دانلود پایان نامه

9 علامه براین باوراست،که دیه را باید بدون معطلی وآزار و اذیت وبه خوبی پرداختن داد.30
در مطالب بالا این نکته به خوبی روشن می شود،که حدیث آورده شده درصددبیان تفسیرآیه نیست، وبراساس اشتقاق لفظ بیان شده است.آیه در موردپرداخت دیه بحث می- کندوحدیث در مورد رساندن بدن میت، به سوی قبر بحث میکند.

2-1-2-ثوی
واژه ثوی که،که به معنای مقام و جایگاه است31. آیه آورده شده دراین قسمت عبارت است، از «النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدينَ فيها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ» (انعام/ 128)«جايگاه شما آتش است؛درآن ماندگار خواهيد بود،مگرآنچهراخدابخواهد [كه خود تخفيف دهد]؛ آرى پروردگار تو حكيم داناست.» حدیث عبارت است، از:عن جابر بن عبد الله قال: قال رسول الله (صلی الله عليه و آله) إذا حمل عدو الله إلى قبره نادى حملته أ لا تسمعون يا إخوتاه أني أشكو إليكم ما وقع في أخوكم الشقي إن عدو الله خدعني و أوردني ثم لم يصدرني و أقسم لي أنه ناصح لي فغشني و أشكو إليكم دنيا غرتني حتى إذا اطمأننت إليها صرعتني و أشكو إليكم أخلاء الهوى منوني ثم تبرءوا مني و خذلوني و أشكو إليكم أولادا حميت عنهم و آثرتهم على نفسي فأكلوا مالي و أسلموني و أشكو إليكم مالا منعت فيه حق الله فكان وباله علي و كان نفعه لغيري و أشكو إليكم دارا أنفقت عليها حريبتي فصار سكانها غيري و أشكو إليكم طول الثوى في قبري ينادي أنا بيت الدود أنا بيت الظلمة و الوحشة و الضيق يا إخوتاه فاحبسوني ما استطعتم و احذروا مثل ما لقيت فإني قد بشرت بالنار و الذل و الصغار و غضب العزيز الجبار وا حسرتى على ما فرطت في جنب الله و يا طول عويلاه فما لي من شفيع يطاع و لا صديق يرحمني فلو أن لي كرة فأكون من المؤمنين32.
علامه براین نظراست،که کلمه مثوی اسم مکان است،به معنایمحلاستقامتبا استقرار است،” النَّارُ مَثْواكُمْ “به معنای این است،که آتش محل اقامتی برای شما است، که درآن استقرار خواهید داشت.33
در حدیث بالا بابیان ویژگی های قبر میخواهد، این مطلب رابرساندکه، ثوی جایگاهی است،کهمحلاستقرار است،چرا که ویژگیهای آن رابیان کرده است،که اهمیت آن را برساند؛ این اهمیت و ویژگی ها با مفهوم استقرار آن معنا پیدا میکند،این حدیث از باب اشتقاق لفظ بیان شده است و در صددتفسیر آیه نیست.

2-1-3-خبا
مولف بر این باور است که “خبا “به معنای پنهان بودن است.34 آیه ی آورده شده دراین قسمت، عبارت است از: «أَلاَّ يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذي يُخْرِجُ الْخَبْ‏ءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ »(نمل/25)« [آرى شيطان چنين كرده بود] تا براى خدايى كه نهان را در آسمانها و زمين بيرونمى‏آورد،وآنچهراپنهان مى‏داريد،و آنچه را آشكار مى‏نماييد، مى‏داند سجده نكنند.»حدیثی که آمده است، عبارت استاز:قوله(عليه السلام)‏ اطلبوا الرزق في خبايا الأرض فإنه تعالى بسطها و جعل لها طولا و عرضا و طرح فيها جبالا ثابتة و أعلاما يهتدى بها و أخرج منها النبات فيها من كل شي‏ء بقدر معلوم و من الأشياء التي توزن من الذهب و الفضة و النحاس و الحديد و غيرها.35 راغب اصفهانی بیان داشته است، که خبا در مورد هرچیز که پوشیده وپنهان باشد، بکار می رود.36 مولف در مجمع البیان خبارا چیز هایی می داند، که از نظر ها مخفی هستند؛ و پیش از آنکه بیرون آورده شوند؛ ادراک نمی شوند،خبارا چیز هایی می داند که از نیستی به هستی در می آیند.37
مولف درتفسیر جوامع الجامع براین عقیده است،که خبا مصدری به معنای اسم مفعول است، و آن تمام چیزهایی است، که خداوند آن را در آسمانها و زمین غیب و پنهان کرده است.38
علامه در تفسیر المیزان عبارت «يُخْرِجُ الْخَبْ‏ءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »را استعاره ایی می- داند، که گویا خداوندموجودات را ازپسپرده غیب، یکی پس از دیگری بیرون می آورد و آنها را به عالم وجود در میآورد.39
این حدیث براساس اشتقاق لفظ بیان شده است، ومیتوان بیان داشت که، معنایی مجازی را نیز در بردارد،که با توجه به حدیث و تفاسیر گفته شده میتوان گفت معنای مجازی آن هر چیز پنهان میتواند باشد، که وجود ندارد؛ و انسا ن با تلاش و اتکا برخداوند میتواند آنها را بدست آورد. چنان چه آخر حدیث به آن اشاره دارد و این در زندگی امروزی ما صادق است، مانند ذخایر انرژی که از شکافتن اتم بوجود میآید.
2-1-4-خزا
واژه خزا که مولف بر این نظراست، که به معنای هلاک شدن است.40 آیهی آورده شده دراین قسمت عبارت است از:«فَسيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكافِرين »(توبه/2)«پس[اىمشركان] چهار ماه [ديگر با امنيّت كامل‏] در زمين بگرديدو بدانيد كه شما نمى‏توانيدخدا را به ستوه آوريد،و اين خداست كه رسواكننده كافران است».
حدیثی که درذیل آیه بیان شده، عبارت است از : عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) أَنَّهُ كَتَبَ بِهَذِهِ الرِّسَالَةِ إِلَى أَصْحَابِه‏:واللَّهِ لَا يُطِيعُ اللَّهَ عَبْدٌ أَبَداً إِلَّا أَدْخَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ فِي طَاعَتِهِ اتِّبَاعَنَا وَ لَا وَ اللَّهِ لَا يَتَّبِعُنَا عَبْدٌ أَبَداً إِلَّا أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ لَا وَ اللَّهِ لَا يَدَعُ أَحَدٌ اتِّبَاعَنَا أَبَداً إِلَّا أَبْغَضَنَا وَ لَا وَ اللَّهِ لَا يُبْغِضُنَا أَحَدٌ أَبَداً إِلَّا عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ مَاتَ عَاصِياً ل
ِلَّهِ أَخْزَاهُ اللَّهُ وَ أَكَبَّهُ عَلَى وَجْهِهِ فِي النَّار41.
بخدا سوگند هرگز بنده‏اى فرمانبردارى خدا را نكند، جز آنكه خداوند پيروى ما را در فرمانبردارى او داخل گرداند، و بخدا پيروى نكند بنده‏اى از ما جز آنكه خدا دوستش دارد و بخدا هيچ گاه بنده پيروى ما را وامگذارد، جز آنكه ما را دشمن دارد و بخدا هيچ گاه كسى ما را دشمن ندارد، جز آنكه نافرمانى خدا را كرده و هر كه در حال نافرمانى خدا بميرد خداوند او را خوار گرداند، و برو در آتش دوزخ اندازد.
راغب در مفردات آورده است،که خواری اگراز ناحیه خود انسان باشد،مذموم نیست اما از ناحیه دیگران باشد، مذموم و ناپسند است42. مولف در تفسیر جوامع الجامع خواری را کشتن در دنیا، و در آخرت معذب ساختن وعذاب می داند.43
درالمیزان آمده است که، با استکبار ورزیدن خود را دچار خزی الهی وهلاکت ننمایند.44
با توجه به معنای حدیث وتفاسیر گفته شده، می توان گفت خواری وهلاکت از جانب خداوند میتواند نتیجه نافرمانی او باشد، وبا توجه به حدیث این نافرمانی در امور مهم می- تواند باشد؛ چرا که نتیجه خوار شدن از جانب خداوند است،واین استکبار ورزیدن به خداوند واهلالبیت است که منجر به چنین عذابی می شود.بنابرین میتوان گفت این حدیث اگر چه درباره خوار شدن بحث میکند، اما براساس اشتقاق لفظ درذیل آیه بیان شده است.
2-1-5-خسا
درمجمعالبحرین آمده است که، واژه خسا به معنای دورشدن است.45 آیهی آورده شده عبارت است، از:«ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسيرٌ » (ملک/4) «بازدوباره بنگرتا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد».
حدیثی که آمده است، عبارت است از: اللهم إنك وهبت لنا ذكرا وأنت أعلم بما وهبت ومنك ما أعطيت وكلما صنعنا فتقبله منا على سنتك وسنة نبيك ورسولك(صلىاللهعليه وآله) واخسأ عنا الشيطان الرجيم لك سفكت الدماء لا شريك لك والحمد لله‏رب العالمين46. خداياتو به ما پسرى دادى و تو به آنچه داده‏اى آگاه‏ترى، و از توست آنچه را كه داده‏اى و آنچه ما كرديم تو آن را از ما بر سنت خودت و سنت پيامبرت و رسولت(صلى الله عليه وآله) بپذير و شيطان رانده شده را از ما دور بفرما،براى تو خون‏ها ريخته شده،تو بىهمتايى و ستايش ويژه خداوند پروردگار جهانيان است.
مولف درتفسیر مجمع البیان”خاسئا” را دور دانستن در رسیدن به مقصد در حالیکه خوار وشکسته است، می داند47.
مولف معجم مقاییس اللغه، بر این عقیده است که خسا دلالت بر دوری میکند.48
مولف در تفسیر اطیب البیان بیان داشته است که “خاسئا” به معنای دوری وبه مقصد نرسیدن واز فکر دور بودن است.49
علامه در ذیل تفسیر آیه بیان می دارد که، هر چند میتوانی در نظام هستی نظر بیفکن و این نظر کردن خسته و ناتوان است، از اینکه تفاوتی بیابد، چرا که این نظام واحد ومتصل الا جزاء است.50
این حدیث براساس اشتقاق لفظ درذیلآیه بیان شده است؛حدیث ابتدا ازعلم خداوندی صحبت به میان می آورد، سپس از دور بودن شیطان واین که دور بودن شیطان برای انسان امری بدیهی است، پس میتوان نتیجه گرفت که،دور بودنی منظور است که حاصل و نتیجه ای ندارد.
2-1-6-خوا
مولف براین نظراست،که واژه خوا که کلمه خاویه از این ریشه است، به معنای خالی شدن است.51 آیهی آورده شده در این قسمت عبارت است از:
«أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى‏ قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها»(بقره /259)«يا چون آن كس كه به شهرى كه بامهايش، يكسر فرو ريخته بود عبور كرد».
حدیثی که در ذیل آیه آمده،عبارت است از: وَ لَا بَأْسَ بِالْقِيَامِ وَ وَضْعِ الْكَفَّيْنِ وَ الرُّكْبَتَيْنِ وَ الْإِبْهَامَيْنِ عَلَى غَيْرِ الْأَرْضِ وَ تُرْغِمُ بِأَنْفِكَ وَ يُجْزِيكَ فِي وَضْعِ الْجَبْهَةِ مِنْ قُصَاصِ الشَّعْرِ إِلَى الْحَاجِبَيْنِ مِقْدَارُ دِرْهَمٍ وَ يَكُونُ سُجُودُكَ كَمَا يَتَخَوَّى الْبَعِيرُ الضَّامِرُ عِنْدَ بُرُوكِهِ تَكُونُ شِبْهَ الْمُعَلَّقِ لَا يَكُونُ شَيْ‏ءٌ مِنْ جَسَدِكَ عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنْه52. و ايستادن و گذاشتن دستها و زانوها و انگشتان ابهام بر غير زمين اشكالى ندارد؛ (بلكه لزوم بر زمين نهادن بى‏حائل مخصوص پيشانى است) و بينى خود را بر زمين بگذار يا بساى(حدّاقل اينست كه بر زمين برسد)ودرگذاشتن پيشانى بر زمين براى تو كافى است، كه از رستنگاه مو تا ابروها به اندازه يك درهم بر زمين گذارى (يعنى اين مقدار موضع سجود است)و سجود تو يا حالت تو در هنگام سجود بايد همانند فراخى و گشادگى ميان اعضاى شتر لاغر به هنگام خوابيدن يعنى همچون كسى باشد كه آويخته است؛(كه كليّه اعضاى او بسوى زمين ميل كند و كشيده مى‏شود) و هيچ جزئى يا عضوى از بدنت بر جزئى يا عضوى ديگر متّكى نباشد، و اعضا يك ديگر را نگرفته باشند.
طبرسی در مجمع البیان آورده است، که خوی به معنای خالی وبه معنای خانه ای که از اهلش خالی شده باشد،است.53
در مفردات آمده است، که”تَخْوِي‏ خَوَاءً” به معنای این است،که خانه بكلّى خالى و ويران شد.54
این حدیث با تمثیلی زیبا که امام آن را در حدیث آورده است، شخص سجود کننده را وصف می نماید،و معنای آن را به وضوح برای شخص مخاطب به تصویر میکشد، وبراساس اشتقاق لفظ بیان شده است، و در حهت تفسیرآیه موردنظر نیست.
2-1-7-دحا
مولف براین باور است که، واژه دحابه معنای گستردگی و وسعت است.55 آیهی آورده شده توسط مولف، عبارت است از: «وَ الْأَ
رْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها » (نازعات/30)«و پس از آن زمين را با غلتانيدن گسترد». این دعا در ذیل آیهی بالا آورده شده است؛ که عبارت است، از: اللهم داحي المدحوات و بارئ المسموكات‏ و جابل القلوب على فطرتها شقيها و سعيدها اجعل شرائف صلواتك و نوامي‏ بركاتك و رأفة علی محمد عبدک ورسولک.56
امام على(عليه السلام) می فرماید: خدايا! اى گسترنده گسترده‏ها(زمينها)و نگاهدارنده برافراشته‏ها (آسمانها)و آفريننده دلها بر فطرت آنها، چه خوشبخت آنها و چه بدبخت آنها شريفترين درودها و افزون‏ترين بركات خود را بر محمد بنده وفرستاده ات فرست.
علامه درتفسیر المیزان دحا را گسترش زمین معنا کرده است.57 اما راغب معنای دحا را جابجایی وحرکت زمین بیان کرده است.58
با توجه به دعای آورده شده میتوان گفت گسترش چیزهایی که گسترده شده اند، میتواند معنای جابجایی را نیز داشته باشد، و طریحی این دعا را براساس اشتقاق لفظ بیان کرده است، ودر جهت تفسیر آیه نیست.
2-1-8-رعا
طریحی براین نظراست، که


پاسخی بگذارید