دانلود پایان نامه

آمد،وپدرومادرش اسم وی را فخرالدین نامیدند،به امید اینکه سبب فخردین باشد،اودانشمند لغوی وسرشناس فقیه ومحدث گران قدر شیعه است.1
او را طریحی گویند،چرا که منسوب به شیخ طریح بن خفاجی است،واو را مسلمی گویند چرا که منسوب به خاندان بنی مسلم،یکی ازطوایف بنی اسد است.2
طریحی که ازخاندان طریحی برخاسته است،ازمشهور ترین خاندان های ریشه دار علمی شیعه است.
یکی از نویسندگان میسحی به نام اب انستاس ماری کرملی،درباره آل طریح این چنین می نویسد:«آل طریح از تبارعلم،فضل وادب،وتقوا درنجف وازقدیمی ترین ومشهورترین وریشه دار ترین خانواده ها درمجد وشرف است،زمانی که رجال علم واصلاح رابه شمرند خاندانی معروف تر از آنان در نجف نیست».3
1-1-2-زهد وتقوا
به گفته نویسندگانوعلما طریحی ازعابدترین وزاهدترین عالم زمان خود بود؛در کتاب ریاضالعلماآمده است،که«ویعابدترین وباتقواترین اهل زمان خود بود،ودر تقوای وی همین بس که لباسی را که با نخ ابریشم دوخته شده بود،به تن نمیکرد بلکه لباسهای اورا بانخ پنبها ی میدوختند».4
هم چنین آمده است،که طریحی عالم فاضل،محدث باتقوا،زاهد،فقیه، شاعر،ازعابد ترین و باتقواترین اهل زمان خود بود.5
مولف ریاض العلما براین باوراست،که درسال 1080ق،طریحی در ماه مبارک رمضان معتکف شده بود،ومولف در مسجد کوفه با وی دیداری داشته است.6
1-1-3-مشایخ وشاگردان وی
مولف درریحانه الادب براین باوراست،که طریحی بایکی دو واسطه ازشیخ بهایی روایت نموده است،وخودشازمشایخ روایت پسرخودش صفی الدین وعلامه مجلسی و هاشم بحرانی می باشد.7
طریحی به واسطه محمد بن حسام المشرقی، از شیخ بهایی روایت کرده است.8
پسرش صفی الدین شرحی برمجمع البحرین وملحقاتش به نام حواشی المجمع نوشته است،وهم چنین شرحی بر کتاب رساله فخریه به نام الریاض الزهریه نوشته است.9
1-1-4-آثار مولف
طریحی آثار فراوانی دارد،ازجمله در قرآن وحدیث مانند کتاب مجمع البحرین المنتخب في جمع المرائي و الخطب وکتاب غریب الحدیث،که آن را قبل ازکتاب مجمع البحرین تالیف کرد.10
مولف مراقدالمعارف براین باوراست، که مهمترین کتابهای طریحی مجمع البحرین در لغت،وکتابهایی در فقه وتفسیراست،واز دیگر آثار طریحی المنتخب و فخریه درفقه وجامع المقال درحدیث ودرایه و رجال است.11
از دیگرآثار طریحی الاحتجاج فی مسائل الاحتیاج،الاربعون حدیثا،ایضاح الحساب،جامعه الفوائد،الاثنی عشریه فی اثنی عشرمبحثا فی مباحث اصول الفقه،تحفه الواد عقال الشارد،شرح اثنی عشریه صاحب معالم،غریب القرآن،غریب الحدیث للخاصه،فوائدالاصول است.12
طریحی آثارفراوانی دارد،مخاطبین برای آشنایی با دیگر کتاب های طریحی، به مقدمه مجمع البحرین مراجعه کنند.
1-1-5-وفات طریحی
مولف آورده است،که طریحی درسال1085هجری درشهررماحیهی مدینه وفات یافت وجنازه اش به نجف منتقل شد،مرقد وی درمحله براق شهر نجف است.13
رماحیه به تشدید میم شهری از عراق عرب است.14
1-2-کتاب مجمع البحرین
کتابمجمعالبحرین،کتابیغریبالقرآنولغویدرششجلدنگاشتهشده است،ساختارکتاب به این گونه است، که با مقدمه تحقیقی درباره شرح حال اساتیدوآثار علمی طریحی آغاز شده است،متن کتاب به سبک صحاح اللغه جوهری مرتب شده است.
مولف درسال 1079 ق به نگارشکتاب مجمع البحرین پرداخت، وی درابتدای کتاب انگیزهی خود را از نگارش آن این طور بیان میدارد،که «من دیدم درشرح روایات واحادیث منسوب به غیر معصومین واهل بیترسولخدا(صلیالله عليه وآله)و اجمعین،کتاب های متعددی نگاشته شده است، واز میان اصحاب وعلمای بزرگ نیزکتابی مستقل در شرح اخباروروایات معصومین(عليهالسلام)نگاشته نشده است لذا بر آن شدم تادر شرح سخنان واحادیث اهل بیت (عليه السلام)این کتاب را به نگارش درآورم،من دراین کتاب واژهای غریب وناآشنای قرآنی را نیز برآن افزودم تااز کتاب وسنت به همراه هم بهره مندشویم.».15
مولف احتمالاً نام کتاب خود را از آیه سوره کهف گرفته است،چرا که دو دریای قرآن وحدیث رادرکنارهم جمع کرده است؛آیه عبارت است از:«وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً»(کهف/60)«و (به ياد آر)وقتى كه موسى به شاگردش(يوشع كه وصى و خليفه او بود.) گفت:من دست از طلب برندارم تا به مجمعالبحرين (به محل برخورد دو دريا) برسم،يا سالها عمردرطلب بگذرانم».
درمجمعالبحرین طریحی درمورد معنای هرواژه ابتدا شواهدقرآنی راذکرکرده،و وجوه معنایی یک کلمه رادرکاربرد های مختلف تبیین کرده است،وسپس درذیل آیات احادیثی را ذکر کرده است؛بیشتر احادیث ذکرشده درکتاب مجمع البحرین بدون ذکر سند واحادیث به شکل قسمتی از کل حدیث آورده شده اند،طریحی بیشتر آن قسمت حدیث را ذکر کرده که به صوردت شاهد مثال مدنظرش بوده است.
واژگان درمجمعالبحرین براساس نظام قافیه و براساس ریشه کلمات مرتب شدهاند، برطبقاین نظام ابتدادرمرتبه اول،حرف پایانی کلمه سپس حرف نخست ودرآخر حرف میانی کلمه مد نظر است،وهر یک از حروف الفبا رادر عنوان کتابی مستقل بیان کرده است.
مولف ریاض العلما آورده است،که این کتاب بهترین کتاب درجمع بین غریبالقرآن وغریبالحدیث است،وهیچ کس از امامیه قبل از وی این تالیف را نداشته است،وی این کتاب را در کنارحرم امام رضا(عليهالسلام) نوشته است.16
هم چنین مولف درطبقات اعلامالشیعه براین
باور است،که طریحی مجمع البحرین را درسال 1079ق نوشته است.17
1-3-مفهوم روش
روش به معنای رفتن،عمل کردن،راهرو است،و روش شناسی به معنای معرفت، شناخت است.18
روش به معنای چگونگی انجام دادن یک کار،چگونگی رفتار یک شخص،درمورد معین است.19
هم چنین روش به معنای طرز،طریقه،قاعده، قانون،راه ،اسلوب،سبک،رفتار است.20
1-4- کتاب غریب القرآن
غریب القرآن مصطلحی است مرتبط با مفردات ومعنی شناسی واژه های قرآن،وهمواره یکی از دانش های زیر مجموعه ی علوم قرآنی به شمار می آمده است،در تعریف این دانش باید گفت،دانش غریب القرآن دانشی است که به شرح وتبیین معنای کلماتی از قرآن که برای مردم نامانوس است،می پردازد،نهضت غریب القرآن نویسی از سده دوم هجری آغاز وتا زمان حاضر نیز ادامه دارد.21
1-5-محسنات لفظی
1-5-1-جناس
جناس همانندی دولفظ درگفتارو ناهمانندی آنها درمعنا است،جناس دونوع است، لفظی ومعنوی،جناس لفظی،خود دو نوع است،جناس تام وجناس غیرتام،جناس تام آن است که دو لفظ متجانس در چهار نوع اتحاد دارند،نوع حروف،عدد حروف،هیات هایی که پدیده حر کت ها وسکون ها است،تر تیب حروف.22
جناس غیرتام آن است،که دو لفظ متجانس دریکی یابیشتر از یکی درچهارچیز در جناس تام با هم اختلاف دارند،وآناختلاف یا به افزایش یک حرف دراول کلمه یا وسط،یا آخر کلمه است.23
دراین پژوهش،فقط به بررسی جناس لفظی درمجمع البحرین پرداخته شده است، وهم چنین دربررسی جناس به جناس تام وغیرتام اشاره نشده است،وفقط این مطلب بیان شده است،که کلمه جناس دارد،یا اینکه جناس ندارد،واز نوع دیگرمحسنات لفظی ماننداشتقاق است.
1-5-2-اشتقاق
اشتقاق به عنوان یکعمل عبارت است،از اینکه ازیک لفظکلمات دیگریکه در ترکیب حروف با آن لفظ اصلی تناسب دارند،گرفته شود،تا برمعنایی متناسب با لفظ اصل دلالت کند.24
در بحث بیان اشتقاق دراین پژوهش فقط به این مطلب اشاره شده است،که واژه در حدیث از نوع اشتقاق هست یانه،و انواع اشتقاق مطرح نشده است،به دلیل این که موضوع این پژوهش روش شناسی مجمع البحرین است،واز بیان جزئیات خودداری شده است.
1-6-روایات تفسیری
در تفسیر روایی که معروف به تفسیر اثری است،تفسیر قرآن با روایاتی است که از پیامبر(صلیاللهعليهوآله)وائمه(عليهالسلام)صادر شدهاند،و ازامتیازات آن میتوان به کشف وتبیین مراد الهی آگاهی از بطون وتاویل آیات نام برد.25
مولف آورده است،که پس ازآیات قرآن کریم روایات معصومین،مهم ترین منبع تفسیر به شمار میآید،منبع بودن سخن معصوم در توضیح و تبیین کتاب خدا هم زمان با نزول قرآن مطرح بوده است.26
1-7-روایات غیر تفسیری
روایاتی هستند،که درصدد تفسیرآیه نیستند،بلکه کلام وسخنان حکمت آمیزمعصوم هستند،که درموارد مختلف آنان برای مخاطبین خود بیان داشته اند.

فصل دوم
احادیث غیر تفسیری

فصل دوم:احادیث غیرتفسیری
دراین فصل احادیثی مورد نقدوپژوهش قرار گرفته اند،که در صدد تفسیر آیه نیستند،وطریحی آنها رابراساس اشتقاق لفظ و جناس لفظی بیان کرده است؛ هم چنین متذکرمیشوم که، با توجه به موضوع این پروژه تحقیقاتی که روش شناسی بکار گیری روایات درکتاب مجمع البحرین است، فقط به اصل روش اشاره شده است، واز بیان جزئیات روشخوداریشده است، هم چنین تعداد در انتخاب این احادیث گزینشی بوده است واگربرخی واژگانتکرارشده اند، این کاملاً گزینشی بوده واحادیث آنها نیز، با حدیث قبلی فرق دارد.
درآوردن برخی احادیث باتوجه به این که متن حدیثی شاهد مثال، در قسمتی از یک حدیث طویل بوده، فقط آن قسمت از حدیث آورده شده است، که به عنوان شاهد مثال است، ودراین احادیث از آوردن سند حدیثی، به دلیل طویل بودن سند حدیثی خوداری شده است.
احادیث غیرتفسیری دراین فصلدردو عنوان1- احادیث براساس اشتقاق لفظ و2-احادیث بر اساس جناس لفظی بیان شده اند، که به شرح ذیل می باشند.
2-1-احادیث براساس اشتقاق لفظ
2-1-1-ادا
مولف بر این باور است، که واژه ادا به معنی دادن وپرداختن ورساندن است.27 آیهی آورده شده دراین قسمت عبارت است، از:«وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفيفٌ مِنْ رَبِّكُم‏» (بقره /178)« و با [رعايت‏] احسان[خونبها را]به او بپردازد؛اين[حكم‏]تخفيفو رحمتىاز پروردگار شماست.» حدیثی که در ذیل آیهی بالا آمده است، عبارت است از: وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(عليه السلام)‏ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا كَانَ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنَ الدُّنْيَا وَ أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ الْآخِرَةِ مُثِّلَ لَهُ مَالُهُ وَ وُلْدُهُ وَ عَمَلُهُ فَيَلْتَفِتُ إِلَى مَالِهِ وَ يَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّي كُنْتُ عَلَيْكَ لَحَرِيصاً شَحِيحاً فَمَا ذَا عِنْدَكَ فَيَقُولُ خُذْ مِنِّي كَفَنَكَ فَيَلْتَفِتُ إِلَى وُلْدِهِ فَيَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّي كُنْتُ لَكُمْ مُحِبّاً وَ إِنِّي كُنْتُ عَلَيْكُمْ لَمُحَامِياً فَمَا ذَا عِنْدَكُمْ فَيَقُولُونَ نُؤَدِّيكَ إِلَى حُفْرَتِكَ وَ نُوَارِيكَ فِيهَا فَيَلْتَفِتُ إِلَى عَمَلِهِ فَيَقُولُ وَ اللَّهِ إِنَّكَ كُنْتَ عَلَيَّ لَثَقِيلًا وَ إِنِّي كُنْتُ فِيكَ لَزَاهِداً فَمَا ذَا عِنْدَكَ فَيَقُولُ أَنَا قَرِينُكَ فِي قَبْرِكَ وَ يَوْمِ حَشْرِكَ حَتَّى أُعْرَضَ أَنَا وَ أَنْتَ عَلَى رَبِّك‏28 امير المومن
ين (عليه السّلام) فرمود: هنگامى كه بنده در آخرين روز زندگيش دردنيا و نخستين روز از آخرت قرار مي گيرد، مال او و فرزند او و عملش در برابر او ممثّل و مجسّم مى‏شود؛پس روى به مال خود كرده ميگويد: سوگند به خدا من در طلب تو حريص و آزمند بودم و بر صرف تو بسيار بخل مي ورزيدم، حال تو چه دارى كه مرا در اين سفر به كار آيد؟ مال جواب مي دهد؛ كفنت را از من برگير، بعد متوجه فرزندانش مى‏شود، و مي گويد: به خدا قسم مندوستدارشمابودمومنبودم كه،از شما پشتيبانى مي كردم اكنون نزد شماچيست؟كه دستگير من باشدو با من چه همراهى توانيد كرد؟آنان به او پاسخ ميدهند: ما فقط مي- توانيم تو را به گورت رسانده وآنجا دفن كنيم، آنگاه به عمل خويش روى مي كند،ومي گويد: به خدا قسم كه تو بر من سخت گرانبار بودى و من به تو بي رغبت بوده، و از تو روى مي- گرداندم اكنون تو چه همراه من ميكنى؟ و عمل به او پاسخ مي دهد: من در گورت و در آن روز كه محشور خواهى شد با تو همنشين و همراه خواهم بود، تا من و تو بر پروردگارت هر دو عرضه شويم.
صاحب جوامع الجامع این طور بیان می دارد، که قاتل در صورت امکان بدون سهل انگاری ومعطلی دیهرا بدهد.2


دیدگاهتان را بنویسید