دانلود پایان نامه

قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِين» (انبیا/11)«چه بسيار مناطق آباد ستمگرى رادر هم شكستيم،و از پس آن گروهى ديگر پديد آورديم.»
حدیثی که درذیل آیه آورده شده،عبارت است از: عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ‏ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(عليه السلام) قَالَ‏ مِنَ الْقَوَاصِمِ الْفَوَاقِرِ الَّتِي تَقْصِمُ الظَّهْرَ جَارُ السَّوْءِ إِنْ رَأَى حَسَنَةً أَخْفَاهَا وَ إِنْ رَأَى سَيِّئَةً أَفْشَاهَا.159- ابی جعفر (عليه السلام) فرمود:از بلاهاى كمر شكن كه پشت انسان را خم كند،همسايه بد است، اگر خوشرفتارى و كار نيكى ببيند، پنهان كند،و اگر بدى از انسان ببيند فاش كند.
طبرسی براین باور است که،قصم به معنای شکستن است.160علامه آوردهاست که،کلمه قصم دراصل به معنای شکستن است،ولی بطورکنایه به معنای هلاکت نیز استفاده می شود.161
این حدیث که بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده، بیانی مجازی دارد،برای نشان دادن وبه تصویر کشیدن همسایه بد، به همین دلیل از واژه قصم استفاده کرده است،تا اوج سختی داشتن همسایه بدرا به تصویر کشد.
2-1-38-رهن
مولف بیان داشته است،که “رهن” به معنای حبس عمل وهم چنین چیزی در گرو دین قرار گیرد،است مانند وثیقه162. آیهی آورده شده،دراین باب عبارتاست از:«وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ» (طور/21)«كسانى كه خودايمانآوردند،وفرزندانشاندرايمانپيرويشانكردند،فرزندانشانرا به آنها ملحق مى‏كنيم و از پاداش عملشان هيچ نمى‏كاهيم، كه هر كسى در گرو كار خويشتن است.»
حدیثآورده شده،عبارتاست از : أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَكُفُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورُكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُواعَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُم‏163. ايا مردم، نفس شما گرو كردار شما است، آن را با استغفار رها كنيد، دوش شما از گناهان شمابار سنگينى دارد، به طول سجود آن را سبك كنيد.
در مفردات آمده است،که چون از ماده رهن وگرو، نگه داشتن تصور می شود، این ماده سپس به طور استعاره برای حبس و نگه داری، هر چیزی بکار برده می شود.164
این حدیث که بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده است، استعاره آورده شده است برای این که نفس انسان، در گرو اعمال وی است.
2-2-احادیث براساس جناس لفظ
دسته دوم ازاحادیث غیرتفسیری احادیثی هستند،که بر اساس جناس لفظ بیان شده است، انتخاب در تعداد این احادیث به طور گزینشی بوده است؛واگردر این بخش می بینیم که برخی واژگان تکرار شده اند،از این جهت است که، حدیث آورده شده در ذیل آنها ازجهت جناس لفظ واژه در حدیث مورد بررسی قرار گرفته است.
2-2-1-حلا
مولف واژه حلا رابه معنای زینت از طلا و نقره گرفته است.165 ذیل این واژه آیه ای آورده شده،کهعبارت است از:«وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى‏ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ » (اعراف/148)«و قوم موسى پس از [عزيمت‏] او از زيورهاى خود مجسّمه گوساله‏اى براى خود ساختند.»
حدیثی که درذیل آیهی بالا آمده، عبارت است از: قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله عليه و آله) لَمَّا أَنْ وَسْوَسَ الشَّيْطَانُ إِلَى آدَمَ (عليه السلام) دَنَا مِنَ الشَّجَرَةِ فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَذَهَبَ مَاءُ وَجْهِهِ ثُمَّ قَامَ وَ مَشَى إِلَيْهَا وَ هِيَ أَوَّلُ قَدَمٍ مَشَتْ إِلَى الْخَطِيئَةِ ثُمَّ تَنَاوَلَ بِيَدِهِ مِنْهَا مَا عَلَيْهَا فَأَكَلَ فَطَارَ الْحُلِيُّ وَ الْحُلَلُ مِنْ جَسَدِهِ فَوَضَعَ آدَمُ يَدَهُ عَلَى أُمِّ رَأْسِهِ وَ بَكَى.166 پيامبر(صلّى اللَّه عليه و آله) فرمود: هنگامى كه شيطان آدم(عليه السّلام) را وسوسه كرد، حضرت آدم نزديك آن درخت رفته و به آن درخت نگريست،پس آبروى او برفت (شايد منظور اين باشد،كه آب و رنگ او دگرگون شد،چون خود را باخت.)سپس برخاست و به سوى آن درخت رفت، و اين نخستين گامى بود كه به راه خطا برداشته شد،پس با دست از ميوه آن چيد،وخورد و زيورها و جامگان زرّين كه بر تن داشت، از بدنش پريد و آدم دست خود را بر فرق سرش نهاد، و گريست.
علامه براین عقیده است،که”حلی” به معنای چیزهایی است، که آدمی خود رابه آن زینت میدهد،از قبیل طلا و نقره وامثال آن.167
مولفتفسیرجوامعالجامع براین نظراست،که« مِنْ حُلِيِّهِمْ»زیورهاییاست،کهاز قوم فرعون به عاریت گرفته بودند،وبعداز هلاک فرعون در دست آنان باقی مانده بود.168
این حدیث براساس جناس لفظ واژه”حُلِيِّهِمْ درآیه والْحُلِيُّ درحدیث”درذیلآیه بیان شده است.
2-2-2-ادا
مولف درذیل آیهی :«وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفيفٌ مِنْ رَبِّكُم‏» در بیان معنای واژهی ادا، حدیث دیگری رابیان کرده است، که عبارت است از:فإنه روي عن أبي عبد الله (عليه السلام) أنه من غسل ميتا مؤمنا فأدى الأمانة غفر له قيل و كيف يؤدي الأمانة قال لا يخبر بما يرى.‏169 امام صادق (عليه السّلام) فرمود: هر كه جنازه مومنى را غسل دهد،وامانت را درباره او رعايت كند،خداوند او را ببخشايد؛راوى پرسيد:چگونه امانت را در باره او رعايت كند؟ فرمود: آنچه را كه در تنش مى‏بيند، باز نگويد.
این حدیث براساس جناس لفظ واژه” اَداءٌ درآیه و فأدى در حدیث” ذیل آیه بیان شده است، اشاره به حفظ امانت دیدن
ازطرف شخص غسل دهنده،درمورد اعضای میت می- دهدکه امانت سالم را رعایت کند.
2-2-3-درا
طریحی بیان داشته است، که واژه درا به معنای دفع کردن است.170 آیهی آورده شده در این قسمت، عبارت است از:«الَّذينَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ وَ قَعَدُوا لَوْ أَطاعُونا ما قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ» (آل عمران/168) « همان كسانى كه[خود در خانه‏] نشستند، و در باره دوستان خود گفتند: اگر از ما پيروى مى‏كردند، كشته نمى‏شدند؛ بگو: اگر راست مى‏گوييد، مرگ را از خودتان دور كنيد.»
حدیثی که بیان شده،عبارت است از:و سئل الصادق(عليه السلام)عن الرجل هل يقطع صلاته شي‏ء مما يمر به؟ فقال: لا يقطع صلاة المؤمن شي‏ء ولكن ادرؤا ما استطعتم.171
این حدیث بر اساس جناس لفظ واژه” فَادْرَؤُادرآیه وادرؤا درحدیث”بیان شده است ودر جهت تفسیرآیه مورد اشاره نیست.
2-2-4-دأب
مولف بر این عقیده است،که واژه دأببه معنای عادت وشأن واصل آن از “من دأب فی العمل”است.172 آیهی آورده شده، در این قسمت عبارت است از:
«كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ اللَّهُ شَديدُ الْعِقابِ» (آلعمران /11)«[آنان‏] به شيوه فرعونيان و كسانى كه پيش از آنان بودند،آيات ما رادروغ شمردند؛پس خداوند، به [سزاى‏] گناهانشان [گريبانِ‏] آنان را گرفت، و خدا سخت‏كيفر است.»
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آورده شده، عبارت است از :عن أبي عبد الله(عليه السلام) قال: عليكم بصلاة الليل فإنها سنة نبيكم و دأب الصالحين قبلكم و مطردة الداء عن أجسادكم.173 امام صادق (عليه السّلام) فرمود: بر شماست كه نماز شب بخوانيد،زيرا نماز شب سنّت پيامبر شماو شيوه مردان نيكوكارى است، كه پيش از شما مى‏زيسته‏اند، و نيز باعث دورى بيماريها از بدن هاى شماست.
مولفدر تفسیر اطیب البیان،براین باوراست که دأب به معنای عادت است، و درعلم اخلاق صفتی که به کثرت گراید، عادت می شود، وجز ملکه نفسانی می شود. 174راغب در ذیل این آیه بیان می دارد، که بر عادتی بودند،که پیوسته استمرار داشته است.175
طریحی اینحدیثرا براساس جناس لفظ واژه”كَدَأْبِدرآیهودأبدرحدیث” بیان داشته است،و درصدد تفسیرآیه نیست، باتوجه به مطالب گفته شده،میتوان بیان داشت که، دأب عادت و روش هم در صفت پسندیده وهم مذموم میتواند باشد.
2-2-5-رب
مولف براین باوراست،که واژه “رب” به معنای مالک و تدبیر کننده و پرورش دهنده است.176 آیهی آورده شده،عبارت است از: «رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْن» (رحمن /17)« پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب» .
حدیث آورده شده،در ذیلآیهی بالا عبارت است از: وَ كَانَ النَّبِيُّ (صلی الله عليه و آله) يَقُولُ فِي دُعَائِهِ‏- اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَلَدٍ يَكُونُ عَلَيَّ رَبّاً وَ مِنْ مَالٍ يَكُونُ عَلَيَّ ضَيَاعاً وَ مِنْ زَوْجَةٍ تُشَيِّبُنِي قَبْلَ أَوَانِ مَشِيبِي.‏177رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) در دعايش مى‏گفت: پروردگارا من به راستى به تو پناه مى‏برم، از فرزندىكه برمن سرورى كند؛ وازمالى كه در راه غير حقّ صرفش كنم، و از همسرى كه مرا قبل از اين كه پير شوم، پير سازد.
راغب اصفهانی بر این عقیده است که، رب به طور مطلق در مورد خداوند بکار میرود و هم چنین درمورد صاحب چیزی می گویند: رب الدار و رب الفرس.178
این حدیث بر اساس جناس لفظ واژه”رَبُّ درآیه و رَبّاً درحدیث” بیان شده است. اما این کهدراین حدیث کلمه رب را آورده است،خواسته این مفهوم را برساندکه کراهت وزشتی روزی که فرزند در حق والدینش، مانند زیر دست رفتارکند.چرا که واژه رب در مورد خداوند به معنای پرورش وتربیت بندگان است، واین صفت فقط مخصوص اوست، ولی در حدیث با آوردن اینکلمه خواسته به قسمت سروری آناشاره کند،چرا که وقتی فرزندی سرور والدین شد، با او هر رفتاری می کند.
2-2-6-هیج
درمجمع البحرینآمده استکه، واژه هیج به معنای برانگیختن ورسیدن است.179 آیهی آورده شده،درذیل این واژه، عبارت است از: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِأُولِي الْأَلْبابِ » (زمر/21)«مگر نديده‏اى كه، خدا از آسمان آبى فرود آورد، پس آن را به چشمه‏هايى كه در [طبقات زيرينِ‏] زمين است،راه داد، آنگاه به وسيله آن كشتزارى را كه رنگهاى آن گوناگون است،بيرون مى‏آورد،سپسخشكمى‏گردد؛آنگاهآن رازردمى‏بينى،سپس خاشاكش مى‏گرداند قطعاً در اين [دگرگونيها] براى صاحبان خرد عبرتى است».
حدیث آورده شده، در ذیلآیه عبارت است از: وَ جَاءَ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عليه السلام) فَقَالُوا لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ادْعُ لَنَا بِدَعَوَاتٍ فِي الِاسْتِسْقَاءِ فَدَعَا عَلِيٌّ (عليه السلام) الْحَسَنَ(عليه السلام)وَ الْحُسَيْنَ(عليه السلام)‏ قَالَ يَا حَسَنُ ادْعُ فَقَالَ الْحَسَنُ (عليه السلام) اللَّهُمَّ هَيِّجْ لَنَا السَّحَابَ بِفَتْحِ الْأَبْوَابِ بِمَاءٍ عُبَابٍ وَ رَبَابٍ بِانْصِبَابٍ وَ انْسِكَابٍ يَا وَهَّابُ وَ اسْقِنَا مُطَبِّقَةً مُغْدِقَةً مُونِقَةً فَتِّحْ أَغْلَاقَهَا و
َ سَهِّلْ إِطْلَاقَهَا وَ عَجِّلْ سِيَاقَهَا بِالْأَنْدِيَةِ فِي الْأَوْدِيَةِ يَا وَهَّابُ بِصَوْبِ الْمَاءِ يَا فَعَّالُ اسْقِنَا مَطَراً قَطْراً طَلًّا مُطِلًّا طَبَقاً مُطَبِّقاً عَامّاً مِعَمّاً رِهَماً بُهْماً رُحْما180. و گروهى از مردم كوفه نزد على بن ابى طالب (عليه السّلام) رفتند،و گفتند: يا اميرالمومنين دعاهایى در طلب نزول باران براى ما بخوان؛پس امير المومنين‏ على (عليه السّلام) دو فرزند خود حسن(عليه السلام) و حسين (عليه السّلام)را طلب كرد، و حسن را فرمود:دعا كن، امام حسن(عليه السّلام) چنين دعا كرد: اللّهمّ هيّج لنا- تا آخر دعاى متن؛آمين يا ربّ العالمين را خواند، كه ترجمه آن اين است: بار خدايا ابرها را به گشودن درهاى رحمتت به وسيله آبى سيل آسا و بادوام برانگيز،ومارابهوسيلهبارانى فراگير و دامن‏گستروبهجت انگيزسيرابفرما،خدايافروبستگي- هاى ابرها را بگشاى و روان ساختن اش راآسان گردان.
در مجمع البیان آمده است که، بهیج به معنای گیاه ودرخت خشک شده است، که در خشکی به نهایت خود رسیده باشد.181
مولف در اطیب البیان


دیدگاهتان را بنویسید