئولیت کیفری هستند.5
بند سوم: تعریف نوجوان
نوجوانی به دورهای اطلاق میشود که بین دوره کودکی و جوانی قرارگیرد. حد و مرز و حقوق آن مشخص نیست و بستگی به افراد و جوامعی است که در آن قرار دارد و معمولاً نوجوانی همراه با بلوغ جنسی
میباشد و این نیز در همه جوامع یکسان نیست. دوران نوجوانی برای بسیاری از جوانان زمان آزمودن و عدم اطمینان است. آنها ممکن است نسبت به بحرانهای عاطفی، بسیار حساس و آسیبپذیر شوند و اضطراب، تحقیر و تغییر حالات را تجربه کنند. روانشناسان به این نتیجه رسیدهاند که اواخر دوران نوجوانی زمانی است که احساس بینیازی به والدین بر آن حاکم است.در جوامع و فرهنگهای مختلف تعریف از نوجوان متفاوت است. معمولاً سن 18-15 سال را نوجوان مینامند.6
مبحث دوم:طـلاق
طلاق، به عنوان یک مسأله اجتماعی، یکی از مهمترین پدیدههای حیات انسانی است. میتوان گفت که کمتر پدیده اجتماعی به پیچیدگی طلاق باشد. طلاق در ابعاد گوناگون ،تأثیر فزایندهای برزندگی انسانها
میگذارد. طلاق در طبقات اجتماعی ،پدیدهای است مؤثر که برتمامی جوانب جمعیت در یک جامعه
تأثیر میگذارد. درسالهای اخیر، شاهد افزایش میزان طلاق در تهران و شهرهای مختلف بودهایم . عوامل متعددی در گسترش طلاق نقش داشتهاند . این عوامل مربوط به تغییرات اجتماعی میباشند. طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی ، برساختار خانواده اثر گذاشته و پیامهای متعددی از آن در جامعه بر جای
میگذارد و کارکردهای مناسب را به کارکردهای نامناسب تبدیل نموده و مسائل بی شماری را بوجود
میآورد. علاوه بر کاهش ازدواج ،مسائل متعددی را برای جامعه بوجود آورده است. زیرا طلاق در طبقات اجتماعی به یک مسأله جدی تبدیل شده وبا گسترش خود ،مشکلاتی را به جامعه تحمیل نموده است.
بارزترین نتیجه منفی طلاق در طبقات اجتماعی، اثر آن بر فرزندان خانوادههای ناسازگار به شمار
میرود.مشکلات متعدد شخصیتی، افت تحصیلی، تنهایی، از خود بیگانگی،بزهکاری،اعتیاد وصدها آسیب اجتماعی دیگر در کنار سایر عوامل به طلاق مربوط است . گسترش طلاق و افزایش آن موجب شده تا جامعه دچار مشکل شود، بالا بودن دادخواستها و طلاقهای واقع شده، گویای این مسأل
ه است. در نتیجه از آنجا که فرزندان، یکی از آسیبپذیرترین اعضای خانواده در وضعیت نابسامان و آشفته هستند،به همین منظور ، خانواده میتواند عاملی تعیین کننده برای متمایل شدن آنها به سمت رفتارهای بزهکارانه باشد. طلاق ، شاید برای والدین ، راه گریز یا موفقیت محسوب شود، ولی برای کودکان ، همراه با فاجعه است.7 بنا بر تحقیقات محققان در سراسر جهان، در میان مؤلفههای مرتبط با خانواده که در بزهکاری کودکان مؤثر است، طلاق، از نظراثرگذاری در رده اول قرار دارد.اگر طلاق، تنها راه حل موجود باشد ، وظیفه داریم اثرات مخرب آن را به حداقل برسانیم. کودکان ، قربانیان بلافسق طلاق والدین خویشند. اگرنتوانیم فضای مطلوب و شادی بخش خانوادگی را برایشان فراهم کنیم ، دست کم باید بیاموزیم که چگونه آنان را ازصدمات ناشی از طلاق تا حدامکان درامان داریم. لذا تضمین حقوق کودک و نوجوان ، باید ازهمان آغاز زندگی شروع و گزینشهایی که طی این دوره حساس، بادر نظر گرفتن مصالح آنان انجام میگیرد و تدابیری که در این جهت اتخاذ میشود، نه تنها ب


دیدگاهتان را بنویسید